دانلود کتاب الکنرونیکی وهابیت : دانلود كتاب وهابیت از منظر عقل و شرع : اینبار کتاب الکترونیکی وهابیت از منظر عقل و شرع نوشته دکتر سيد محمد حسيني قزويني را تهیه کرده ایم . « وهابیت از منظر عقل و شرع » كتابی است جامع در شناخت فرقه وهابیت كه از پیدایش آن آغاز و به بیان اعتقادات و تاریخ آنان پرداخته است . این كتاب ارزشمند در بخشی از خود دیدگاه عالمان و مراجع شیعه را درباره این گروه جای داده و در فصلی دیگر برخی از جنبشهای و جنایات آنان در جهان اسلام را به بیان نشسته است.که عنوان فصل های کتاب شامل : مقدّمه : دروغ پردازىهاى وهابيت نسبت به شيعه :چشمانداز مذهب شيعه فصل اول : مراجع عظام تقليد و تفكر انحرافى وهّابيّت فصل دوم : ريشههاى وهّابيّت در قرون اوليه اسلامى فصل سوم : جنايات وهابيت در طول تاريخ فصل چهارم : وهّابيّت و خداشناسى فصل پنجم : وهّابيّت و تكفير مسلمانان فصل ششم : وهّابيّت واتهام بدعت به مسلمانان فصل هفتم : حرمت توسّل به پيامبران و اولياء میباشد که با ورود به ادامه مطلب میتوانید بخشهای هر فصل مشاهده و با دانلود کتاب مطالعه نمایید.
[ ادامه مطلب ] | |
دانلود نرم افزار پاسخگویی به شبهات وهابیت : با تلاش تیم برنامه نویسی سایت سلام شیعه اولین نرم افزار (کم حجم و قابل دانلود) ، در رابطه با پاسخگویی به شبهات وهابیت طراحی و در اختیار کاربران قرار گرفت.لازم به ذکر است که این نرم افزار بصورت آزمایشی منتشر گردیده است و انشالله بزودی نسخه تکمیلی منتشر خواهد گردید.
مزایا و شناسه نرم افزار پاسخگویی به شبهات وهابیت :
1- آرشیو جامع پرسش و پاسخ در مورد شبهات وهابیت.
2- قابلیت اجرا بر روی رایانه (بدون نیاز به اتصال به اینترنت) با قابلیت جستجو در میان شبهات بصورت آفلاین.
3- قابلیت جستجو در میان شبهات بصورت هوشمند.
4- قابلیت بروز رسانی و افزایش مطالب در کمترین زمان (در صورت وجود نسخه های جدید).
5- ارسال شبهه و سوال جدید توسط کاربر به مسئولان پاسخگو و دریافت سریع جواب.
6- حجم فوق العاده کم با قابلیت دانلود سریع.
7- عدم محدودیت در قانون کپی رایت و حمایت معنوی از تکثیر و انتشار این برنامه توسط سایت سلام شیعه.
۸- و ... .
برای دانلود نرم افزار پاسخگویی به شبهات وهابیت به ادامه مطلب بروید .
[ ادامه مطلب ] | |
جواب : به دليل عقلى و نقلى انبياء قبل از بعثت معصوم بودند. دليل عقلى: بر عصمت انبياء دلايل عقلى متعددى وجود دارد لكن به جهت اختصار فقط به يك دليل اشاره مى كنيم، و آن اينكه: هدف اصلى ازبعثت انبياء هدايت و راهنمايى بشر به سوى حقايق و وظايفى است كه خداى متعال براى انسانها تعيين كرده است، آنها در حقيقت، نمايندگان الهى در ميان بشر هستند كه بايد ديگران را به راه راست هدايت كنند. حال اگر چنين نمايندگان و سفيرانى پاى بند به دستورات الهى نباشند، و خودشان بر خلاف محتواى رسالتشان عمل كنند مردم، رفتار آنها را مناقض و مخالف با گفتارشان تلقّى مى كنند. در اين صورت ديگر به گفتارشان اعتماد لازم را پيدا نمى كنند. و در نتيجه هدف از بعثت انبياء بطور كامل تحقق نخواهد يافت. فلذا حكمت و لطف الهى اقتضاء مى كند كه پيامبران، افرادى پاك و معصوم از هر گونه خطا و گناه باشند و حتى كار ناشايسته اى كه از روى سهو و نسيان نيز از آنها سر نزند تا بتوانند هر چه بيشتر اعتماد و علاقه مردم را جلب كنند. بنابراين عصمت براى پيامبران در تمام دوران زندگى (چه قبل و چه بعد از بعثت) لازم و ضرورى است، علاوه بر آن اگر قبل از بعثت معصوم نباشند غرض ورزان و منكران رسالت مى توانند به سادگى روى گذشته هاى تاريك آنان انگشت نهاده و به ترور شخصيت و مخدوش ساختن پيام ايشان بپردازند. ولى اگر كسى از آغاز عمر از هر گونه آلودگى و گناه پيراسته بوده به خوبى قادر به جلب اعتماد و توجه مردم خواهد بود، و مثل خورشيد تابناك در ميان مردم مى درخشد و همه را شيفته خود مى سازد.
و گذشته از آن بديهى است انسانى كه از آغاز زندگى داراى مقام عصمت از گناه بوده است، از انسانى كه فقط پس از بعثت داراى چنين مقامى شده است برتر است و نقش هدايتى او نيز بيشتر خواهد بود و مقتضاى حكمت الهى اين است كه فعل احسن و اكمل را برگزيند.
برای خواندن شرح کامل به ادامه مطلب بروید .
[ ادامه مطلب ] | |
جواب : در مورد حضرت آدم (عليه السلام)، مفسرين جوابهايي دادهاند كه در حقيقت مكمل يكديگر هستند:
1. يكى از نكات كليدى براى چاره جويىِ اَعمالِ به ظاهر گناه معصومان، تمايز نهادن ميان امر و نهى «مولوى» و «ارشادى» است. در امر و نهى مولوى، خودِ سرپيچى از فرمان، زيانبار است; چراكه حرمت و منزلت كسى كه پيروى از او لازم بوده، ناديده گرفته شده است. به عنوان مثال، نهى از خوردن شراب، نهىِ مولوى است كه سرپيچى از آن، خواه ناخواه، عقوبت زا است، چه به مستى و عواقب ناشى از آن بينجامد و چه اين پيامدهاى ناگوار را به دنبال نياورد. اما امر و نهى ارشادى، به منزله ارشاد و راهنمايى به حكم عقل است و صِرف سرپيچى از آن، ضرر و زيانى در پى ندارد. امر و نهى پزشكان، نمونه روشنى از اين دست است.
وقتى كه پزشك به خوردن دارويى فرمان مى دهد و يا بيمار را از انجام عملى برحذر مى دارد، نه از آن رو است كه خود را مولا و صاحب اختيار و بيمار را عبد و بنده خود بداند، بلكه فرمان وى بيانگر وجود رابطه اى مثبت بين خوردن دارو و درمان بيمارى است. بديهى است كه اطاعت و سرپيچى از اين فرمان، به خودى خود، سود و زيانى ندارد; بلكه، تنها، پيامدهاى واقعىِ مربوط به متعلَّقِ آن، دامنگير بيمار مى گردد.
نكته درخور توجه اين است كه امر و نهى خداوند و اولياى دين گاه جنبه ارشادى به خود مى گيرد و در اين صورت، تخلف از آن، گناه و حرام شرعى بشمار نمى آيد. براى مثال، اگر پيامبر خدا - صلى الله عليه و اله- شخص بيمارى را از خوردن يك نوع غذا برحذر دارد و دليل آن را شدت يافتن بيمارى وى بشمارد، سرپيچى از اين فرمان، غير از شدت يافتن بيمارى، عقوبت ديگرى در پى نخواهد داشت.
يك از راههاى تشخيص مولوى يا ارشادى بودن امر و نهى، توجه نمودن به «علتى» است كه براى حكم بيان مى گردد. مثلا از عبارت «از انجام اين كار بپرهيز; زيرا آتش دوزخ را در پى خواهد داشت» مولوى بودن نهى استفاده مى شود. اما اگر گفته شود: «اين عمل را ترك كن، وگرنه دچار مشكلات دنيوى مى گردى» چيزى جز ارشادى بودن نهى، برداشت نمى شود.
در داستان حضرت آدم - عليه السلام- نيز شواهد فراوانى، بر ارشادى بودن نهى، مهر تأييد مى زنند، از جمله:
برای خواندن شرح کامل به ادامه مطلب بروید .
[ ادامه مطلب ] | |
جواب اجمالى : اين كه گفته مى شود شيعه در قضيه ذبح اسماعيل قائل به جهل خداوند است افترائى بيش نيست، چرا كه اولاً اين قول از عده اى از شيعيان منقول است. و ثانياً بداء هيچ ارتباطى با جهل خداوند ندارد و معناى آن اين است كه ظاهر امر چنين نشان داده شده بود كه حضرت ابراهيم مأمور به ذبح اسماعيل است و حضرت ابراهيم چنين اعتقادى پيدا كرده بود، ولى در واقع و نزد خداوند چنين امرى صورت نگرفته بود، به اين معنا كه امر دوام نداشته است و از ابتدا معدود به زمان خاصى بوده است.
برای خواندن شرح کامل به ادامه مطلب بروید .
[ ادامه مطلب ] | |
جواب : در ابتدا لازم است چند مطلب بيان شود:
1ـ عصمت از مادة «عصم» به معناي امساك و نگهداشتن است[1] و در اصطلاح متكلمان، عبارت است از «لطفخداوند به بعضي از بندگان، كه با وجود آن هيچ انگيزهاي براي ترك طاعت و انجام معصيت ندارند، اگر چه قدرت بر آن دارند.[2]»
2ـ بنابر يك تقسيم در مورد انبياء، سه گونه عصمت متصور است:
الف) عصمت در دريافت وحي؛ به گونهاي كه وحي الهي را بدون كم و زياد دريافت ميكنند.
ب) عصمت در ابلاغ وحي؛ به گونهاي كه در رساندن دستورات الهي به مردم، از هر خطا و اشتباهي مصونهستند.
ج) عصمت از معصيت؛ يعني در امور ديگر غير از دريافت و ابلاغ وحي، معصوم هستند.[3]
3ـ در سورة عبس آمده: «عَبَسَ وَ تَولّي' أنْ جَاءَهُ الاعْمي'[4]؛ چهره در هم كنيد و روي بر تافت از اينكه نابينايي بهسراغ او آمده بود.» بين مفسرين شيعه و اهل سنت اختلاف است كه شأن نزول آيه در مورد كيست؟ مفسرين شيعهميگويند آيه در مورد شخصي از بني اميّه است[5]، ولي اهل سنت قائلند كه آيه در مورد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نازل شده است[6].
با توجه به مقدمات فوق، به بيان دلايل شيعه بر عصمت انبياء به طور مطلق (سه مرحله بيان شده) و صحت و ياعدم صحت استدلال به آيات فوق بر مدعا (عدم عصمت انبياء به طور مطلق) ميپردازيم:
دلايل شيعه (اماميّه) بر عصمت انبياء:
علماي شيعه بر عصمت انبياء به طور مطلق، دلايل گوناگوني اقامه كردهاند كه چند برهان را بهاختصار بيان ميكنيم:
برای خواندن ادامه متن به ادامه مطلب بروید .
[ ادامه مطلب ] | |
جواب : قبل از وارد شدن به اصل جواب، به بيان چند مقدمه مى پردازيم:
۱. «عصمت» برگرفته از كلمه «عصم» به معناى نگهداشتن و مانع شدن است([1]) و در اصطلاح «نيروى درونى است كه شخص را از گناه و حتى از خطا و اشتباه منع مى كند»([2]) و طبق تعريف ديگر «عصمت لطفى است از طرف خداوند، كه شخص را از انجام فعل قبيح باز مى دارد([3])، به اين معنا كه انسان در اثر ايمان و شناخت و يقين كامل، داراى روحى مى شود كه با كمال آزادى و آگاهى هرگز نه تنها گناه نمى كند بلكه انديشه و فكر گناه هم در ذهن او خطور نمى كند([4]).
2. در اصل عصمت انبياء، بين مسلمين هيچ اختلافى نيست، ولى در مراتب آن اختلاف وجود دارد. شيعيان قائلند كه انبياء از انجام هر گناهى چه عمداً و چه سهواً و چه نسياناً معصوم هستند، ولى اكثر اهل سنت معتقدند كه انبياء از گناه صغيره اى كه سهوا انجام شود معصوم نيستند و ممكن است كه شخص نبى گناه صغيره سهوى انجام دهد و همچنين عصمت را فقط در زمان نبوت قبول دارند([5]) نه قبل از آن.
3. منظور از عصمت پرهيز از كارهايى است كه از نظر شرعى حرام است نه امورى كه به آن ها مجازاً عصيان و گناه گفته مى شود.
ـ با توجه به مطالبى كه اشاره شد، در جواب از علت استغفار انبياء و ائمه و اين كه آيا اين عمل آن ها نشان دهنده نقص و نداشتن عصمت نيست بايد بگوييم كه:
برای خواندن ادامه متن به ادامه مطلب بروید .
[ ادامه مطلب ] | |