اخلاص در آیینه قرآن و روایات
مطالب داغ
بازی موبایل آندروید – پرش یک نینجا کونگ فو کار
بازی موبایل آندروید برچسب : بازی Kungfu Jump v1.03 Ad-Free, بازی Kungfu Jump v1.03 Ad-Free برای آندروید, بازی Kungfu Jump v1.03 Ad-Free برای آندرویید, ...
دانلود صحیفه سجادیه برای موبایل و کامپیوتر
صحیفه سجادیه  دانلود صحیفه سجادیه برای موبایل دانلود صحیفه سجادیه برای کامپیوتر سایت منبع : w w w . 3 e r a t . c ...
مداحی دهه اول فاطمیه ۹۱ حاج محمود کریمی
حاج محمود کریمی  مداحی دهه اول فاطمیه 91 حاج محمود کریمی : سایت تخصصی موبایل مذهبی و رایانه اسلامی اینبار مراسم دهه اول ...
بی توجهی به انجام واجبات
namaz     بی توجهی به واجبات یكی از مهمترین نقاط آغاز، اداء فرایض و اهتمام به واجبات است به ویژه نماز، روزه، زكات، حج، جهاد، ...
دانلود سخنرانی صوتی شیخ حسین انصاریان
شیخ حسین انصاریان    دانلود سخنرانی صوتی شیخ حسین انصاریان : سایت تخصصی نرم افزار مذهبی موبایل و رایانه مذهبی اینبار چند سخنرانی صوتی از حجت ...
دانلود ۱۳ کلیپ تصویری موبایل (کلیپ تصویری)
mojeze دانلود 13 کلیپ تصویری موبایل (کلیپ تصویری موبایل) : سایت تخصصی نرم افزار های مذهبی موبایل و رایانه اینبار مجموعه 13 کلیپ ...
۵۸ کلیپ تصویری شهادت حضرت زهرا (س)
images  دانلود کلیپ تصویری شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) : سایت تخصصی نرم افزار مذهبی موبایل و رایانه اینبار بیش از 50 ...
اس ام اس : اگر اس ام اس رو به ۷ نفر نفرستی …
sms    گاهی اوقات دیده میشه بعضی از اشناهامون یه اس ام میدن که محتواش مثلا اینجوری هست . " 14 تا صلوات بفرست ...
اس ام اس های مذهبی » اس ام اس نیایش با خدا
sms-mazhabai      اس ام اس های مذهبی (اس ام اس نیایش با خدا)   بگذار سرنوشت هر راهی را که می خواهد برود ... ما راهمان ...
دانلود پس زمینه موبایل ویژه ولادت امام زمان (عج)
امام زمان    دانلود عکس و تصاویر جدید موبایل (پس زمینه موبایل) : سایت تخصصی ابزار مذهبی موبایل و کامپیوتر اینبار مجموعه 25 عکس جدید ...
اس ام اس جدید (عید نوروز سال ۹۱ )
اس ام اس91     شعری در مورد تبریک عید سال 91 هان انجمن شد بر تخت اوی               از آن بر شده فره بخت اوی به جمشید بر گوهر ...
چند خاطره زیبا از حاج ابراهیم همت
hemat چند خاطره پیرامون شهید حاج محمد ابراهیم همت     گوشه ای از خاطرات کردستان به قلم شهید: «در هفدهم مهرماه 1360 با عنایت ...
دانلود سخنرانی حجت الاسلام دانشمند
دانشمند  دانلود سخنرانی حجت الاسلام دانشمند: سایت تخصصی نرم افزار مذهبی ورایانه اسلامی اینبار سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین دانشمند در دهه فاطمیه را ...
دانلود نرم افزار مفاتیح الجنان برای موبایل
مفاتیح الجنان موبایل  دانلود نرم افزار مفاتیح الجنان برای گوشی موبایل : دانلود مفاتیح الجنان ۳ برای موبایل : اینبار سایت برنامه و نرم افزار ...
نرم افزار ماه رمضان برای موبایل (جاوا ماه رمضان)
ماه رمضان ماه ضیافت خدا نرم افزار مذهبی    دانلود نرم افزار مذهبی ماه رمضان برای موبایل (نرم افزار جاوا ماه رمضان) : سایت تخصصی نرم افزار های مذهبی موبایل و ...

اخلاص در بندگی

 

اخلاص

» اخلاص چیست ؟
اخلاص پاک کردن نیّت از شرک و ریا است (چنانکه   تزکیه و تهذیب نفس : زدودن روح از صفات ناپسند و کدورتهاى معنوى ، و تطهیر : پاک کردن ظواهر جسم و بدن از نجاسات و آلودگى هاى ظاهرى است) و چون اخلاص امرى قلبى و وجدانى است نمى توان آن را با ظاهر زیبا و حجم کار ارزیابى کرد.
و در حدیثى از امام صادق علیه السّلام آمده است :

 

وَالْعَمَلُ الْخَالِصُ الَّذِی لَا تُرِیدُ أَنْ یَحْمَدَکَ عَلَیْهِ أَحَدٌ إِلَّا اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ
عمل خالص آن است که در آن جز از خداوند عزّ و جلّ انتظار ستایش نداشته باشى .
الکافی ج ۲ ص ۱۶

 

اخلاص داراى مراتبى است که نخستین مرتبه آن عبارت است از اینکه عبادت از ریا و تظاهر و خودنمایى خالص باشد. بنابر این ، اگر کسى به قصد ثواب و یا بر آورده شدن حاجت ، عبادت کند عملش صحیح است و انضمام این گونه مقاصد با اصل اخلاص منافات ندارد ، زیرا چنانکه گفتیم اساس اخلاص بر ترک ریا و خودنمایى استوار است . بدیهى است کسى که براى خداوند نماز مى گزارد و در ضمن از او حاجت مى خواهد و یا انتظار پاداش و ثواب دارد ، ریاکار نیست . البته چنین شخصى اخلاصش کامل نیست زیرا اخلاص ‍ کامل آن است که بنده جز خدا نخواهد و در دلش چیزى جز او نباشد.

چنانکه امام صادق علیه السّلام فرموده است :

عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام قَالَ مَا أَنْعَمَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ عَلَى عَبْدٍ أَجَلَّ مِنْ أَنْ لَا یَکُونَ فِی قَلْبِهِ مَعَ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ غَیْرُهُ
هیچ نعمتى بالاتر از این نیست که در دل بنده چیزى جز خدا نباشد.
بحار الانوار ج ۶۷ ص ۲۴۹

 

و در حدیث دیگرى فرمود :

علی بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْمِنْقَرِیِّ عَنْ سُفْیَانَ بْنِ عُیَیْنَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قال الْقَلْبُ السَّلِیمُ الَّذِی یَلْقَى رَبَّهُ وَلَیْسَ فِیهِ أَحَدٌ سِوَاهُ قَالَ وَکُلُّ قَلْبٍ فِیهِ شِرْکٌ أَوْ شَکٌّ فَهُوَ سَاقِط
قلب سلیم آن است که خداى را دیدار کند در حالى که در دلش کسى جز او نباشد. [ سپس فرمود : ] هر دلى که در آن شرک یا شکّى باشد آن دل ساقط و تباه است …
اصول کافى ج ۲ ص ۱۶

 

اخلاص از شرایط عمومى تمام عبادات است که فقیهان آن را شرط صحّت عمل ، حکیمان شرط قبول و عارفان شرط وصول دانسته اند. تا عمل رنگ الهى و آسمانى نداشته باشد به سوى خدا بالا نمى رود و موجب قرب به محبوب نمى شود.
اعمال ریایى با خداوند احد بى شریک هیچگونه سنخیّتى ندارد تا وسیله ارتباط میان بنده و خداوند متعال باشد.

 

» وسوسه ریا
با اینکه در مسئله اخلاص در عبادت و دورى از ریا باید کمال مراقبت را مبذول داشت اما گاهى از اوقات این مراقبت از حدّ عادى بیرون مى رود و به صورت وسوسه در مى آید و بخصوص آنها که در آغاز راه هستند بیشتر دچار این گونه وسوسه ها مى شوند. در اینجا وظیفه آن است که به وسوسه اعتنا نکنیم و همین که از خطور این گونه تصورات و اوهام ناراحت هستیم دلیل بر آن است که ریایى در کار نیست و این شیطان است که مى خواهد ما را از راه باز دارد.
از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلم نقل شده است :

الْجَعْفَرِیَّاتُ ، أَخْبَرَنَا مُحَمَّدٌ حَدَّثَنِی مُوسَى قَالَ حَدَّثَنَا أَبِی عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیٍّ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه وآله إِذَا أَتَى أَحَدَکُمُ الشَّیْطَانُ فِی صَلَاتِهِ فَقَالَ إِنَّکَ مُرَاءٍ فَلْیُطِلْ أَحَدُکُمْ وَإِذَا کَانَ أَحَدُکُمْ عَلَى شَیْءٍ مِنْ أَمْرِ آخِرَتِهِ فَلْیَمْکُثْ وَإِذَا کَانَ عَلَى شَیْءٍ مِنْ أَمْرِ الدُّنْیَا فَلْیَرْجِعْ
اگر کسى در نماز باشد و شیطان او را به ریا کارى وسوسه و متهم کند تا وقت باقى است هر چه مى خواهد نمازش را طولانى کند ، و نیز اگر مشغول یک کار اخروى است ، باز هم به وسوسه شیطان اعتنا نکند و به کار خود ادامه بدهد ، اما اگر کارى که در دست دارد مربوط به دنیا است بى درنگ آن را رها کند
مستدرک الوسائل ج ۴ ص ۱۱۰

 

و در حدیث دیگر آمده است که راوى مى گوید :

رَوَى التِّرْمِذِیُّ الْحَکِیمُ فِی نَوَادِرِهِ عَنْ مَعْقِلِ بْنِ یَسَارٍ قَالَ قَالَ أَبُو بَکْرٍ وَشَهِدَ بِهِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صلى الله علیه وآله قَالَ ذَکَرَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه وآله الشِّرْکَ فَقَالَ هُوَ أَخْفَى فِیکُمْ مِنْ دَبِیبِ النَّمْلِ وَسَأَدُلُّکَ عَلَى شَیْءٍ إِذَا فَعَلْتَهُ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْکَ صِغَارَ الشِّرْکِ وَکِبَارَهُ تَقُولُ اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ أَنْ أُشْرِکَ بِکَ شَیْئاً وَأَنَا أَعْلَمُ وَأَسْتَغْفِرُکَ لِمَا لَا أَعْلَمُ تَقُولُهَا ثَلَاثَ مَرَّات
عرض کردیم اى رسولخدا بعضى از ما در حال روزه یا مشغول نماز است و شیطان او را وسوسه مى کند و مى گوید تو ریا کارى . حضرت فرمود : هرگاه چنین شد بگوید : خدایا پناه مى برم به تو از اینکه آگاهانه براى تو شریکى قرار دهم : [ یعنى ریا کنم ] و نسبت به آنچه ناخودآگاه انجام داده ام از درگاهت آمرزش مى خواهم این کلام را سه مرتبه بگو.
بحار الانوار ج ۶۱ ص ۲۴۴

 

» قرآن و اخلاص

قرآن مجید در این باره مى فرماید :وَما امِرُوا إلا لِیَعْبُدُوا اللّه مُخْلِصینَ لَهُ الّدینَ …
به آنها جز این دستور داده نشده که خدا را با اخلاص : [ خالى از هرگونه شائبه شرک و ریا ] پرستش کنند …
بینه ۵

 

و در آیه دیگر مى فرماید :

… فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلا صالِحا وَلا یُشْرِکْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ احَدا
… هر کس امید لقاى پروردگارش را دارد باید عمل صالح انجام دهد و کسى را در عبادت پروردگارش شریک نکند.
کهف ۱۱۰

 

قسمت آخر آیه اشاره دارد بر اینکه عمل صالح آن است که در آن هیچ گونه شرک و ریا وجود نداشته باشد. پس اگر دیگران را در عبادت خدا شریک کنیم اخلاص از بین مى رود و تنها جنبه صورى و ظاهرى آن باقى مى ماند و موقعى که عمل محتواى واقعى خود را از دست داد ، نتیجه اى عاید انسان نخواهد شد ، همان گونه که در شأن نزول این آیه مى خوانیم :

 

قالَ مُجَاهِدٌ جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِیِّ صلى الله علیه وآله فَقَالَ إِنِّی أَتَصَدَّقُ وَأَصِلُ الرَّحِمَ وَلَا أَصْنَعُ ذَلِکَ إِلَّا لِلَّهِ فَیُذْکَرُ ذَلِکَ مِنِّی وَأُحْمَدُ عَلَیْهِ فَیَسُرُّنِی ذَلِکَ وَأُعْجَبُ بِهِ فَسَکَتَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه وآله وَلَمْ یَقُلْ شَیْئاً فَنَزَلَتِ الاْیَةُ
شخصى خدمت رسولخدا صلّى اللّه علیه و آله و سلم آمد و عرض کرد : یا رسول اللّه من در راه خدا انفاق مى کنم و صله رحم بجا مى‌آورم و این اعمال را فقط به خاطر خدا انجام مى دهم ، اما هنگامى که مردم از این اعمال سخن مى گویند و مرا ستایش مى‌کنند مسرور و خوشحال مى‌شوم ، این اعمال من چگونه است ؟ پیامبر سکوت کرد و سخنى نفرمود تا اینکه این آیه : فَمَنْ کانَ یَرجُوا … کهف ۱۱ نازل شد
بحار الانوار ج ۸۱ ص ۳۴۷

 

پس اینگونه خوشحالى یک نوع شرک محسوب مى شود.

 

» بندگان مخلص :
خداوند متعال بندگان صالح را به صفت اخلاص مى‌ستاید. براى مثال ، آنگاه که حضرت یوسف علیه السّلام را مى ستاید ، با صفت (مخلَص) از او یاد مى کند و مى فرماید :

وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِها لَوْ لا انْ رَاى بُرْهانَ رَبِّهِ کَذلِکَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشاءَ انَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصینَ
آن زن قصد او را کرد ، و او نیز ـ اگر برهان پروردگار را ندیده بود ـ قصد وى را مى نمود. ما اینچنین کردیم تا بدى و فحشا را از او بگردانیم ، چرا که او از بندگان مخلص ما بود.
یوسف ۲۴

 

و درباره حضرت موسى علیه السّلام مى فرماید :

وَاذْکُرْ فِی الْکِتابِ مُوسى إنَّهُ کانَ مُخْلَصا وَکانَ رَسُولا نَبِیّا
در این کتاب : [ قرآن ] از موسى یاد کن که او مخلّص بود و رسول و پیامبر والا مقامى بود.
مریم ۵۱

 

اولیایى که به فناء ذاتى برسند و بدین فیض عظمى نائل گردند داراى آثار و خصوصیّاتى خواهد بود که دیگران از آن بى نصیب و بهره‌اند.
طبق نصّ قرآن کریم ، دیگر شیطان را به هیچ وجه من الوجوه برایشان تسلّط و اقتدارى نیست :

فَبِعِزَّتِکَ لاغْوِیَنَّهُمْ اجْمَعینَ ـ الا عِبادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصینَ
در این کتاب : [ قرآن ] از موسى یاد کن که او مخلّص بود و رسول و پیامبر والا مقامى بود.
ص ۸۲ ـ ۸۳

 

بدیهى است که این استثناء تشریعى نیست بلکه به واسطه اقتدار ذاتى مخلصین در مقام توحید ، دیگر شیطان را قدرتى نبوده و به علّت ضعف و ناتوانى خود نمى تواند در این مرحله به آنان دست یابد.

 

» نکته اى جالب و قابل توجّه
مخلّص به فتح (لام) به صورت اسم مفعول یعنى خالص شده . پروردگار عالم در مقام معرفى این دو پیامبر (موسى و یوسف) مى فرماید آنها از مخلّصین (به فتح لام) یعنى خالص ‍ شده ها بودند و میان مخلَص (به فتح لام) و مخلِص (به کسر لام) فاصله زیادى وجود دارد ، زیرا واژه مخلِص (به کسر لام) به کسانى که داراى اخلاص موسمى و گذرا هستند نیز اطلاق شده است . مثلا درباره کسانى که در میان امواج دریا از وسایل مادّى ناامید شده و آنگاه خداى را مى خوانند کلمه اخلاص آمده است ، چنانکه مى فرماید :

 

فَاذا رَکِبُوا فِى الْفُلْکِ دَعَوُا اللّهَ مُخْلِصینَ لَهُ الدّینَ فَلَمّا نَجّی هُمْ الَى الْبَرِّ اذا هُمْ یُشْرِکُونَ
هنگامى که سوار بر کشتى شوند خداوند را با اخلاص مى‌خوانند [ و غیر او را فراموش مى‌کنند ] اما همین که خدا آنها را نجات داد و به ساحل رساند دوباره مشرک مى شوند.
عنکبوت ۶۵

 

همچنین درباره گروهى دیگر از این افراد مى فرماید :

وَإذا غَشِیَهُمْ مَوْجٌ کَالظُّلَلِ دَعَوُا اللّهَ مُخْلِصینَ لَهُ الدّینَ فَلَمّا نَجّی هُمْ إلَى الْبَرِّ فَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَما یَجْحَدُ بِایاتِنا إلا کُلُّ خَتّارً کَفُورٍ .
و هنگامى که موجى همچون ابرهاى سیاه [ در سفرهاى دریایى ] آنها را بپوشاند [ و بالاى سر آنها قرار گیرد ] خدا را با اخلاص مى‌خوانند ، اما همین که خداوند آنها را به خشکى نجات داد بعضى از آنان به راه میانه مى روند [ و به ایمان خود وفا دار مى‌مانند ، در حالى که برخى دیگر فراموش مى‌کنند و راه کفر در پیش مى گیرند .] و آیات ما را هیچ کس جز پیمان شکنان کفران کننده انکار نمى‌کند.
لقمان ۳۲

 

و نیز در جاى دیگرى فرمود :

هُوَ الَّذی یُسَیِّرُکُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ حَتّى إِذا کُنْتُم فِی الْفُلْکِ وَجَرَیْنَ بِهِمْ بِریحٍ طَیِّبَةٍ وَفَرِحُوا بِها جاءَتْها ریحٌ عاصِفٌ وَجاءَهُمُ الْمَوْجُ مِنْ کُلِّ مَکانٍ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ أُحیطَ بِهِمْ ، دَعَوُا اللّهَینَ لَئِنْ أَنْجَیْتَنا مِنْ هذِهِ لَنَکُونَنَّ مِنَ الشّاکِرینَ. فَلَمّا أَنْجیهُمْ إِذا هُمْ یَبْغُونَ فِی الاَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ یا أَیُّها النّاسُ إِنَّما بَغْیُکُمْ عَلى أَنْفُسِکُمْ مَتاعَ الْحَیوةِ الدُّنْیا ثُمَّ إِلَیْنا مَرْجِعُکُمْ فَنُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ.
او کسى است که شما را در خشکى و دریا سیر مى دهد تا آنگاه که در کشتى قرار گرفتید و بادهاى موافق سرنشینان کشتى را [ به سوى مقصد ] حرکت داد و آنها خوشحال شدند ، ناگهان طوفان شدیدى وزیدن گرفت و امواج از هر سو به سراغ آنها آمد و گمان کردند که در لابلاى امواج فرو رفته اند و هلاک خواهند شد. در این موقع خدا را از روى اخلاص ‍ مى‌خوانند که اگر ما را نجات دهى به طور حتم از سپاسگزاران خواهیم بود. اما همین که خداوند آنها را رهایى بخشید [ دوباره ] در زمین ، بناحق ، ستم مى‌کنند. اى مردم ستمهاى شما به زیان خود شما است . بهره اندکى از زندگى دنیا [ مى‌برید ] سپس بازگشت شما به سوى ما است و ما شما را به آنچه انجام داده اید آگاه خواهیم ساخت .
یونس ۲۲ ـ ۲۳

 

از این آیات استفاده مى شود که کلمه مخلِص (به کسر لام) داراى مفهوم عامى است که شامل شاگردان کلاس اول مدرسه اخلاص نیز مى‌شود و حتى مشرکان بت پرست و متّکى به مظاهر فریبنده دنیا را (که در اثر گرفتارى در امواج متلاطم دریا از تمام وسایل مادّى ناامید شده و به خداى یگانه روى مى آورند) نیز در بر مى گیرد و حال آنکه ساعتى بعد که به ساحل مى رسند خداوند یگانه را فراموش کرده و دوباره مشرک مى‌شوند. و طبیعى است آنها که در مراحل نخستین راهند در برابر وساوس شیطانى و هواهاى نفسانى آسیب پذیرند و آنها که بتوانند در برابر این خطرها ایستادگى نمایند و خود را از گناه حفظ کنند بسیار اندکند. ولى مخلَصین (به فتح لام) ـ یعنى خالص شده ها ـ کسانى هستند که مدارج اولیه کمال را بخوبى پیموده و به مقام عصمت نائل شده و از ولایت شیطان و نفس امّاره بیرون رفته و در وادى ولایة اللّه گام بر مى دارند. یوسف پیامبر از این گروه است ، زیرا یوسف در آن موقعیت حساس و حالت بحرانى که براى او پیش آمده بود همچون کوه ایستاد و هر چه آن زن از او تمناى کامجویى کرد و تمام درها را محکم بست تا یوسف نتواند فرار کند ، اما یوسف در جواب او گفت معاذ اللّه (به خدا پناه مى برم) و با قاطعیت هر چه تمامتر خواسته نامشروع او را رد کرد و براى اینکه خود را از شرّ او برهاند با سرعت به سوى در دوید و در بسته به روى او گشوده شد و خدا او را مشمول امدادهاى غیبى خویش گردانید.

 

» خلاصه :
اینکه دلى مى‌تواند صفا و نورانیّت پیدا کند که خواست پروردگار را بر هواى خویش مقدّم دارد و جز او هوایى دیگر در سر نپروراند. و به دیگر سخن ، کسى مى تواند در زمره مخلَصین قرار گیرد که تمام اعمالش حتى ارضاء غرائز بر طبق دستورات الهى و تنها براى خدا باشد ، چنانکه خاتم پیامبران صلّى اللّه علیه و آله به ابلاغ و اعلام این نکته مأمور بوده که فرمود :

 

قُلْ انَّ صَلوتى وَنُسُکى وَمَحْیاىَ وَمَمَاتى لِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ لا شَریکَ لَهُ وَبِذلِکَ امِرْتُ وَأنَا اوَّلُ الْمُسْلِمینَ.
بگو نماز و تمام عبادات و زندگى و مرگ من همه براى خداوند پروردگار جهانیان است ، که شریکى براى او نیست و به همین اخلاص کامل دستور یافته‌ام و من نخستین مسلمانم .
انعام ۱۶۲ ـ ۱۶۳

 

» اخلاص در احادیث


در روایات و احادیث ائمه معصومین سلام اللّه علیهم درباره اخلاص تأکید فراوانى دیده مى شود ، زیرا ـ چنانکه گفته شد ـ مسئله اخلاص بسیار دقیق و ظریف است و قبولى اعمال بستگى به مقدار خلوص انسان دارد و هر چه اخلاص بیشتر و کاملتر باشد عمل ارزشمندتر است . اخلاص یک پدیده تصوّرى و تخیّلى و تحمیلى نیست که با تصوّر و خیال و یا با بازى با الفاظ بتوان آن را ایجاد کرد بلکه یک واقعیّت و حقیقت قلبى است که تنها با استمداد از عنایت الهى و ریاضت نفسانى حاصل مى شود. چه بسا افرادى که به گمان خود مخلص اند ولى ، در واقع ، با اخلاص فاصله بسیار دارند و غرق در هوى پرستى و خود پرستى هستند.

پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله و سلم فرمود : جبرئیل به من خبر داد که خداوند عزّ و جلّ فرموده است :

قَالَ صلى الله علیه وآله مُخْبِراً عَنْ جَبْرَئِیلَ عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ أَنَّهُ قَالَ الْإِخْلَاصُ سِرٌّ مِنْ أَسْرَارِی اسْتَوْدَعْتُهُ قَلْبَ مَنْ أَحْبَبْتُ مِنْ عِبَادِی
اخلاص سرّى از اسرار من است که آن را در دل بندگانى که دوستشان مى‌دارم به امانت مى‌سپارم .
بحار الانوار ج ۶۷ ص ۲۴۹

 

حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه علیها فرمود :

عَنْ سَیِّدَةِ النِّسَاءِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهَا قَالَتْ مَنْ أَصْعَدَ إِلَى اللَّهِ خَالِصَ عِبَادَتِهِ أَهْبَطَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ إِلَیْهِ أَفْضَلَ مَصْلَحَتِهِ
هر کس که عبادت خالص خود را به سوى خدا بالا بفرستد خداى عزّ و جلّ بالاترین مصلحت را برایش فرو مى فرستد.
بحار الانوار ج ۶۷ ص ۲۴۹

 

از امام هشتم حضرت على بن موسى الرضا علیه السلام نقل شده است که فرمود :

عدة من أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام أَنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام کَانَ یَقُولُ طُوبَى لِمَنْ أَخْلَصَ لِلَّهِ الْعِبَادَةَ وَالدُّعَاءَ وَلَمْ یَشْغَلْ قَلْبَهُ بِمَا تَرَى عَیْنَاهُ وَلَمْ یَنْسَ ذِکْرَ اللَّهِ بِمَا تَسْمَعُ أُذُنَاهُ وَلَمْ یَحْزُنْ صَدْرَهُ بِمَا أُعْطِیَ غَیْرُهُ
امیر المؤمنین علیه السلام پیوسته مى گفت : خوشا به حال کسى که عبادت و دعایش را براى خدا خالص کند و دلش را به آنچه مى بیند مشغول ندارد و به خاطر آنچه گوشش ‍ مى‌شنود خدا را فراموش نکند و قلبش را بر آنچه به دیگران داده‌اند اندوهگین نسازد.
الکافی ج ۲ ص ۱۶

 

امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه شریفه … لِیَبْلُوَکُمْ ایُّکُمْ احْسَنُ عَمَلا … ملک ۲ امتحان مى کنید شما را تا ببینیم کدامیک از شماها صحیح تر عمل مى کند فرمود :

علی عن أبیهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْمِنْقَرِیِّ عَنْ سُفْیَانَ بْنِ عُیَیْنَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا قَالَ لَیْسَ یَعْنِی أَکْثَرَکُمْ عَمَلًا وَلَکِنْ أَصْوَبَکُمْ عَمَلًا وَإِنَّمَا الْإِصَابَةُ خَشْیَةُ اللَّهِ وَالنِّیَّةُ الصَّادِقَةُ وَالْخَشْیَةُ ثُمَّ قَالَ الْإِبْقَاءُ عَلَى الْعَمَلِ حَتَّى یَخْلُصَ أَشَدُّ مِنَ الْعَمَل
مقصود خداوند از أیُّکُمْ أحْسَنُ عَمَلا ۶۷ : ۲ کسى است که صحیحتر عمل مى‌کند نه آنکه بیشتر عمل مى کند ، و عمل صحیح آن است که با خدا ترسى و صدق نیّت همراه باشد. سپس فرمود : نگهدارى عمل [ از آلودگى ] سخت تر از خود عمل است …
بحار الانوار ج ۶۷ ص ۲۳۰

 

البته ، باید دانست که تحصیل اخلاص و تشخیص آن بسیار دشوار و دقیق است و سفر در این وادى ریاضت و کوشش فراوان لازم دارد ، چنانکه رسولخدا صلّى اللّه علیه و آله و سلم فرمود :

 

قَالَ صلى الله علیه وآله الشِّرْکُ أَخْفَى فِی أُمَّتِی مِنْ دَبِیبِ النَّمْلِ عَلَى الصَّفَا
در امّت من شرک از راه رفتن مورچه بر سنگ خارا پوشیده‌تر است .
مستدرک الوسائل ج ۱ ص ۱۱۳

 

احادیثى که درباره اخلاص وارد شده به سه بخش تقسیم مى شود :
بخش اوّل : نشانه هاى اخلاص
بخش دوّم : عوامل و اسباب اخلاص
بخش سوّم : آثار و فواید اخلاص

 

بخش اوّل : نشانه هاى اخلاص
در بخش اوّل ، ابتدا روایات را یادآور شده و سپس به جمع بندى آنها مى پردازیم :

۱ ـ رسولخدا صلّى اللّه علیه و آله و سلم فرمود :

أَمَّا عَلَامَةُ الْمُخْلِصِ فَأَرْبَعَةٌ یَسْلَمُ قَلْبُهُ وَیَسْلَمُ جَوَارِحُهُ وَبَذَلَ خَیْرَهُ وَکَفَّ شَرَّهُ
علامت مخلص چهار چیز است : دلش پاک ، اعضاء و جوارحش سالم ، خیرش مبذول و شرّش مأمون است (یعنى مردم از خیرش بهره‌مند و از شرّش در امانند).
بحار الانوار ج ۱ ص ۱۲۱

 

2 ـ امیر المؤمنین علیه السلام فرمود :

مَنْ لَمْ یَخْتَلِفْ سَرُّهُ وَعَلَانِیَتُهُ وَفِعْلُهُ وَمَقَالَتُهُ فَقَدْ أَدَّى الْأَمَانَةَ وَأَخْلَصَ الْعِبَادَة
کسى که نهان و آشکار و کردار و گفتارش یکسان باشد ، به راستى امانتش را ادا و عبادتش را خالص کرده است …
مستدرک الوسائل ج ۷ ص ۷۲

 

» نقل کلامى از مرحوم مجلسى قدس سره و یک داستان
(نقل این کلام و روایت به این جهت مى باشد که مى خواهد بفهماند انسان نباید برون و درونش دوگانه باشد)
مرحوم مجلسى مى گوید : (متأسفانه یکى از گناهانى که بسیارى از مردم ، حتى خواص ، به آن مبتلا هستند تعارفات معموله است که از حقیقت عارى است و شائبه دروغ در آن مشهود است . مثلا با اینکه به خوردن غذا و آشامیدن مشروبى متمایل‌اند هنگامى که میزبان چیزى را به آنها عرضه مى دارد اظهار بى میلى مى کنند و همچنین با اینکه نسبت به شخصى علاقه قلبى ندارند آنقدر اظهار اخلاص و محبت به او مى کنند که گاهى مطلب بر خود گوینده نیز مشتبه مى شود.
گر چه این گونه دروغها نسبت به دروغهاى بزرگ و مفسده انگیز ناچیز و کوچک است ولى در شریعت مقدّسه گناه و حرام است و در صورتى که ضرورت یا مصلحت اهمّى در میان نباشد باید از آن احتراز کرد).
سپس مرحوم مجلسى در تأیید این مطلب داستانى را نقل مى کند که مضمون آن از نظرتان مى گذرد :
از اسماء بنت عمیس نقل شده است که در شب زفاف عایشه من با گروهى از بانوان او را به حضور رسولخدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم همراهى مى کردیم .
آنگاه که حضور آن حضرت شرفیاب شدیم پیامبر اکرم ظرف شیرى به عایشه داد.
عایشه از روى شرم از گرفتن آن امتناع کرد. من به او گفتم : دست رسولخدا را رد مکن و ظرف شیر را بگیر. با شرمندگى ظرف را گرفت و قدرى از آن نوشید.
سپس رسولخدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم به من فرمود : ظرف شیر را به زنانى که همراه تو هستند بده تا از آن بیاشامند. زنها خجالت کشیدند و با اینکه میل داشتند گفتند میل نداریم . رسولخدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم فرمود: میان گرسنگى و دروغ جمع نکنید (شما که میل دارید چرا دروغ مى گویید ؟). اسماء مى گوید خدمت آن حضرت عرض کردم : یا رسول اللّه اگر به چیزى که میل داریم اظهار بى میلى کنیم دروغ گفته ایم ؟ فرمود : دروغ هر چند کوچک باشد در نامه عمل نوشته مى شود.
فرمود :

 

مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ الْکُلَیْنِیُّ فِی کِتَابِ الرَّسَائِلِ بِإِسْنَادِهِ إِلَى جَعْفَرِ بْنِ عَنْبَسَةَ عَنْ عَبَّادِ بْنِ زِیَادٍ الْأَسَدِیِّ عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبِی الْمِقْدَامِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ لَمَّا أَقْبَلَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام مِنْ صِفِّینَ کَتَبَ إِلَى ابْنِهِ الْحَسَنِ عَلَیْهِ وَعَلَى جَدِّهِ وَأَبِیهِ وَأُمِّهِ وَأَخِیهِ الصَّلَاةُ وَالسَّلَام تَمَامُ الْإِخْلَاصِ تَجَنُّبُ الْمَعَاصِی.

کمال اخلاص اجتناب از گناهان است .
بحار الانوار ج ۷۴ ص ۲۱۵

 

4 ـ و فرمود :

الزُّهْدُ سَجِیّةُ المُخْلصِینِ.
زهد شیوه مخلصان است .
غرر الحکم ج ۲۷۵

 

5 ـ همچنین فرمود :

العِبادَةُ الخَالِصَةُ أَنَْ لَا یَرْجُو الرَجُلَ إِلَّا رَبَّهُ وَلَا یَخَاف إِلَّا ذَنْبَه
عبادت خالص آن است که انسان به کسى جز خدا امیدى نداشته و جز گناهش از چیزى بیمناک نباشد.
غرر الحکم ص ۱۹۹

 

6 ـ امام باقر علیه السلام فرمود :

تَفْسِیرُ الْعَسْکَرِیِّ ، علیه السلام قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ الْبَاقِرُ علیه السلام لَا یَکُونُ الْعَبْدُ عَابِداً لِلَّهِ حَقَّ عِبَادَتِهِ حَتَّى یَنْقَطِعَ عَنِ الْخَلْقِ کُلِّهِ إِلَیْهِ فَحِینَئِذٍ یَقُولُ هَذَا خَالِصٌ لِی
هیچ عابدى خدا را آنچنان که شایسته اوست پرستش نمى کند مگر آنکه امیدش از تمام خلق بریده شود. در این هنگام خداوند مى فرماید : این بنده خالص من است . آنگاه او را با لطف و کرمش مى‌پذیرد.
مستدرک الوسائل ج ۱ ص ۱۰۱

 

7 ـ امام صادق علیه السلام فرمود :

عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْمِنْقَرِیِّ عَنْ سُفْیَانَ بْنِ عُیَیْنَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام وَالْعَمَلُ الْخَالِصُ الَّذِی لَا تُرِیدُ أَنْ یَحْمَدَکَ عَلَیْهِ أَحَدٌ إِلَّا اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ
عمل خالص آن است که نخواهى کسى جز خدا تو را براى انجام آن ستایش کند.
الکافی ج ۲ ص ۱۶

 

8 ـ از امام صادق علیه السلام نقل شده است :

وَعَنْ أَبِی ذَرٍّ الْغِفَارِیِّ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه وآله إِنَّ لِکُلِّ حَقٍّ حَقِیقَةً وَمَا بَلَغَ عَبْدٌ حَقِیقَةَ الْإِخْلَاصِ حَتَّى لَا یُحِبَّ أَنْ یُحْمَدَ عَلَى شَیْءٍ مِنْ عَمَلٍ
هیچ بنده اى به حقیقت اخلاص نمى رسد مگر آنکه دوست نداشته باشد که مردم او را بر کارهایى که براى خدا انجام داده ستایش کنند.
مستدرک الوسائل ج ۱ ص ۱۰۱

 

» تذکر لازم
در اینجا یاد آورى یک نکته ضرورت دارد و آن اینکه خوشحالى و شادمانى از تعریف و تمجید مردم در صورتى به حساب ریا و خودنمایى گذاشته مى شود که محرّک اصلى در انجام کار ستایش مردم باشد ، اما اگر هدف از انجام کار خیر ، تنها رضاى خدا و امتثال امر او باشد ولى با دیدن مردم و ستایش آنان قهرا خوشحال شود این دلیل بر ریا و تظاهر نیست . طبیعى است که انسان موفقیت و خوشنامى را دوست مى دارد و از بدنامى گریزان است و این حالت دلیل بر ریا و خودنمایى نیست .
حضرت إبراهیم از خدا مى خواهد :

 

وَاجْعَلْ لی لِسانَ صِدْقٍ فِى الاخِرینَ.
خدایا نامم را بر زبان آیندگان نیکو و سخنم را دلپذیر گردان .
شعراء ۸۴

 

البتّه ، اگر مدح و ذمّ و ستایش و نکوهش مردم در اصل عمل یا کیفیت آن تأثیر داشته باشد در اینجا مسئله اخلاص مورد تردید واقع مى‌شود.
در روایتى آمده است :

 

علی بن إبراهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ یَعْمَلُ الشَّیْءَ مِنَ الْخَیْرِ فَیَرَاهُ إِنْسَانٌ فَیَسُرُّهُ ذَلِکَ فَقَالَ لَا بَأْسَ مَا مِنْ أَحَدٍ إِلَّا وَهُوَ یُحِبُّ أَنْ یَظْهَرَ لَهُ فِی النَّاسِ الْخَیْرُ إِذَا لَمْ یَکُنْ صَنَعَ ذَلِکَ لِذَلِک
زراره نقل مى کند که از امام باقر علیه السلام پرسیدم شخصى مشغول انجام کار نیکى است و در این حال شخص دیگرى او را مى بیند و از اینکه از کار نیک او آگاه شده است خوشحال مى شود [ آیا این سرور و شادمانى دلیل بر ریا است ؟ .] حضرت فرمود : عیبى ندارد زیرا همه دوست دارند محاسن و خوبیهاى آنها در میان مردم آشکار شود ، البته به شرط آنکه کار خیر را به قصد ستایش و تمجید مردم انجام نداده باشد.
الکافی ج ۲ ص ۲۹۷

 

و در حدیث دیگر آمده است که از پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله و سلم پرسیدند :

 

عن أبی ذر أَنَّهُ قِیلَ لِرَسُولِ اللَّهِ صلى الله علیه وآله أَرَأَیْتَ الرَّجُلُ یَعْمَلُ الْعَمَلَ مِنَ الْخَیْرِ وَیَحْمَدُهُ النَّاسُ عَلَیْهِ قَالَ تِلْکَ عَاجِلُ بُشْرَى الْمُؤْمِنِ یَعْنِی الْبُشْرَى الْمُعَجَّلَةَ لَهُ فِی الدُّنْیَا وَالْبُشْرَى الْأُخْرَى قَوْلُهُ سُبْحَانَهُ (بُشْراکُمُ الْیَوْمَ جَنّاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ)
در برابر عمل نیکى که انسان انجام مى دهد و مردم او را ستایش مى کنند چه مى فرمایید ؟ فرمود : این مژده دنیاى مؤمن است که به صورت نقد نصیب او شده و مژده دیگر مژده آخرت است . خداوند سبحان در این آیه فرموده است که (در روز قیامت آنها را به بهشتهایى که از زیر آن نهرها روان است بشارت خواهند داد …)
بحار الانوار ج ۶۹ ص ۲۹۴

 

پس اگر هدف اصلى انسان از عمل تنها تحصیل رضاى خدا و امتثال اوامر او باشد مدح و ثناى مردم و خوشحالى حاصل از آن امرى است خارج از چارچوب هدف و با اخلاص ‍ منافاتى ندارد و به اصطلاح فایده عمل است نه هدف از آن . با توجه به این مقدمه ، این سؤال مطرح مى شود که : آیا قصد تشویق و تعلیم دیگران با اخلاص منافات دارد ؟ از احادیث استفاده مى‌شود که این گونه امور مؤیّد و مرجّح اخلاص است نه ضدّ آن ، زیرا آنچه در مسئله اخلاص و قصد تقرّب اعتبار دارد آن است که عبادت براى تظاهر و خودنمایى انجام نشود. و اما ضمائم راجحه از قبیل دعوت و تشویق و ترغیب دیگران به اعمال صالحه و کارهاى خیر و یا ترویج مذهب و عقیده ، علاوه بر آنکه با اخلاص منافاتى ندارد بر کیفیت آن نیز مى افزاید.
شخصى به نام عبید مى گوید :

 

محمد بن إِدْرِیسَ فِی آخِرِ السَّرَائِرِ نَقْلًا مِنْ کِتَابِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُکَیْرٍ عَنْ عُبَیْدٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام الرَّجُلُ یَدْخُلُ فِی الصَّلَاةِ فَیُجَوِّدُ صَلَاتَهُ وَیُحَسِّنُهَا رَجَاءَ أَنْ یَسْتَجِرَّ بَعْضَ مَنْ یَرَاهُ إِلَى هَوَاهُ قَالَ لَیْسَ هَذَا مِنَ الرِّیَاءِ
از امام صادق علیه السلام پرسیدم اگر کسى نمازش را با قرائت زیبا و نیکو بجا آورد به امید آنکه حاضران که او را مى بینند مجذوب شده و راه او را در پیش گیرند [ آیا به نمازش ‍ اشکالى وارد مى شود ] فرمود : این از مصادیق ریا نیست .
وسائل الشیعة ج ۱ ص ۷۶

 

و در حدیثى معروف از امام صادق علیه السلام آمده است که فرمود :

محمد بن یحیى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَجَّالِ عَنِ الْعَلَاءِ عَنِ ابْنِ أَبِی یَعْفُورٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام کُونُوا دُعَاةً لِلنَّاسِ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِکُمْ لِیَرَوْا مِنْکُمُ الْوَرَعَ وَالِاجْتِهَادَ وَالصَّلَاةَ وَالْخَیْرَ فَإِنَّ ذَلِکَ دَاعِیَة
مردم را جز از راه زبان و گفتار [ به راه راست ] دعوت کنید. آنها باید از شما تقوا و فداکارى و نماز و کار خیر ببینند که مؤثرترین وسیله براى تبلیغ اعمال خوب شما است .
الکافی ج ۲ص ۷۸

 

از این احادیث برداشت مى شود که انضمام بعضى مقاصد خوب در عبادات با اخلاص و قصد قربت منافاتى ندارد بلکه از مرجّحات آن محسوب مى شود ، زیرا هر دو قصد داراى جنبه معنوى و الهى است و اغراض شخصى و مادّى در آن راه ندارد. در حقیقت ، انسان با ضمیمه کردن این گونه مقاصد با یک تیر دو نشانه مى زند ، یعنى هم وظیفه اصلى خویش ‍ را انجام مى دهد و هم دیگران را به نیکى و خیر دعوت مى کند. از این رو گفته اند آشکار کردن عبادات و صدقات واجب بهتر از پنهان کردن آن است ، و بر عکس ، پنهان کردن مستحبّات و تبرّعات از آشکار کردن بهتر است ، زیرا در واجبات شائبه ریا کمتر از مستحبّات است ، پس چه بهتر آنکه آشکارا انجام شود تا دیگران نیز تشویق شده و با نشاط بیشتر به وظایف خویش عمل کنند. البته مستحبات چون زمینه ریا در آن بیشتر وجود دارد از این رو مخفى کردن آن بهتر است مگر آنکه انسان کاملا به خود مطمئن باشد و براى تشویق و ترغیب دیگران عبادات خود را اظهار نکرده باشد.

 

» نتیجه بحث
در صورتى که قصد تعلیم و تشویق جنبه تبعى و فرعى داشته و هدف اصلى و اساسى تنها امتثال و اطاعت بارى تعالى باشد این گونه مقاصد به اخلاص زیانى وارد نمى کند ، و به دیگر سخن ، چنانچه آمادگى انسان براى عبادت و اطاعت به گونه اى باشد که اگر هیچ نوع انگیزه اى جز دستور الهى در میان نباشد ، دست از عبادت و انجام وظیفه بر نمى دارد. در چنین وضعى ، ضمائم راجحه (از قبیل قصد تعلیم و تشویق دیگران) مانعى ندارد ، اما اگر این ضمائم به منزله جزء علت محسوب شود که با فرض نبود آنها انگیزه جدّى براى عبادت باقى نماند ، در این صورت ، فقها فتوا به بطلان عبادت داده اند. مثلا اگر کسى اصل نماز را به قصد اطاعت از امر الهى انجام مى دهد و در این قصد چیز دیگرى مدخلیت ندارد ولى به خاطر تعلیم و ترغیب دیگران در کیفیت قرائت و تجوید و تحسین آن بیشتر دقّت مى کند یا براى اعلام و تنبیه دیگرى ذکرى را بلند بگوید ، نمازش باطل نمى شود. البته ، اگر تحسین صوت و تجوید قرائت به منظور خودنمایى و تظاهر باشد ، نه به قصد تعلیم و ترغیب دیگران ، این از مصادیق ریا در عبادت است و صحّت عبادت در این فرض ‍ دشوار به نظر مى رسد.
نکته دیگر آنکه انجام عبادت به قصد تحصیل ثواب و فرار از عقاب و یا به قصد برآورده شدن حاجات ، با اخلاص منافات ندارد و به این جهت در آیات قرآنیه و احادیث در مقام تشویق و ترغیب بندگان ذکر ثواب و عقاب ، فراوان به میان آمده است و محدّثان کتابهایى در ثواب اعمال نگاشته اند و نیز براى برآورده شدن حاجات ، عبادات و اذکار مخصوصى وارد شده است . خلاصه کلام آنکه گدایى از درگاه خداوند و امید به رحمت واسعه الهى هیچ گونه تضادّى با اخلاص ندارد بلکه عین اخلاص است .

 

» بخش دوّم : اسباب و عوامل خلوص

 

1 ـ سَبَبُ الْإِخْلَاصِ الْیَقِینُ
یقین منشأ اخلاص است .
غرر الحکم ص ۶۲

 

2 ـ الْإِخْلَاصُ ثَمَرةُ الْیَقِینِ..
اخلاص میوه یقین است .
غرر الحکم ص ۱۹۷

 

3 ـ إِخْلاصُ الْعملِ مِنْ قُوَّةِ الْیَقِینِ وصِلاحُ النّیّةِ..
اخلاص عمل از یقین قوى و نیک اندیشى سر چشمه مى گیرد.
غرر الحکم ص ۶۱

 

4 ـ عَلى قَدْرِ قُوّةِ الدِّینِ یَکُونُ خُلُوصُ النّیّةِ.
خلوص انسان به اندازه قوت دین اوست .
غرر الحکم ص ۹۳

 

5 ـ ثَمَرَةُ العِلْمِ إِخْلاصُ العَمَلِ.
اخلاص میوه علم و معرفت است .
غرر الحکم ص ۶۱

 

6 ـ أوَّلُ الْإِخْلاصِ الْیَأسُ مِمّا فِی أَیْدِی النَّاسِ.
سر آغاز اخلاص ناامیدى از ما سوى اللّه است .
غرر الحکم ص ۱۹۸

 

7 ـ قلِّلِ الامالَ تَخْلُصْ لَکَ الْأَعْمالُ.
آرزوهایت را کم کن تا اعمالت خالص شود.
غرر الحکم ص ۱۵۵

 

8 ـ الْإخْلاصُ ثَمَرَةُ الْعِبَادةِ.
اخلاص میوه عبادت است .
غرر الحکم ص ۱۹۷

نتیجه آنکه اخلاص محصول یقین ، قدرت ایمان ، علم ، قطع امید از مردم ، کم کردن آرزوها و عبادت پروردگار است .

 

» بخش سوّم : آثار و فواید اخلاص

 

1 ـ بصیرت و نورانیت دل :

رسولخدا صلّى اللّه علیه و آله و سلم فرمود :

[ عیون أخبار الرضا علیه السلام ] بِالْإِسْنَادِ إِلَى دَارِمٍ عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه وآله مَا أَخْلَصَ عَبْدٌ لِلَّهِ عَزَّ وَجَلَّ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً إِلَّا جَرَتْ یَنَابِیعُ الْحِکْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلَى لِسَانِهِ
هیچ بنده اى چهل روز متوالى قدم در وادى اخلاص ننهاد جز آنکه چشمه هاى حکمت و معرفت از قلبش بر زبان او جارى مى شود.
بحار الانوار ج ۶۷ ص ۲۴۲

قدر دل و پایه جان یافتن جثّه خود پاک تر از جان کنى مرد به زندان شرف آرد به دست رو به پس پرده و بیدار باش   جز به ریاضت نتوان یافتن چون که چهل روز به زندان کنى یوسف از این روى به زندان نشست خلوتى پرده اسرار باش

 

2 ـ حکمت و معرفت :
حکمت و معرفت نیز یکى دیگر از آثار و فواید اخلاص است که این مطلب از روایت فوق بخوبى استفاده مى شود.

 

3 ـ خضوع تمام ما سوى اللّه در برابر انسان مخلص :

بإسناده عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ إِنَّ الْمُؤْمِنَ یَخْشَعُ لَهُ کُلُّ شَیْءٍ ثُمَّ قَالَ إِذَا کَانَ مُخْلِصاً لِلَّهِ قَلْبَهُ أَخَافَ اللَّهُ مِنْهُ کُلَّ شَیْءٍ حَتَّى هَوَامَّ الْأَرْضِ وَسِبَاعَهَا وَ طَیْرَ السَّمَاء
بى تردید ، هر چیز در برابر مؤمن خاشع و خاضع است و همه چیز از او هیبت دارد. چنانچه بنده مخلص باشد خداوند ترس او را در دل همه چیز حتى حشرات زمین و پرندگان آسمان قرار مى دهد.
بحار الانوار ج ۶۴ ص ۳۰۵

 

4 ـ کفایت امر و در مانده نشدن در کارها :

مِصْبَاحُ الشَّرِیعَةِ ، قَالَ الصَّادِقُ علیه السلام قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه وآله قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ لَا أَطَّلِعُ عَلَى قَلْبِ عَبْدٍ فَأَعْلَمَ مِنْهُ حُبَّ الْإِخْلَاصِ لِطَاعَتِی لِوَجْهِی وَابْتِغَاءِ مَرْضَاتِی إِلَّا تَوَلَّیْتُ تَقْوِیمَهُ وَسِیَاسَتَه
خداوند عزّ و جلّ فرمود : اگر بنده خود را دوستدار اخلاص و خداجوى بیابم اداره امور او را شخصا به عهده مى گیرم [ و کار او را به دیگران واگذار نمى‌کنم .]
بحار الانوار ج ۸۲ ص ۱۳۶

 

5 ـ سعادت و کامیابى :
امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود :

.. أَخْلِصُوا أَعْمَالَکُمْ تَسْعَدُوا ..
اعمال خود را خالص کنید تا سعادتمند شوید .
غرر الحکم ص ۱۵۵

و فرمود :

الاِخْلاصُ أَعْلَى فُوْزٍ
اخلاص بالاترین کامیابى است .
غرر الحکم ص ۱۵۵

 

6 ـ بالا رفتن اعمال و قبولى آن :
پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله و سلم فرمود :

أیّها النَّاسُ أَخْلِصُوا أَعْمَالَکُمْ لِلَّهِ تعالى فإِنّ اللَّه لَا یَقْبَلُ إِلَّا مَا کَانَ لَهُ خَالِصاً.
اى مردم اعمالتان را براى خداى متعال خالص کنید زیرا خدا عملى را مى پذیرد که فقط براى او باشد.
وسائل الشیعة ج ۴ ص ۱۱۳

نیکى چه کرده‌ایم که تا روزى انباز ساختیم و شریکى چند برداشتیم مهره رنگین را   نیکو دهند مزد عمل ما را پروردگار صانع یکتا را بگذاشتیم لؤلؤ لالا را

 

7 ـ کمال عبادت :
حضرت جواد الائمه علیه السّلام فرمود :

[ تفسیر الامام علیه السلام ] وَقَالَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ الرِّضَا علیه السلام أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ الْإِخْلَاصُ
برترین عبادتها اخلاص است .
بحار الانوار ج ۶۷ ص ۲۴۵

اى یک دله صد دله دل یک دله کن یک صبح به اخلاص بیا بر در ما   مهر دگران را از دل خود یله کن برناید اگر کام تو از ما گله کن

یعنى اصل عبادت اخلاص است و سایر اعمال در سایه اخلاص عنوان عبادت پیدا مى کند و کامل مى‌شود.
البته ، آثار و فواید دیگرى نیز بر اخلاص مترتّب است [۱] که اهل تحقیق در این باره مى توانند به کتابهاى مربوطه مراجعه نماید.

 

 

» نتیجه و جمع بندى بحث
از روایاتى که گذشت معلوم مى شود که اسلام به کیفیت عمل بیشتر اهمیت مى دهد تا به کمّیت آن . به تعبیر دیگر ، آنچه در پیشگاه خداوند ارزشمنداست تنها خلوص نیّت است و زیاد بودن عمل موجب تقرّب نمى شود.
حال که بحث به اینجا رسید مناسب است بخشى از سیره معصومین علیهم السّلام را براى شما بازگو کنیم . امید است که همگان توفیق تأ سّى داشته باشیم و به آن بزرگواران اقتدا کنیم .

 

» نمونه‌اى از اخلاص امیر مؤمنان علیه السّلام

» انفاق در حال رکوع :
امیر مؤمنان علیه السّلام در حال رکوع انگشترى به فقیر داد و آیه نازل شد که :

انَّما وَلِیُّکُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلوةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکوةَ وَهُمْ راکِعُونَ.
ولىّ : [ سرپرست و والى ] شما تنها خدا و پیامبر او و مؤمنانى هستند که نماز به پا مى دارند و در حال رکوع زکات مى‌دهند.
۵ : ۵۵

 

اگر این آیه درباره آن حضرت نازل شد فقط به این علت بود که آن بزرگوار تنها براى رضاى خدا و جلب محبت او این کار را انجام داد و حتى انتظار سپاسگزارى نداشت .

 

2) خوابیدن در بستر پیامبر :
هنگامى که رسولخدا صلّى اللّه علیه و آله و سلم تصمیم گرفت از مکه به مدینه مهاجرت کند و امیر مؤ منان علیه السّلام براى حفظ جان آن حضرت و به خاطر رضاى خدا در بستر پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلم خوابید ، آیه نازل شد که :

 

وَمِنَ النّاسِ مَنْ یَشْرى نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ.
بعضى از مردم با ایمان و فداکار [ همچون على علیه السّلام در لیلة المبیت به هنگام خفتن در جایگاه پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلم ] جان خود را در برابر جلب خشنودى خدا مى فروشند و خداوند نسبت به بندگانش مهربان است [ یا خداوند نسبت به چنین بندگانى رئوف و مهربان است .]
بقره ۲۰۷

 

در این آیه دو نکته جالب دیده مى‌شود :
اول آنکه مخلصان واقعى کسانى هستند که تمام هستى خویش را با رضاى خدا معامله مى کنند و چیزى جز خشنودى او نمى‌خواهند ، حتى از او تقاضاى بهشت هم ندارند
دوم آنکه از جمله آخر آیه وَاللّه رَؤُفٌ بِالعِبادِ بقره ۲۰۷ استفاده مى شود که لطف و رأفت الهى نسبت به بندگان اقتضا دارد که چنین انسان هاى فداکار و ایثارگرى همیشه در میان مردم باشند که در راه نجات مردم از هیچ چیز دریغ ندارند. راستى آیا اگر این ها نبودند اثرى از حق و حقیقت باقى مى ماند ؟

 

3) نزول سوره (هل اتى) :
سوره (هل اتى) که درباره اهل بیت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلم نازل شده به خاطر خلوص آنان است . ابن عباس در این باره مى گوید : امام حسن و امام حسین علیهما السّلام بیمار شدند. پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله و سلم به همراه جمعى از یارانش به عیادت آمدند و گفتند : اى أبو الحسن چه خوب بود براى شفاى فرزندانت نذرى مى کردى . سپس ‍ على علیه السّلام و فاطمه زهرا سلام اللّه علیها و فضّه که خدمتگزار آنها بود ، نذر کردند که اگر حسنین علیهما السّلام بهبودى یابند سه روز روزه بگیرند. پس از اینکه کسالت حسنین برطرف شد آنان به نذر خود وفا کردند. حضرت على علیه السّلام سه من جو قرض کرد. فاطمه زهرا سلام اللّه علیها یک سوم آن را آرد کرد و به تعداد افراد خانواده ، پنج قرص نان پخت کرد هنگام افطار سائلى به در خانه آمد و گفت : السّلام علیکم یا اهل بیت محمد (سلام بر شما اى خاندان محمد) مستمندى از مستمندان مسلمین هستم ، غذایى به من بدهید تا خداوند از غذاهاى بهشتى به شما پاداش دهد. آنان همان نانى را که براى افطار خود در سفره داشتند به مسکین دادند و او را بر خود مقدّم داشتند و آن شب با آب روزه گشودند و گرسنه خوابیدند.
روز دوم روزه گرفتند. هنگام افطار یتیمى در خانه آمد و تقاضاى کمک کرد. آن روز هم ایثار کردند و غذاى خود را به او دادند و با آب افطار کردند
در سومین روزى که روزه گرفتند هنگام غروب آفتاب اسیرى آمد و در خواست کمک کرد. آنها نیز همانند دو روز قبل غذاى خود را به او دادند.
ـ صبحگاهان حضرت على علیه السّلام دست حسنین علیهما السّلام را گرفت و به خدمت پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله و سلم آورد. هنگامى که پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله و سلم آنها را دید که از گرسنگى توان از دست داده‌اند فرمود : براى من سخت گران است که شما را به این حال مى بینم . آنگاه پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله و سلم از جا برخاست و با آنها وارد خانه فاطمه سلام اللّه علیها شد. دید فاطمه سلام اللّه علیها در محراب عبادت ایستاده در حالى که از شدت گرسنگى شکمش به پشت چسبیده و چشمانش از ضعف به گودى فرو رفته است . پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلم ناراحت شد ، که در این حال ، جبرئیل نازل شد و گفت : اى محمد این سوره را بگیر. خداوند با وجود چنین خاندانى به تو تهنیت مى گوید. سپس سوره (هل اتى) را بر آن حضرت خواند. و این همه به خاطر ایثار و اخلاص آنها بود که حتى تصور آن براى ما دشوار است . اهمیت عمل آنان را قرآن این گونه بیان مى فرماید :

 

وَیُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْکینا وَیَتیما وَأَسیرا إنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللّهِ لا نُریدُ مِنْکُمْ جزاءً وَلا شُکُورا.
و غذاى [ خود ] را با وجود علاقه و نیاز [ و یا لحبّ اللّه ] به مسکین و یتیم و اسیر مى دهند [ و با زبان حال مى گویند : ] ما شما را براى خدا اطعام مى کنیم و از شما انتظار هیچ گونه پاداش و سپاسى نداریم .
انسان ۸ ـ ۹

 

امام هفتم علیه السّلام در اینجا نکته دقیقى را متذکر مى شوند :

أما إن علیاً لَمْ یَقُلْ فِی مَوْضِعٍ إِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللّهِ لا نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزاءً وَلا شُکُوراً وَلَکِنَّ اللَّهَ عَلِمَ مِنْ قَلْبِهِ أَنَّمَا أَطْعَمَ لِلَّهِ فَأَخْبَرَهُ بِمَا یَعْلَمُ مِنْ قَلْبِهِ مِنْ غَیْرِ أَنْ یَنْطِقَ بِه
امیر مؤمنان [ علیه السّلام ] در هیچ جا نگفت که ما براى خدا به شما غذا مى دهیم بلکه خداوند متعال نیّت قلبى آن حضرت را بدین گونه آشکار ساخت بى آنکه امیر المؤمنین علیه السلام چیزى بر زبان جارى کرده باشد.
بحار الانوار ج ۴۰ ص ۱۰۴

 

به هر حال ، این اطعام بقدرى مخلصانه بود که به گفته عطّار نیشابورى : گذشته زین جهان وصف سنانش   گذشته زان جهان وصف سه نانش

 

البته ، تذکر این نکته لازم است که اگر انسان بخواهد به مرحله اى از خلوص برسد که تمام کارهاى او براى خدا باشد در صورتى آسان است که دل را از دنیاخواهى ( مذموم در دین) خالى کند والا بسیار دشوار است و رسیدن به مرحله اى از خلوص که به گفته مولوى :

جز به باد او نجنبد میل من   نیست جز عشق احد سرخیل من

کار هر کسى نیست و هر کس نمى تواند به راستى ادعا کند و بگوید :

 

تا احبّ للّه آید نام من تا که اعطا للّه آید جود من بخل من للّه عطا للّه و بس   تا که ابغض للّه آید کام من تا که امسک للّه آید بود من جمله للّه ام نیم من آن کس

 

براى افرادى که هنوز مراحل نخستین را مى گذرانند این گونه ادعاها لاف و گزاف است . البته باید تمرین کرد و مأیوس نشد زیرا خودسازى و ریاضت نفسانى همانند ریاضت و ورزش جسمانى است . همان طور که در تربیت بدن تمرین لازم است و از کم باید شروع کرد و به تدریج بالا رفت تا به مرحله قهرمانى رسید ، در تهذیب روح نیز باید از کم شروع کرد و ادامه داد تا به مقام اخلاص کامل رسید. و همان گونه که مربّى ورزش در وزنه بردارى از وزن کم شروع مى کند و به تدریج بر آن مى افزاید ، معلّم و مربّى اخلاق در مقام تعلیم و تربیت نیز باید از کم شروع کند تا قهرمانانى در میدان عبودیت و اخلاص تربیت نماید و همان طور که ورزشکاران با تمرین و زحمت فراوان و پى گیر به مراحل قهرمانى مى رسند سالکان راه عبودیت نیز باید چنین باشند.

آنان که به مراحلى از کمال رسیده اند بدون زحمت و رنج بدین مقام نایل نشده اند بلکه سالها زحمت کشیده و با هواى نفس مبارزه کرده و کوشیده اند تا نیّت خود را خالص کنند و فقط براى جلب رضایت پروردگار وظایف خویش را انجام دهند و با استعانت از خداوند متعال سر انجام به مرحله عالى از کمال و فضیلت نائل آمدند. ولى باید گفت :

طى این مرحله بى همرهى خضر مکن   ظلمات است بترس از خطر گمراهى

 

انسان باید همیشه از خدا بخواهد که به او توفیق دهد تا پایان کار خلوص خود را حفظ کند ، زیرا کسانى که در این راه بخواهند گام بردارند در خطرى بس عظیم و بزرگ اند ، چرا که در میان راه به موانعى برخورد مى کنند که گذشتن از آنها و ادامه راه بسیار دشوار است .
مولوى گوید :

 

زانک مخلص در خطر باشد مدام زانک در راه است و رهزن بى حد است آینه خالص نگشت او مخلص است چونک مخلص گشت مخلص باز رست هیچ آئینه دگر آهن نشد هیچ انگورى دگر غوره نشد پخته گرد و از تغیّر دور شو چون ز خود رستى همه برهان شدى   تا ز خود خالص نگردد او تمام آن رهد کاو در امان ایزد است مرغ را نگرفته است او مقنص است در مقام امن رفت و برد دست هیچ نانى گندم خرمن نشد هیچ میوه پخته با کوره نشد رو چو برهان محقق نور شو چونک بنده نیست شد سلطان شدى

 

» اخلاص در عبادت
چنانکه از آیات و اخبار بر مى آید ، اخلاص اساس عبادت و حقیقت آن است و در واقع اخلاص روح عبودیت و بندگى است و عبادت جز با اخلاص مصداق و مفهومى ندارد و به همین جهت امام صادق علیه السّلام مى فرماید :

 

بِالْإِسْنَادِ عَنِ الْمِنْقَرِیِّ عَنْ سُفْیَانَ بْنِ عُیَیْنَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی حَدِیثٍ وَالنِّیَّةُ أَفْضَلُ مِنَ الْعَمَلِ أَلَا وَإِنَّ النِّیَّةَ هِیَ الْعَمَل
نیّت برتر از عمل است و آگاه باشید که نیّت حقیقت عمل است .
وسائل الشیعة ج ۱ ص ۵۱

 

بنابر این ، بهترین عمل آن است که خلوص آن بیشتر باشد.
رسول گرامى اسلام صلّى اللّه علیه و آله و سلم در حجة الوداع (در مسجد خیف در منى) پس از حمد و ثناى الهى نطقى ایراد کرد و فرمود :

 

مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنِ الْحَکَمِ بْنِ مِسْکِینٍ عَنْ رَجُلٍ مِنْ قُرَیْشٍ مِنْ أَهْلِ مَکَّةَ قَالَ قَالَ سُفْیَانُ الثَّوْرِیُّ اذْهَبْ بِنَا إِلَى جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیه السلام قَالَ فَذَهَبْتُ إِلَیْهِ فَوَجَدْنَاهُ قَدْ رَکِبَ دَابَّتَهُ فَقَالَ لَهُ سُفْیَانُ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ حَدِّثْنَا بِحَدِیثِ خُطْبَةِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله علیه وآله نَصَرَ اللَّهُ عَبْداً سَمِعَ مَقَالَتِی فَوَعَاهَا وَبَلَّغَهَا مَنْ لَمْ تَبْلُغْهُ یَا أَیُّهَا النَّاسُ لِیُبَلِّغِ الشَّاهِدُ الْغَائِب ثَلَاثٌ لَا یُغِلُّ عَلَیْهِنَّ قَلْبُ امْرِئٍ مُسْلِمٍ إِخْلَاصُ الْعَمَلِ لِلَّهِ وَالنَّصِیحَةُ لِأَئِمَّةِ الْمُسْلِمِینَ …
خدا یارى کند بنده اى را که گفتار مرا بشنود و حفظ کند و سپس آن را به کسانى که نشنیده اند برساند… [ آنگاه فرمود : ] سه خصلت است که دل هیچ مسلمانى نسبت به آنها خیانت نکند :

۱٫ اخلاص عمل براى خدا.
۲٫ نصیحت و خیرخواهى براى امامان و رهبران مسلمین .
۳٫ همبستگى و شرکت دائم در اجتماع مسلمانان .
بحار الانوار ج ۴۷ ص ۳۶۵

خداوندا ما را از شیعیان امیر المؤمنین قرار بده که اعمالمان را از روى اخلاص انجام دهیم.


 موضوع : تحقیقات قرآنی, مقالات خواندنی    تاریخ ارسال : ۰۴ تیر ۹۰     نویسنده : 3erat
 برچسب ها : ،
ارسال نظر