خانه » احادیث موضوعی, احادیث و روایات معصومین,حدیث » آثار و برکات صلوات در دنیا و آخرت

آثار و برکات صلوات در دنیا و آخرت

 

اثار صلوات

 

نام کتاب : آثار و برکات صلوات در دنیا، برزخ و قیامت
نام نویسنده : عباس عزیزى
مقدمه
صلوات یعنى چه ؟
صلوات چه اثرى در روح انسان دارد؟
صلوات چه ذکرى است ؟
صلوات چه آثارى در دنیا و برزخ و قیامت دارد؟
صلوات یعنى پیامبر و آل او.
صلوات بهترین هدیه از طرف خداوند براى انسان است .
صلوات تحفه اى از بهشت است .
صلوات روح را جلا مى دهد.
صلوات عطرى است که دهان انسان را خوشبو مى کند.
صلوات نورى در بهشت است .
صلوات نور پل صراط است .
صلوات شفیع انسان است .
صلوات ذکر الهى است .
صلوات موجب کمال نماز مى شود.
صلوات موجب کمال دعا و استجابت آن مى شود.
صلوات موجب تقرّب انسان است .
صلوات سپرى در مقابل آتش جهنم است .
صلوات انیس انسان در عالم برزخ و قیامت است .
صلوات جواز عبور انسان به بهشت است .
صلوات انسان را در سه عالم بیمه مى کند.
صلوات از جانب خداوند رحمت است و از سوى فرشتگان پاک کردن گناهان و از طرف مردم دعا است .
صلوات برترین عمل در روز قیامت است .
صلوات سنگین ترین چیزى است که در قیامت بر میزان عرضه مى شود.
صلوات محبوب ترین عمل است .
صلوات آتش جهنم را خاموش مى کند.
صلوات زینت نماز است .
صلوات گناهان را از بین مى برد.
صلوات فقر و نفاق را از بین مى برد.
صلوات بهترین داروى معنوى است .
چه خوب است که انسان دائم الصلوات باشد؛ چرا که پیامبر نیز دائم الصوات است .
چه خوب است همیشه زبان انسان مشغول ذکر صلوات باشد.
چه خوب است که فضاى جامعه و محیط کار خود را معطر به صلوات کنیم .
چه قدر از عمر مى گذرد و حرف هاى بیهوده از زبان ما خارج مى شود که دل انسان را سیاه مى کند، صلوات فرستادن بهتر از سکوت و خیال بافى هاى بیهود و سخنان بى ارزش است . پس اگر زبان مشغول صلوات باشد هم به عمر خود ارزش داده ایم و هم روح خود را جلا و فضاى محیط خود را نورانى کرده ایم . بیاییم دنیا و عالم برزخ و قیامت خود را با صلوات بیمه کنیم . و با این صلوات خداوند و اهل بیت (علیهم السلام ) را خوشحال کنیم .
عباس عزیزى پاییز ۱۳۷۹، حوزه علمیه قم
فصل اول : آثار و برکات صلوات در دنیا
بخش اول : استعانت پیامبران از صلوات
۱ – زنده شدن جوان مقتول
در میان بنى اسراییل ، شخصى کشته شد که قاتل او معلوم نبود. خداوند وحى فرستاد که گاوى را با صفات مخصوصى کشته ، یکى از اعضاى او را بر بدن مقتول بزنند تا او خبر از قاتل خود دهد. آن گاو نزد جوانى از بنى اسراییل بود که خداوند به این جوان عنایت کرد و صلوات را تعلیم داده بود.
آن جوان در خواب دید که به او امر شد که گاوش را نفروشد، مگر به امر مادرش . آن جوان از خواب برخاست ، بنى اسراییل نزد او آمدند تا گاو را از او بخرند، مادر جوان گفت : باید پوست این گاو را پر از طلا کنید تا آن را به شما بفروشیم . آن ها راضى شده ، گاو را خریدند، سپس او را کشته و یکى از عضوهاى بدنش را بر پیکر مرده زدند. آن مرده زنده شد و خبر داد که قاتل او پسر عمویش ‍ است .
بنى اسراییل گفتند: نمى دانیم که کدام عجیب تر است : زنده شدن این جوان یا ثروتمند شدن این مرد.
خداوند به حضرت موسى (علیه السلام ) وحى کرد که : ((به بنى اسراییل بگو که اگر مى خواهند زندگى دنیایى آنها نیکو گردد و در آخرت نیز بهشت نصیب آن ها گردد، ذکرى را بگویند که این جوان بدان تمسک جست و آن صلوات بر محمد و آل محمد (علیه السلام ) مى باشد.))
آن جوان به موسى (علیه السلام ) گفت : من چگونه این اموال را از شر حسودانم و دشمنانم حفظ نمایم ؟
موسى گفت : ((بر اموالت صلوات بر محمد و اهل بیت طاهرینش بفرست تا خداوند ضرر هر دشمن و حسودى را از تو دفع نماید.))
بنى اسراییل نزد موسى آمدند و گفتند: ما همه اموال خود را به این جوان بخشیدیم ، دعایى کن که خداوند نیز به ما روزى گسترده عنایت فرماید.
موسى گفت : ((شما نیز به انوار مقدس اهل بیت توسل جویید و بر محمد و اهل بیت او صلوات بفرستید.)) آن ها نیز چنین کردند، سپس حق تعالى وحى فرستاد به موسى (علیه السلام ) که : ((در فلان خرابه هزاران دینار طلا وجود دارد، آن را میان خود قسمت نمایید.))
این فراوانى مال ، به سبب برکت صلوات بر محمد و اهل بیت او حاصل شد.
۲ – سه بار بر محمد (صلى الله علیه و آله و سلم ) صلوات بفرست !
وقتى حضرت آدم (علیه السلام ) وارد بهشت شد، در بهشت حوران پاکیزه سرشت بسیار بودند؛ اما حضرت آدم با آن ها الفتى نداشت . وقتى حضرت حوا آفریده شد و آدم بر او نگریست از او پرسید: تو چه کسى هستى ؟
حوا شرمگین شد و چیزى نگفت ، جبرییل به آدم گفت : ((این حواست ، او را براى تو آفریده اند و او محرم و همدم توست .))
حضرت آدم وقتى فهمید که حوا متعلق به اوست خواست به سوى او دست دراز کند جبریل گفت : اى آدم ! اگر او را مى خواهى ، باید او را عقد کرده و برایش مهریه تعیین کنى .))
آدم فرمود: ((اى برادر! تو مى دانى که من پولى و نقدى ندارم چگونه او را عقد کنم ؟))
جبرییل گفت : ((سه بار به حبیب خدا محمد مصطفى (صلى الله علیه و آله و سلم ) صلوات بفرستى تا حوا بر تو حلال شود.))
۳ – نجات بنى اسراییل
در تفسیر امام حسن عسکرى – (علیه السلام )(۱) – در بیان آیه :
واذا نجیناکم من آل فرعون یسومونکم سوء العذاب یذبحون ابناءکم ویستحیون نساءکم وفى ذلکم بلاء من ربکم عظیم ؛(۲)
((اى گروه بنى اسراییل ! به یاد آورید وقتى را که نجات دادیم ما، شما را از آل فرعون که عذاب مى کردند شما را، به عذاب سخت مى کشتند پسران شما را، و زنده مى گذاشتند زنان شما را. و در این ، امتحان عظیمى بود از جانب پروردگار شما.))
مذکور است که : از جمله عذاب شدید آن قوم ، یکى آن بود که بنى اسراییل را براى عمل بنایى مى بردند و مى ترسیدند که بگریزند. و به این سبب ، پاهاى ایشان را در بند مى گذاشتند. و به ایشان مى گفتند که گل را برداشته ، بر نردبان بالا برید، و بسا بود که مى افتادند و مى مردند، یا زمین گیر مى شدند.
تا آن که حق تعالى به موسى – (علیه السلام ) – وحى کرد:
به ایشان بگو، که پیش از شروع در عمل ، بر محمد و آل طیبین آن حضرت – (علیهم السلام ) – صلوات فرستند، تا آن که برایشان سبک و آسان گردد. و چنان کردند، و بر ایشان آسان گردید.
و امر نمود به آن کسانى که در اول عمل فراموش مى کردند، و مى افتادند و زمین گیر مى شدند که صلوات بخوانند و اگر خود نمى توانستند بخوانند، دیگرى برایشان بخواند. و چون چنین مى کردند، شفا مى یافتند.
و سبب کشتن پسران بنى اسراییل ، این بود که به فرعون گفته بودند: در میان بنى اسراییل ، مولودى خواهد آمد که هلاک تو بر دست او واقع خواهد شد. و فرعون امر نمود که پسران ایشان را بکشند، و زنان ایشان را حیله ها مى کردند که حامله نشود. و اگر حامله مى شدند فرزند خود را مى بردند، و در صحراها و زمین هاى گود پنهان مى کردند، و ده مرتبه صلوات بر محمد و آل او – صلوات الله علیهم – مى فرستادند. و حق تعالى ملکى را مى فرستاد که آن کودک را تربیت نماید؛ و از انگشت او شیر جارى مى کرد که آن را بمکد؛ و از انگشت دیگرش ، طعام که ملایم آن بود، جارى مى ساخت . و از فرزندان بنى اسراییل آن چه سالم ماندند، بیشتر بودند از آن چه کشته شدند. و زنان بنى اسراییل را که زنده مى گذاشتند، آنها را کنیزان خود قرار مى دادند.
پس بنى اسراییل به نزد موسى – (علیه السلام ) – رفتند، و گفتند: این گروه بر دختران و خواهران ما قرعه مى اندازند.
موسى به آنها امر کرد که وقتى مردى از آن گروه ، قصد شما نماید، بر محمد و آل طاهرین آن حضرت – صلوات الله علیهم – صلوات فرستید. و آن زنان ، صلوات مى فرستادند. و خدا هر که را که قصد ایشان کرده بود، از ایشان باز مى داشت به این که مشغول شغل مى گردید، یا به مرضى گرفتار مى شد، یا زمین گیر مى گردید، یا این که بر آن زن رحم مى کرد، و از آن زن مى گذشت .
و اتفاق نشد که مردى از قوم فرعون ، بر زنى از بنى اسراییل برسد، و حق تعالى به واسطه صلوات ایشان را نجات ندهد.
۴ – توصیه خدا به موسى به صلوات زیاد
حق تعالى به موسى پیامبر خطاب نمود:
((مى خواهى من به تو نزدیک تر باشم از کلام تو به زبان تو و از دیدن تو به چشم تو و از روح تو به بدن تو و از اندیشه تو به دل تو، به حبیب من محمد مصطفى – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – صلوات بسیار فرست .))
۵ – غلبه یهود به برکت صلوات
خداوند به یهودیان وحى فرمود که :
((هرگاه دچار مصیبتى شدند، با صلوات بر پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) و اهل بیت آن حضرت خود را نجات دهند.))
ده سال قبل از ظهور پیامبر اسلام ، دو قبیله ((اسد)) و ((غطفان )) با گروهى از مشرکان ، به یهودیان حمله کردند، یهودیان خدا را با صلوات بر پیامبر صدا زده و مشرکان را شکست دادند.
پس از این شکست دو قبیله ((اسد)) و ((غطفان ))، سپاهى در حد سى هزار نفر را تشکیل داد و به جنگ یهویان که سیصد تن بیش نبودند آمدند، مشرکان ، آب و غذا را از یهودیان منع کردند و به آنها گفتند: ما همه شما را کشته ، فرزندان و زنان شما را اسیر نموده و اموال تان را غارت مى کنیم .
یهودیان این بار نیز با صلوات بر محمد و اهل بیت او (علیهما السلام ) خود را نجات دادند، به این ترتیب که پس از فرستادن صلوات ، با وجودى که فصل تابستان بود باران بارید، و کاروانى که حامل آذوقه بود نیز مخفیانه وارد قلعه یهودیان شد. در حالى که مشرکان در خواب بودند.
پس از آن که از خواب بیدار شدند، گفتند: جنگ را زودتر آغاز کنیم ؛ زیرا یهودیان هم تشنه و هم گرسنه اند.
یهودیان گفتند: خداوند به ما هم طعام رسانید و هم آب و ما قادر بودیم وقتى که شما در خواب بودید شما را بکشیم ؛ اما این کار را نکردیم .
مشرکان که جریان را این گونه دیدند، باز هم بر عناد خود افزودند و به یهودیان پیشنهاد مبارزه دادند، یهودیان این بار با تمسک به صلوات بر پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) بر سى هزار مشرک پیروز شدند، در حالى که تعداد آن ها سى صد نفر بیش نبود.
این بود، یارى کردن حق تعالى ، یهود را بر مشرکان ، به سبب آن که بر محمد و اهل بیت آن حضرت صلوات فرستادند.
۶ – صلوات ، علت خلیل شدن ابراهیم
امام حسن عسکرى – (علیه السلام ) – فرمود:
انما اتخذ الله ابراهیم – (علیه السلام ) – خلیلا لکثرة صلواته على محمد واهل بیته صلواة الله علیهم اجمعین ؛
خداوند حضرت ابراهیم – (علیه السلام ) – را خلیل خود انتخاب کرد؛ براى این که او بر محمد – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – و خاندانش که درود خدا بر آنان باد، زیاد صلوات مى فرستاد.(۳)
بخش دوم : سیره معصومین در فرستادن صلوات
۷ – چگونگى صلوات فرستادن
عبدالرحمن بن کثیر مى گوید: به امام صادق – (علیه السلام ) – عرض کردم : ما در وقت صلوات فرستادن چه بگوییم ؟
فرمود بگویید:
اللهم انا نصلى على محمد نبیک وعلى آل محمد کما امرتنا به وکما انت صلیت علیه .
سپس فرمود: ((ما نیز چنین صلوات مى فرستیم .))
۸ – شرط استجابت دعاى امت پیامبر
شخص یهودى خدمت امیرالمؤ منین على – (علیه السلام ) – آمد، و از فضل خاتم الانبیاء – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – بر سایر انبیاء – (علیهم السلام ) – سؤ ال نمود، و گفت که حق تعالى ملایکه را به سجده آدم – (علیه السلام ) – امر کرد.
آن حضرت فرمود: ((افضل از آن را به محمد – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – کرامت نموده ؛ زیرا که خود بر او صلوات فرستاد، و به ملایکه امر فرمود که بر او صلوات فرستند، و عبادت عباد را تا روز قیامت ، در صلوات بر آن حضرت قرار داد، و فرمود که : ان الله وملائکته یصلون على النبى یا ایها الذین آمنوا صلوا علیه وسلموا تسلیما و هر که در حال حیات یا بعد از وفات آن حضرت ، بر او صلوات مى فرستد، حق تعالى به هر صلواتى ده صلوات بر آن کس مى فرستد، و ده حسنه به او عطا مى فرماید.
و هر که بعد از وفات آن جناب ، بر او صلوات فرستد، آن حضرت مطلع مى شود و بر آن کس صلوات و سلام مى فرستد، مثل صلواتى که فرستاده است و حق سبحانه و تعالى ، دعاى امت او را، در هر چه از پروردگار سؤ ال نمایند، موقوف مى دارد و به اجابت نمى رساند، تا آن که بر آن حضرت صلوات فرستند. و این بزرگ تر و عظیم تر است از آن چه به آدم – (علیه السلام ) عطا فرمود.
۹ – سیره امام سجاد (علیه السلام )
اللهم صل على محمد وآله ، فى کل اوان وقت وکل وعلى کل حال عدد ما صلیت على من صلیت علیه ، واضعاف ذلک کله بالاضعاف التى لا یحصیها غیرک ، انک فعال لما ترید.
((بار خدایا! بر محمد آل او درود فرست ، در هر هنگام و هر زمان و بر هر حال ، به شماره درودى که فرستاده اى بر هر که درود فرستاده اى . و چندان برابر همه آنها، به چندان برابرى که جز تو آنها را نتواند شمرد؛ زیرا تو هر چه بخواهى ، به جا آورنده اى .(۴)))
۱۰ – صلوات هم وزن عرش
رب صل علیهم زنة عرشک ومادونه ، وملاء سمواتک وما فوقهن ، وعدد ارضیک وما تحتهن وما بینهن ، صلوة تقربهم منک زلفى ، وتکون لک ولهم رضى ، ومتصلة بنظائرهن ابدا.
((پروردگارا! برایشان درود فرست ، هم وزن عرش خود و آن چه زیر عرش است (همه عالم )؛ و مقدار آن چه آسمان هایت و آن چه در بالاى آن هاست را پر گرداند؛ و به مقدار شماره زمین هایت و آن چه در زیر آنها و میان آنهاست (را پرسازد)؛ درودى که ایشان را به کمال قرب تو رساند؛ و براى تو و ایشان خوشنودى ؛ و همیشه به مانندهاى آن ، درودها پیوسته باشد.(۵)))
۱۱ – صلوات شفاعت کننده
اللهم صل على محمد وآله ، کما هدیتنا به ، و صل على محمد وآله ، کما استنقذ تنابه ، وصل على محمد واله صلوة تشفع لنا یوم القیمة ویوم الفاقة الیک ، انک على کل شى ء قدیر، وهو علیک یسیر؛
بار خدایا! بر محمد و آل او درود فرست ، چنان که ما را به سبب او (به راه حق ) هدایت نمودى . و بر محمد و آل او درود فرست ، چنان که ما را به وسیله آن حضرت از (جهل و نادانى ) رهانیدى و بر محمد و آل او درود فرست ، درودى که ما را روز رستاخیز و روز نیازمندى به تو شفاعت نماید؛ زیرا تو بر هر چیز توانایى ، و آن بر تو آسان است .(۶)
۱۲ – شادکردن رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم )
از حضرت امام صادق – (علیه السلام ) – روایت شده که :
هر که خواهد که شاد گرداند محمد و آل آن حضرت را – (صلوات الله علیهم ) – به این نحو، به ایشان صلوات فرستد:
اللهم یا اجود من اعطى ویا خیر من سئل ویا ارحم من استرحم . اللهم صل على محمد وآله فى الاولین وصل على محمد وآله فى الاخرین وصل على محمد وآله فى الملا الاعلى وصل على محمد وآله فى المرسلین . اللهم اعط محمدا و آله الوسیلة والفضیلة والشرف والرفعة والدرجة الکبیرة . اللهم انى امنت بمحمد – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – ولم اءره فلا تحرمنى یوم القیامة رویته وارزقنى صحبته وتوفنى على ملته واسقینى من حوضه مشربا رویا سائغا هنیئا لا اظماء بعده ابدا انک على کل شى ء قدیر. اللهم انى آمنت بمحمد (صلى الله علیه و آله و سلم ) و لم اءره فعرفنى فى الاجنان وجهنه . اللهم بلغ محمدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) منى تحیة وسلاما.
۱۳ – وقت صلوات امام رضا (علیه السلام )
امام رضا – (علیه السلام ) – هنگام صبح پس از نماز و پس از سلام ، در جایگاه نماز مى نشست و به تسبیح و حمد و تکبیر و تهلیل خدا مشغول مى شد، و به پیامبر و آل او صلوات مى فرستاد تا این که خورشید طلوع مى کرد.(۷)
۱۴ – مناظره امام هشتم
در مجلس ماءمون در حضور اما هشتم ، سخن از مسئله اى به میان آمد که به پیامبر گفته بودند که سلام دادن به شما را مى دانیم ؛ ولى صلوات بر شما چگونه است ؟
پیامبر پاسخ فرمود: تقولون اللهم صل على محمد وآل محمد کما صلیت وبارکت على ابراهیم وآل ابراهیم انک حمید مجید
ماءمون به اهل مجلس خود که همه از علماى مذاهب اسلامى بودند گفت : آیا در این باره (صلوات بر پیامبر به صورت فوق ) اختلافى به چشم مى خورد؟
آنها گفتند: نه و در این باره همه امت (مذاهب ) متفق اند ماءمون به امام هشتم گفت : آیا درباره آل پیامبر توضیحى دارید؟
امام فرمود: ((به من بگویید مراد از ((یس والقران الحکیم )) کیست ؟))
آنان گفتند: شکى نیست که منظور از ((یس )) محمد (صلى الله علیه و آله و سلم ) است .(۸)
۱۵ – عبادت امام (علیه السلام ) در سفر
رجاء بن ابى ضحاک ، فرمانده ماءموران براى آوردن امام رضا – (علیه السلام ) – در ضمن شرح عبادت هاى شبانه روزى امام مى گوید:
امام رضا – (علیه السلام ) – هنگامى که صبح مى کردند، نماز را مى خواند، پس از اسلام ، در جایگاه نماز مى نشست و به تسبیح و حمد و تکبیر و تهلیل خدا مشغول مى شد، و به پیامبر و آل او صلوات مى فرستاد تا این که خورشید طلوع مى کرد.(۹)(۱۰)
۱۶ – صلوات و دعاى امام جواد (علیه السلام )
امام جواد – (علیه السلام ) – در دعاى هر روزه ماه مبارک رمضان عرضه مى دارد:
((اى آن که پیش از همه چیز بوده ؛ سپس همه چیز را آفریده ؛ سپس باقى مى ماند، در حالى که همه چیز فانى مى شود.
اى آن که چیزى مانندش نیست ؛ و اى آن که نه در آسمان هاى فراتر، و نه در زمین هاى فروتر، و نه روى آنها، و نه زیر آنها، و نه در میان آنها معبودى جز او نیست ، که پرستیده شود.
تو را حمد مى کنم ، حمدى که هیچ کس – جز تو – را یارى شمردن آن نباشد.))
پس درود فرست بر محمد و آل محمد، درودى که هیچ کس – جز تو – را یاراى شمردن آن نباشد.(۱۱)
۱۷ – دعاى قبل از طلوع خورشید
امام عسگرى (علیه السلام ) قبل از طلوع خورشید این دعا را مى خواند:
((اى اولى که قبل از او اولى نیست ، و اى آخرى که غیر او آخرى نیست ، اى قیومى که انتهایى براى قدمتش نیست ، اى عزیزى که براى عزتش انقطاعى نیست ، اى چیره و قادرى که در سلطنتش ضعفى نیست ، اى کریمى که نعمتش دایمى است .
در پیشگاه تو نیازهایم را تقدیم مى دارم و مى خواهم که بر محمد و اهل بیتش (علیه السلام ) درود فرستى .(۱۲)(۱۳)
بخش سوم : ثوات صلوات
۱۸ – صلوات در کلام الهى
ان الله وملائکته یصلون على النبى ، یا ایها الذین امنوا صلوا علیه وسلموا تسلیما؛
((خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود مى فرستد، اى کسانى که ایمان آورده اند، بر او درود فرستید و سلام گویید و کاملا تسلیم فرمان او باشد.(۱۴)
از امام کاظم (علیه السلام ) درباره معناى درود خدا و فرشتگان و مومنان در آیه ((خداوند و فرشتگان او بر پیامبر درود مى فرستند، اى کسانى که ایمان آورده اید! بر او درود فرستید و به فرمانش به خوبى گردن نهید.)) سؤ ال شد، فرمود: ((درود فرستادن خدا، نوعى رحمت از جانب اوست و درود فرشتگان ستایشى است از آنها نسبت به رسول خدا و درود مومنان ، دعایى است از آنها براى پیامبر.
امام صادق (علیه السلام ) نیز درباره همین آیه مى فرماید: ((پیامبر را ثنا گویید و به او سلام فرستید!)) (یا به فرمانش گردن نهید.)
۱۹ – من از محاسبه ثواب عاجزم
رسول خدا – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – فرمود:
((وقتى به معراج رفتم دیدم ملکى را که هزار هزار دست دارد ((یک میلیون )) و هر دستى هزار هزار انگشت دارد و هر انگشتى هزار هزار بند دارد.
آن ملک گفت : من حساب دانه هاى قطرات باران رامى دانم که چند تا در صحرا و چند دانه در دریا مى بارد، و عرض کرد: تعداد قطرات باران را از ابتداى خلقت تا حال را مى دانم آن وقت عرض کرد: حسابى است که من از محاسبه آن عاجزم .)) فرمود: ((چیست ؟))
عرض کرد: هرگاه جماعتى از امت تو با هم باشند و با هم برتو صلوات بفرستند، من از محاسبه ثواب صلوات عاجزم .
اللهم صل على محمد و آل محمد
۲۰ – صلوات خدا بر صلوات فرستنده
احمد حنبل ، در مسند خود، از عبدالرحمن بن عوف روایت کرده است :
روزى رسول خدا – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – از مدینه بیرون رفت ، وارد نخلستان شد، به سجده رفت . سجده آن جناب ، آن قدر طول کشید که من ترسیدم مبادا آن حضرت ، وفات کرده باشد. آمدم به آن حضرت نگریستم . سر مبارک را از سجده برداشت ، و فرمود: ((تو را چه مى شود؟))
من صورت حال را به عرض رسانیدم . فرمود: ((جبرییل بر من نازل شد، و گفت مى خواهى تو را بشارت دهم ؟ به درستى که حق تعالى فرمود: هر که بر تو صلوات فرستد، من بر او صلوات مى فرستم . و هر که بر تو سلام گوید، من بر او سلام مى گویم .))
۲۱ – سؤ ال از ثواب صلوات در خواب
در دارالسلام محدث نورى رحمه الله علیه مى فرماید:
در خواب دیدم گویا سوار بر اسب با جمعیت بسیارى از بالاى کوه بلندى پایین مى آییم ، ناگهان متوجه شدم که رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) – سواره در پیش روى ماست و ما پشت سر آن حضرت – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – حرکت مى کنیم و بین ما و آن بزرگوار- (صلى الله علیه و آله و سلم ) – اندکى فاصله هست ، و کسى با آن حضرت – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – نیست .
در این موقع از اسب پیاده شده و از جمعیت جلو افتادم خود را به آن حضرت رساندم ، مهار اسبش را گرفتم و بر او سلام نمودم ، و عرضه داشتم : ثواب کسى که بگوید – و یکى از اذکار معروف از تهلیل (۱۵) و حولقه (۱۶) و صلوات را بیان داشتم که پس از بیدارى آن را فراموش کردم – چیست ؟
رسول خدا – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – با تبسم به من توجه نمود و فرمود: ((درباره چه کسى ؟))
دریافتم که مقصود آن حضرت – (صلى الله علیه و آله و سلم ) این است که ثواب براى هر گوینده اى نیست . عرضه داشتم : کسى که ایمان به خدا و شما و – ائمه (علیهم السلام ) – داشته باشد.
فرمود: خداوند به او پنج گنج عطا مى کند. معدن کبریت که از آن طلا بیرون مى آید، و دوم معدن یاقوت ، و آن گاه بقیه را مشابه آن دو بیان فرمود.))
و من ترتیب آنها را فراموش کردم و آنگاه سکوتى کرد و در حالى که ما پشت سر آن حضرت – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – حرکت مى کردیم دوباره به من نگاه کرد و با تبسم فرمود: ((اما معدن اول منم . و باقى معادن را به سایر پنج تن آل عبا تاءویل نمود.))
در این موقع چنان سرور و خوشحالى به من دست داد که جز خدا کسى نمى داند، تا این که به پایین رسیدیم و آن گاه آن حضرت – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – از کوه دیگرى بالا رفت و من همراه جمعیت بازگشتم . و پس از یک ماه خداوند زیارت خانه اش و زیارت قبر پیامبرش – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – را نصیب من فرمود.
۲۲ – ثواب ده هزار بار صلوات
شخصى نزد سلطان محمود سبکتکین آمد و گفت : مدتى بود که مى خواستم رسول خدا – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – را در خواب ببینم ، و عرضى که دارم به آن غمخوار بگویم . قضا را، سعادت مساعدت نمود و در شب گذشته ، به این دولت رسیدم و جمال با کمال آن عدیم المثال را در خواب دیدم . وقتى چون آن جناب را خوشحال یافتم ، قدم در بساط جراءت گذاشتم و گفتم : یا رسول الله ! هزار درهم قرض دارم ، و بر اداى آن قادر نیستم ، و مى ترسم که اجل در رسد، و آن وام در گردن من بماند.
آن حضرت فرمود: برو به نزد محمود سبکتکین و آن مبلغ را از او بستان .
عرض کردم : شاید از من باور نکند و نشان طلبد.
فرمود: به او بگو به آن نشان که در اول شب چون تکیه مى کنى ، سى هزار مرتبه به من صلوات مى فرستى و در آخر شب که بیدار مى شوى ، سى هزار مرتبه دیگر بر من صلوات مى فرستى .
سلطان از شنیدن این داستان گریه کرد و آن مرد را تصدیق نمود و قرض او را ادا کرد و هزار درهم دیگر نیز به او بخشید.
ارکان دولت ، تعجب نموده گفتند: اى سلطان این مرد را در این سخن محال تصدیق مى کنى ؛ و حال آن که ما در اول شب و آخر شب با توییم . نمى بینیم که به فرستادن صلوات اشتغال نمایى ، و اگر کسى در تمام اوقات شبانه روزى به فرستادن صلوات اشتغال نماید، نمى تواند که شصت هزار مرتبه صلوات فرستد. پس چگونه در این صورت در اول و آخر شب میسر مى گردد؟ سلطان گفت که : من از علما شنیده ام که هر که یک بار به صلوات مذکوره صلوات فرستد چنان است که ده هزار بار صلوات فرستاده و من در اول شب سه مرتبه و در آخر شب سه مرتبه این صلوات را مى خوانم و چنان مى دانم که شصت هزار بار صلوات فرستاده ام . پس پس از این درویش که پیغام آن حضرت را آورده است ، راست مى گوید و این گریه من از شادى است .
۲۳ – صلوات بهترین دعا
عبدالسلام (بن عبدالرحمن ) بن نعیم گوید: به امام صادق (علیه السلام ) عرض کردم : من داخل کعبه شدم و دعایى به خاطرم نیامد جز صلوات بر محمد (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود: ((آگاه باش مانند تو در فضیلت و ثواب کسى از خانه خدا بیرون نیامده است .(۱۷)))
۲۴ – صلوات فرستادن بر محمد و اهل بیت او
امام صادق – (علیه السلام ) – فرمود: ((در پاره اى از کتاب ها یافتم که هر کس بر محمد و آل محمد (علیهم السلام ) صلوات بفرستد، خداوند یک صد حسنه در نامه عملش بنویسد، و هر کس (بر محمد و اهل بینش صلوات فرستد به این طریق که ) بگوید:
صلى الله على محمد واهل بیته
خداوند براى او هزار حسنه بنویسد.(۱۸)
۲۵ – یکبار صلوات فرستادن
امام صادق – (علیه السلام ) فرمود:
((هنگامى که نام پیغمبر – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – برده مى شود بر آن حضرت بسیار صلوات بفرستید؛ زیرا هر کس یک بار بر او صلوات فرستد خداوند هزاربار در هزار صف از فرشتگان بر وى صلوات فرستد، و هیچ مخلوقى باقى نماید مگر این که بر آن بنده صلوات فرستد از جهت صلوات خداوند و فرشتگانش بر او، و دست نکشد از این ثواب ها و بى رغبتى ننماید؛ مگر نادان خود بین که خدا و رسول از وى بیزارند.))
شرح : مراد از صلوات خداوند و فرشتگان فرو ریختن رحمت و برکت و لطف و کرامت و نعمت خدا است بربنده خویش .
۲۶ – درود فرشتگان بر صلوات فرستنده
رسول خدا – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – فرمود:
من صلى على صلى الله علیه وملائکته فمن شاء فلیقل ومن شاء فلیکثر.
((هر کس بر من صلوات و درود فرستد، خدا و فرشتگانش بر وى صلوات و درود مى فرستند. هر که خواهد کم و هر که خواهد بسیار این عمل را انجام دهد.))
۲۷ – صلوات و درود فرشتگان
اسحاق بن فروخ از امام صادق – (علیه السلام ) – فرمود:
((اى اسحاق بن فروخ ! هر که ده بار بر محمد و آل محمد صلوات فرستد، خدا و فرشته ها صدبار بر او صلوات بفرستد و هر که صدبار بر محمد و آل محمد صلوات فرستد، خدا و فرشته ها هزاربار بر او صلوات فرستند، آیا نشنیده اى گفته خداى عزوجل را (سوره احزاب ، آیه ، ۴۳): ((اوست آن خداوندى که رحمت مى فرستند بر شما و هم فرشته هایى که رحمت مى خواهند براى شما تا بیرون آورند شماها را از تاریکى ها و تیرگى ها به سوى روشنى و خدا درباره مؤ منان مهربان است .(۱۹)
۲۸ – پاداش صلوات
امام رضا – (علیه السلام ) – فرمودند: ((صلوات بر محمد و آل او، معادن با پاداش و ثواب تسبیح و تکبیر گفتن است .))
۲۹ – یک بار صلوات و بخشش ده خطا
رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) – فرمود: ((هر کس بر من یک بار درود فرستد، خدا بر او ده بار درود خواهد فرستاد و ده خطا را از او برطرف خواهد ساخت و ده درجه را برایش بالا خواهد برد.))
۳۰ – کامل ترین ذکر
امام رضا – (علیه السلام ) – فرمود:
((صلوات بر محمد و آل او، معادل است به ذکر سبحان الله والحمدلله ولا اله الا الله والله اکبر.
۳۱ – صلوات در آغاز دعا
امام صادق (علیه السلام ) فرمود:
((لازم است بر هر یک از شما که هنگام اظهار حاجت در پیشگاه خداوند بزرگ با ستایش الهى آغاز کند و به تمجید پیامبر و آل او بپردازد و سپس به تقصیرها و گناهان خود اعتراف کند و پس از آن حاجت خود را در میان نهد.(۲۰)))
۳۲ – محبوب ترین عمل
پیامبر اکرم – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – فرمود: ((از جبرییل پرسیدم : محبوب ترین اعمال کدام است ؟)) پاسخ داد: ((صلوات و درود بر شما اى محمد! و محبت على بن ابى طالب .))
۳۳ – بهترین اعمال در آخرت
رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمودند:
((بهترین اعمال در آخرت سه چیز است :
۱٫ صلوات بر محمد و آل محمد.
۲٫ آبرسانى به تشنه ها.
۳٫ حب و دوستى على بن ابى طالب ))
۳۴ – صلوات هنگام یادآورى نام پروردگار
مردى از امام هشتم (علیه السلام ) از تفسیر آیه ((وذکر اسم ربه فصلى )) سؤ ال کرد فرمود: مراد این است که هرگاه نام پروردگار متعال بر زبان آمد، بر محمد و آل محمد درود و صلوات ، تقدیم شود.(۲۱)))
۳۵ – همراهى ملایک
پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود: ((همیشه کاروانى از ملایک به امر الهى در عالم در حرکت اند و هنگامى که به جلسه ذکر و صلوات مى رسند، به یکدیگر مى گویند: فرود آیید! وقتى که فرود آمدند اهل جلسه را در هنگام دعا با آمین گفتن و در هنگام صلوات نیز با صلوات ، همراهى مى کنند و در پایان به یکدیگر مى گویند: خوشا به حال افراد این جلسه که خدا آنان را آمرزید!))
۳۶ – رهنمود پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم )
ابوسعد خدرى مى گوید: عمار یاسر به پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) گفت : دوست دارم تا به قدر عمر نوح در میان ما زندگى کنى ! پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود: ((اى عمار! زندگى من در میان شما خیر است و فوت من نیز ((شر)) نخواهد بود؛ چرا که در حال حیات من ، پیش من مى آیند و عرض حال مى کنند و من هم از خدا براى شما طلب غفران مى کنم ؛ ولى پس از وفات من ، تقواى الهى را پیشه خود سازید و به بهترین وجهى بر من و اهل بیت من ((صلوات )) بفرستید؛ زیرا اسم هاى شما، پدر و مادرتان و اقوام تان بر من عرضه خواهد شد، اگر در آن لیست اسامى ، اعمال نیک شما ضبط شده باشد، خدا را سپاس مى گویم و اگر غیر آن باشد از خداوند متعال براى شما، طلب غفران از گناهان شما را دارم .(۲۲)
۳۷ – هنگام از دست دادن و یا نابودى چیزى
پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود: ((هنگامى که چیزى از بین رفت بگو: ((اللهم صل على محمد و آل محمد.))
۳۸ – صلوات خدا
رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود: ((جبرییل بر من نازل شد و گفت : خداوند متعال مى فرماید: هر کس که بر تو صلوات بفرستد، من و فرشتگانم ده بار بر او صلوات مى فرستیم و کسى که بر تو سلام دهد من و فرشتگانم ده بار بر او سلام مى دهیم .))
۳۹ – صلوات به معناى عهد
حضرت موسى بن جعفر از پدر بزرگوار خود (علیه السلام ) نقل فرموده :
((هر که بر پیامبر صلوات مى فرستد، به معنى است که من بر عهد و پیمان خود هستم آن عهد و پیمانى که وقتى خداوند در عالم ذر فرمود: ((آیا من پروردگار شما نیستم ، همه گفتند: بلى .))
بخش چهارم : برکت صلوات :
۴۰ – باریدن طلا از آسمان
در ((حکایات الصالحین )) آوردند که :
فقیرى محتاج و عیالوار، براى طلب پول از خانه بیرون آمد، نمى دانست که به کجا برود. ناگاه گذارش به کنار مجلس واعظى افتاد که حاضران را به فرستادن صلوات ترغیب مى فرمود. آن فقیر در آن جا ایستاد و شنید که واعظ مى گفت : در فرستادن صلوات ، تقصیر مکنید که اگر توانگر بر آن سرور صلوات فرستد، در مالش برکت به هم مى رسد و اگر فقیر صلوات فرستد، حق تعالى از آسمان روزى بر او مى فرستد.
آن فقیر، از آن مجلس بیرون رفت و به فرستادن صلوات مشغول شد؛ بعد سه روز، از ویرانه اى مى گذشت ، پایش به سنگى خورد. آن سنگ کنده شد و سبوى پر از زر، در زیر آن سنگ ظاهر گردید.
آن مرد گفت : وعده روزى من از آسمان است ، و روزى زمین را نمى خواهیم ، و آن سنگ را در جاى خود گذاشت و به خانه آمد، صورت حال را با زن خود گفت . آن مرد، همسایه اى داشت که یهودى بود. قضا را، در آن وقت ، آن یهودى بر بام خانه خود بود؛ و حکایت آن مرد را که با زنش مى گفت ، شنید. و فى الحال ، از بام فرود آمده ، به ویرانه رفت ، آن سبو را برداشته ، به خانه آمد. وقتى سر آن را گشود، دید که سبو، پر از مار و عقرب است . به اطرافیان خود گفت : این همسایه مسلمانان ، دشمن ما است . وقتى که من در بام بودم ، فهمیدم ، و آن سخن را براى این گفت که در طمع افتم ، و آن سبو را به خانه آورم ، و از آن ضررى به من رسد. پس بهتر آن است که آن را به بام برده از راه روزنه ، در خانه او ریزم ، تا آن که براى من مى خواست ، به خودش برگردد.
به بام آمد، در وقتى که زن آن فقیر، به شوهر خود مى گفت : روا باشد که تو سبوى پر از زر بیابى و آن را بگذارى و ما در فقر و تنگدستى باشم ؟
آن مرد مى گفت : امیدوارم که روزى ما از آسمان نازل شود.
ناگاه یهودى ، سر سبو را گشود و آن را سرنوشت ساخت ؛ آن مرد، آوازى شنیده سر را بالا کرده دید که از روزنه خانه او، زر فرو ریخت . فریاد زد: اى زن ! این زر است که از آسمان فرو مى ریزد، و آن زرها را بر مى داشت ، و صلوات مى فرستاد.
وقتى یهودى دید که از سبو زر مى ریزد، آن را برداشت ، در آن مکان ، دید که همان مار و عقرب است . باقى را نیز، در خانه درویش ‍ ریخت ، و همه زر سرخ بود. آن یهودى دانست که این سرى است از اسرار غیبى که به ظهور مى رسد. در خاطرش گذشت که این همان حکم آب نیل دارد، که در زمان حضرت موسى ((على نبینا و آله و (علیه السلام ))) در نظر قبطى خون مى نمود، و در نظر سبطى آب بود. و فى الحال ، آن درویش را به بام طلبیده ، به دست او مسلمانان شد و از برکت صلوات بر آن حضرت ، مسلمانان را دولت غناء، و یهودى را سعادت اسلام روزى شد.
۴۱ – سه صلوات و شیرین شدن عسل
روزى رسول خدا – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – در نخلستان نشسته بود، و امیرالمؤ منین (علیه السلام ) در خدمت آن جناب بود ناگاه زنبور عسلى به نزد آن حضرت آمد، گرد آن حضرت مى گردید. آن جناب – (صلى الله علیه و آله و سلم ) به امیرالمومنین – (علیه السلام ) – فرمود: ((این زنبور مى خواهد که ما را ضیافت کند. مى گوید که قدرى عسل در فلان موضع گذاشته ام . امیرالمومنین – (علیه السلام ) – را بفرست که آن را بیاورد.))
امیرالمؤ منین – (علیه السلام ) – رفت ، و آن عسل را حضور پیامبر آورد.
رسول خدا – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – از آن زنبور پرسید: ((خورش شما شکوفه تلخ است ، به چه سبب در درون شما شیرین مى گردد؟))
عرض کرد: آن به برکت جناب شماست ؛ زیرا که هرگاه که قدرى از شکوفه در درون ما، در مى آید، فى الحال الهام الهى به ما مى رسد که سه نوبت بر شما صلوات فرستیم و به برکت آن صلوات ، شکوفه تلخ در درون ما شیرین مى شود.
۴۲ – پر و پال ملک به واسطه صلوات
حق – سبحانه و تعالى – به ملکى فرمود که فلان شهر را ویران کن .
وقتى آن ملک به آن شهر آمد، گریه کودکان و ناله زنان و فریاد چهارپایان را شنید، برایشان رحم نموده و بر ویرانى آن شهر اقدام نکرد. تند باد قهر، از مهیب جلال وزیده ، پر و بال آن ملک را در هم شکست ؛ و از بالا رفتن بر افلاک ، محروم و مهجور ماند.
روزى جبرییل – (علیه السلام ) – او را گریان و نالان بر روى خاک افتاده دید.
دلش بر پریشان حالى و شکسته بالى آن ملک سوخت . حال عجز و بیچارگى و ضعف و آوارگى او را به بارگاه جلال عرض ‍ کرد.
خطاب آمد به او بگو: بر حبیب من محمد – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – صلوات فرستد تا به برکت آن پر و بال به او برگردد. به او گفته شد. آن ملک به وظایف صلوات قیام نمود. و بال اقبال باز یافته به فراغ بال به جانب آشیانه خود پرواز نمود.

۴۳- رفع فقر
رسول خدا – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – فرمود:
((صلوات فرستادن فقر را بر طرف مى کند.))
۴۴ – اداى قرض
در تاریخ مدینه دهلویست که یک مرد نیک سه هزار اشرفى وام داشت و بستانکار از او شکایت کرد او را نزد قاضى برد، و یک ماه مهلت گرفت و رفت به درگاه خداى تعالى و بر پیغمبر – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – زارى کرد. شب ۲۷ ماه در خواب دید که یکى مى گوید: خدا وام تو را مى پردازد! برو نزد ابن عیساى وزیر و بگو رسول خدا – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – مى فرماید سه هزار وامم را بپرداز.
بیدار شد و شاد بود و با خود اندیشید که اگر گفت : نشانه این واقعه چیست ؟ چه گویم ؟ آن روز خوددارى کرد و شب دوم هم همین خواب را دید و شادمان بیدار شد و باز هم شرمش آمد و آن روز هم نزد وزیر نرفت .
شب سوم باز پیغمبر را خواب دید که سبب نرفتن را از او پرسید و گفت : از شما نشانى راستى این واقعه را مى خواهم ؟
پیغمبر آن را پسندید و فرمود: ((به او بگو تو پس از نماز سپیده دم تا بر آمدن خورشید پیش از آن که با کسى سخن گویى پنج هزار بار بر من صلوات مى فرستى و جز خدا و کرام الکاتبین آن را ندانند.))
روز سوم رفت و خوابش را با نشانى گفت ، وزیر شاد شد و گفت : مرحبا به رسول خدا – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – و سه هزار اشرفى براى پرداخت وام به من داد و سه هزار براى هزینه عیال و سه هزار براى سرمایه کار و از من خواست پیوند دوستى از او نبرم و هر نیازى را به او پیشنهاد کنم . سه هزار را نزد قاضى بردم و بستانکار را با افسوس و آه نزد او دیدم و پول ها را شمردم و داستان را گفتم .
قاضى گفت : چرا همه کرم از وزیر باشد، من خود وام تو را مى پردازم .
بستانکار گفت : من سزاوارترم که بگذرم و گفت من براى خدا و رسول خدا از این پول گذشتم . قاضى گفت : من آن چه در راه خدا دادم پس نگیرم و همه اموال را با خود آوردم شکرگزار خدا و مصلى بر پیغمبرش .(۲۳)
۴۵ – خوشبو شدن روى به برکت صلوات
در شفاءالاسقام است محمد بن سعید
روایت شده که و گفت : با خود عهد بستم پیش از خواب به شمار معین صلوات بر پیغمبر – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – فرستم و شبى با خاندانم در غرفه اى خوابیدم و در خواب دیدم که آن حضرت وارد شد و دیوارهاى خانه به نور جمالش روشن گردید و فرمود: ((آن دهانى که بر من صلوات مى فرستاد کجاست تا آن را ببوسم ؟))
من شرم کردم دهانم را جلو ببرم ، صورتم را جلو بردم ، آن را بوسید. از شادى بیدار شدم و خاندانم را بیدار کردم و بوى خوشش در غرفه پیچیده و گویا پر از مشک اذفر بود.
آن بو تا هشت روز از رخسارم مى وزید و هر کسى آن را مى بویید.(۲۴)
۴۶ – بوى خوش دهان فقیر
از یکى از مشایخ حکایت کرده اند که گفت : شبى در اصفهان ، در زاویه یکى از فقرا ماندم ؛ و هنگام نصف شب ، از خواب بیدار گردیدم و بوى خوشى به مشام من رسید که هرگز از آن خوش تر بویى نشنیده بودم . برخاستم و در جستجوى آن برآمدم که آن بوى از کجاست و به هر طرف دویدم ، آخر دیدم که آن بوى ، از داخل زاویه است . و چون نگاه کردم ، فقیرى را دیدم که در کنج زاویه ، زمزمه مى کرد. وقتى گوش دادم ، شنیدم که صلوات مى فرستاد؛ و آن رایحه جان افزا، از دهان او مى وزید.(۲۵)
۴۷ – صلواتى از اسرار
این صلوات از اسرار مى باشد که اگر براى آخرت بخواند، معنویات به دست مى آورد و مشهور است اگر براى دنیا بخواند گنج پیدا خواهد کرد. ده مرتبه صبح ، ده مرتبه عصر، نزدیک مغرب و عشاء بخواند و براى ختم نودونه مرتبه لازم است .
اللهم صل على سیدنا و حبیبنا و شفیعنا محمد حاء الرحمه و میمى الملک ودال الدوام اسید الکامل الفاتح الخاتم کلما ذکرک وذکره الذاکرون وکلما سهى و غفل عن ذکرک و ذکره الغافلون صلواة دائمة بدوامک باقیة ببقائک لا منتهى لهادون ذلک و على اله و اصحابه کذلک انک على کل شى قدیر و بالاجابة جدیر.
۴۸ – درمان فراموشى
رسول خدا – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – فرمود:
((وقتى چیزى را فراموش کردید، بر من صلوات بفرستید که موجب یاد آمدن آن چیز خواهد شد، ان شاءالله تعالى .))
۴۹ – این از برکات صلوات است
زنى حامله بود، تنها از مکه به مدینه مهاجرت نمود، و به این سبب او را ((مهاجر)) مى گفتند، ناگاه پسرى زایید، مانند قطعه اى از گوشت که دست و پا نداشت .
مهاجره ، غمناک شده به قابله گفت : من به حکم خدا راضیم ؛ اما به جهت شماتت دشمنان یعنى کفار مکه ، بگویند که فلانه از شهر ما رفت و دین اسلام را قبول نمود و بتان ما دست و پاى فرزند او را گرفتند – دغدغه به خاطر مى رسد.
قابله گفت : باید در این قضیه ، رجوع به محکمه علیه نبویه – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – نمود. مهاجره ، خدمت آن سرور آمد، صورت حال را به عرض رسانید. آن جناب فرمود که بگو: اللهم صل على محمد وال محمد کما بارکت على ابراهیم .
مهاجره ، این کلمات را بر زبان راند، به خانه خود برگشت ، فرزند خود را با دست و پاى درست دیده در حال ، خبر به سید ابرار رسانید، آن حضرت فرمود: ((این ، از برکت صلوات فرستادن بر من بود.))
۵۰ – روییدن پر و بال به برکت صلوات
روزى جبرییل – (علیه السلام ) – نزد رسول اکرم جلیل (صلى الله علیه و آله و سلم ) آمد، و گفت : ((یا رسول الله ! امروز امر غریبى مشاهده نمودم ، آن امر این است که در وقت پایین آمدن از آسمان گذارم به کوه قاف افتاد، در آن جا آواز ناله دلخراش و فریاد جگرسوزى به گوش من رسید، دانستم که داغ دیده اى که به آن زارى مى نالد، و درمانده اى است که به آن نیازمندى مى خروشد. از عقب آن ناله رفتم ، فرشته اى دیدم ؛ که پیش از آن ، او را در آسمان ، با عظمتى هر چه تمام تر دیده بودم که بر تختى از نور مى نشست و هفتاد هزار فرشته در خدمت او صف زده مى ایستادند؛ وقتى نفس مى زد، ملایکه از نفس او مخلوق مى شدند؛ او را دیدم که با دلى خسته و بالى شکسته ، بر زمین افتاده . از حالش پرسیدم . گفت : ((در شب معراج مصطفى (صلى الله علیه و آله و سلم ) – من بر تخت خود نشسته بودم ، و به تعظیم آن حضرت نپرداختم ، و شرایط تجلیل و تکریم را – چنان که شایسته بود – به جا نیاوردم ، به این عقوبت مبتلا شدم ، و از ذروه افلاک ، به حضیض خاک افتادم ، الحال ، تو شفیع من شو، و از حضرت ذوالجلال ، عفو مرا درخواست کن .))
من در درگاه احدیت ، تضرع بسیار کرده ، و مغفرت او را درخواست نمودم . خطاب از رب الارباب رسید که :
((به او بگو که اگر مغفرت لغزش ، و عفو گناه خود را مى خواهى ، بر حبیب من صلوات فرست ، تا به مقام اکرام خود برگردى .))
من صورت حال را، به آن شکسته بال گفتم ، و او بر حضرت شما صلوات فرستاد، فى الحال ، بال هاى اقبال و کرامت او رویید، و از مرکز خاک به محیط افلاک پرواز کرده ، به برکت این خدمت ، به محل قرب رسید.
۵۱ – رفع فقر به واسطه صلوات
سهل بن سعد روایت شده است که :
مردى خدمت رسول خدا – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – آمد، و از فقر شکایت کرد، آن حضرت فرمود:
((وقتى داخل خانه خود شدى سلام کن – خواه کسى در خانه باشد و خواه نباشد – و بر من سلام فرست ، و بعد از آن سوره اخلاص بخوان .))
و آن مرد، چنان کرد و در اندک روزى توانگر گردید، چنان که بر همسایگان و خویشان خود افاضه مى نمود.
۵۲ – رفع نفاق
رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) – فرمود:
الصلاة على وعلى اءهل بیتى تذهب بالنفاق ؛ ((صلوات و درود بر من و خاندان من نفاق را از بین مى برد.))
۵۳ – رواشدن حاجت
از امام صادق – (علیه السلام ) – روایت شده است که رسول خدا – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – فرمود: ((صلوات فرستادن شما بر من ، باعث روا شدن حاجت هاى شما است و خدا را از شما راضى کرده و اعمال شما را پاکیزه مى گرداند.))
۵۴ – یک صد بار صلوات
رسول خدا – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – فرمود:
من صلى على محمد و على آل محمد مئة مرة قضى الله تعالى له مئة حاجة .
هر کس یک صدبار بر محمد و آل محمد (علیهم السلام ) صلوات و درود بفرستد خداوند یک صد حاجت او را برآورده سازد.
۵۵ – خلاصى از دشوارى ها
در ذیل تفسیر آیه ((واذ نجیناکم من آل فرعون )) آمده است :
بنى اسراییل با ذکر صلوات بر ((محمد و آل او)) از مشکلات و دشوارى هاى فرعون ، از سختى و بیگارى هایى که از سوى عمال فرعون مقرر شده بود نجات مى یافتند، بنى اسراییل بر اثر کار اجبارى فرعون ، از پاى در مى آمدند تا آن که از سوى خدا، به موسى وحى شد که به آنان (بنى اسراییل ) صلوات بر محمد و آل محمد را تعلیم ده تا موجب تخفیف در سختى هاى آنان شود.(۲۶)
۵۶ – هنگام فراموشى
امام صادق (علیه السلام ) فرمود:
((شیطان یکى از یاران خود را بر آدمى مى گمارد تا آن چه را که در خاطر دارد از وى بگیرد و او را به فراموشى و نسیان وادارد و همکار شیطان که ((خلاس )) نام دارد به مسئولیت مربوطه ، همت مى گمارد. پس هرگاه کسى خواست مطلبى را به نظر آورد و احساس کرد که آن را فراموش کرده است ، دست به دعا بردارد و حضور آن را از خدا بخواهد و بر محمد و آل او درود بفرستد و ((خلاس )) (شیطان ) را لعنت کند این عمل موجب ذکر و به یاد آمدن آن مساءله مى گردد و اگر به یادش نیامد ذکر و یاد خدا و صلواتى را که بر زبان آورده است به جاى همان مطلب فراموش شده پاداش الهى دارد.(۲۷)))
۵۷ – قبول شدن حاجت
امیرالمؤ منین على – (علیه السلام ) – فرمود:
من قال : ثلاث مرات اللهم صل على محمد و آل محمد قضى الله حاجته
((هر کس سه بار بگوید اللهم صل على محمد و آل محمد، خدا حاجتش را روا فرماید.))
۵۸ – نورانیت دل
خضر پیامبر (علیه السلام ) در محضر امام حسن مجتبى (علیه السلام ) حاضر شد و سوالاتى را با وى در میان نهاد، و از جمله پرسید:
((چرا آدمى گاهى مطالبى را که مى داند به یاد نمى آورد.))
امام پاسخ فرمود: ((قلب بشر بر ((حق )) استوار است و با ((حق )) عجین گشته و روى ((حق )) روپوش نهاده شده است ، پس اگر بر محمد و آل محمد سلام و درود کامل بفرستد، ((قلب )) او نورانیت خاصى پیدا مى کند، و آن چه که از یاد برده به خاطرش مى آید و اگر صلوات بر محمد و آلش نفرستد و یا آن که صلوات ناقص بفرستد، آن روپوش همچنان بر روى حق بر قرار خواهد بود و در این صورت است که انسان آن چه را که چه را که به یاد دارد نیز فراموش مى کند.(۲۸ )))
۵۹ – تندرستى و عافیت
پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود:
((کسى که یک بار بر من درود بفرستد، خدا ده بار بر او درود مى فرستد و کسى که ده بار بر من درود بفرستد، خدا صد بار بر او درود مى فرستد و البته صد بار نیز، هزار بار درود خدا را در پى دارد و کسى که هزار بار بر من درود فرستد، هیچ گاه عذاب نخواهد دید (و افزود) کسى که یک بار بر من درود بفرستد، خداوند درى از رحمت و عافیت را به روى او مى گشاید و نیز کسى که بر من درود فرستد، گناهانش از بین خواهد رفت .(۲۹)))
۶۰ – دعا قبل از طلوع خورشید
امام عسگرى (علیه السلام ) قبل از طلوع خورشید این دعا را مى خواند: ((اى اولى که قبل از او اولى نیست ، و اى آخرى که غیر او آخرى نیست ، اى قیومى که انتهایى براى قدمتش نیست ، اى عزیزى که براى عزتش انقطاعى نیست ، اى چیره و قادرى که در سلطنتش ضعفى نیست ، اى کریمى که نعمتش دایمى است . در پیشگاه تو نیازهایم را تقدیم مى دارم و مى خواهم که بر محمد و اهل بیتش (علیه السلام ) درود فرستى .(۳۰)))
۶۱ – به یمن برکت توست !
مردى از بازار ماهى خرید، آن را به خانه آورد، و به زن خود داد. آن ها آتشى روشن نمودند و ماهى را در میان آتش انداختند تا کباب شود؛ اما آتش به ماهى اثر نکرد و ذره اى از ماهى نیز نسوخت . مرد و زن هر دو متعجب شدند و در حیرت فرو ماندند. آن مرد، ماهى را خدمت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) آورد و ماجراى آن را نقل نمود.
حضرت (صلى الله علیه و آله و سلم ) به آن ماهى خطاب کرده و فرمودند: ((چرا آتش در تو اثر نمى کند و تو را نمى سوازند؟!))
به قدرت کامله الهى ، آن ماهى به سخن آمده و گفت : یا رسول الله ! از برکت شما و آل شماست که آتش مرا نمى سوزاند؛ زیرا من در فلان دریا بودم ، روزى کشتیى از آن دریا مى گذشت ، شخصى در آن کشتیى بود که بر تو و اهل بیت تو صلوات مى فرستاد، من نیز تبعیت از او، به تو و اهل بیت صلوات فرستادم ، ندایى به من رسید که :
((اى ماهى ! جسد تو بر آتش حرام شد و به برکت محمد و اهل بیت او، آتش در تو بى تاءثیر است !(۳۱)))
بخش پنجم : صلوات و بخشش گناهان
۶۲ – انهدام گناهان
امام رضا – (علیه السلام ) – فرمود:
((هر کس نتواند کفاره گناهانش را بپردازد باید بر محمد و آلش درود فراوان بفرستد چه آن گناهان را منهدم مى سازد.(۳۲)))
۶۳ – بخشنده شدن گناهان آینده و گذشته
رسول خدا – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – فرمود: ((هر دو بنده که دوست یکدیگر باشند براى خدا و با هم مصافحه نمایند و بر من صلوات فرستد، پیش از آن که از هم جدا شوند، حق تعالى گناهان گذشته و آینده هر دو را مى آمرزد.))
دیگر آن که آن حضرت فرمود: ((هر که مصاحفه کند با مسلمانى ، و در وقت مصافحه بگوید: اللهم صل على محمد و آل محمد و سلم این عمل از گناهان او، چیزى باقى نمى گذارد.))
۶۴ – درود ملایک بر صلوات فرستنده
رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) – فرمود که : حق تعالى ، ملکى آفریده است که دو بال دارد: یکى در مشرق است و دیگرى در مغرب ، و پاى او در زمین هفتم است ، و سر او در زیر عرش ؛ و براى آن ملک ، پرها است به عدد همه خلایق ، از انس و جن و حیوانات صحرایى و دریایى و به عدد انفاس ایشان ، و به شمار قطرات باران و برگ درختان و ستاره هاى آسمان و ریگ هاى بیابان ؛ و چون یکى از امت من بر من صلوات فرستد، حق تعالى به آن فرشته امر فرماید که در نهر نور – که دریاى است زیر عرش – غوطه خورد و بیرون آید، و خود را بفشاراند؛ و از هر پر وى ، قطره اى فرو ریزد؛ و حق تعالى ، آن قطره را ملکى گرداند، و جمیع آنها را امر فرماید که تا روز قیامت براى آن بنده استغفار کند.(۳۳)
۶۵ – صلوات هنگام بوییدن گل
مالک جهنى ، مى گوید: که گلى به حضرت امام جعفر صادق – (علیه السلام ) – دادم ، گرفتند و بوییدند. بر هر دو دیده گذاشتند، پس ‍ فرمودند: ((هر که گلى را بگیرد و ببوید و بر دیده ها بگذارید و بگوید:
اللهم صل على محمد و آل محمد.
هنوز بر زمین نگذاشته باشد که گناهانش آمرزیده شود.))
۶۶ – بخشش گناه
در کتاب عیون المجالس – که آن نیز از کتب عامه است – روایت است که :
((وقتى یکى از بندگان بر رسول خدا – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – صلوات فرستد، منادى از عالم غیب ندا کند که حق تعالى ، بر این بنده ده بار صلوات فرستد؛ چون این ندا به اهل آسمان اول رسد، هزار بار بر او صلوات فرستند؛ و چون به ساکنان آسمان دوم رسد، هزار بار بر آن افزایند؛ و هم چنین تا آن که نزدیک سدرة المنتهى مى رسد، به هفت هزار بار خواهد رسید. پس حق تعالى به ملایکه خطاب نماید که : شما از عهده صلوات بنده من بیرون نمى توانید آمد. آن را به من واگذارید، تا آن که من جزاى او را بدهیم ، و جزاى او آن است که گناهان او را بیامرزم .
۶۷ – طلب آمرزش با همه زبان
در اخبار وارد شده است که وقتى بنده اى بر رسول خدا – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – صلوات فرستد، حق تعالى از آن صلوات ، از نور، عمودى مى آفریند که یک طرف آن بر زمین است ، و طرف دیگر آن در آسمان ، و آن عمود، هفتاد هزار شعبه دارد؛ و بر هر شعبه ، هفتاد هزار ملک نشسته است ؛ و هر ملکى هفتاد هزار سر دارد؛ و بر هر سرى هفتاد هزار دهان است ؛ و در هر دهانى هفتاد هزار زبان است ؛ و به هر زبانى هفتاد هزار لغت تکلم مى نماید، و جمیع آن ملایکه با همه آن زبان ها و لغت ها براى آن صلوات فرستنده استغفار مى کنند، تا روز قیامت .
۶۸ – از بین برنده گناهان
امیرالمؤ منین – (علیه السلام ) – فرمود: فرستادن صلوات بر پیغمبر خدا – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – بهتر از آبى که آتش را خاموش کند، گناهان را از بین مى برد و سلام بر آن حضرت اءفضل است از آزاد کردن چند بنده از قید بردگى ، و دوستى رسول خدا – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – افضل و برتر از جان نثارى و ریختن خون ها.
و همچنین فرمود: ((به کار بردن شمشیرها در راه خدا است .))
۶۹ – خوشا به حال شما که آمرزیده شدید
پیغمبر اکرم – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – فرمود:
((همانا کاروانى از فرشتگان به امر خداوند بزرگ در جهان پراکنده اند، هرگاه به جلسه ذکر خاندان عصمت و طهارت مى رسند به یکدیگر مى گویند فرود آیید زمانى که پیاده شدند اهل محفل را با آمین گفتن و صلوات آنان همراهى مى کنند؛ و در پایان به یکدیگر بر اهل ذکر گویند خوشا بر شما که آمرزیده شدید!))
۷۰ – نوشتن صلوات
پیامبر اکرم – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – فرمودند:
من صلى على فى کتاب لم تزل الملائکة تستغفر له مادام اسمى فى ذلک الکتاب ؛
((هرکس در نوشته اى بر من درود فرستد، تا زمانى که نام من در آن نوشته موجود باشد، فرشتگان پیوسته براى او آمرزش ‍ طلبند.))
۷۱ – بخشش گناهان به اندازه ریگ بیابان
از حضرت امام على نقى (علیه السلام ) منقول است : ((هر که گلى را ببوید و بر دیده ها گذاشته ، صلوات بر محمد و ائمه (علیه السلام ) بفرستد، حق تعالى براى او از حسنات به قدر یک بیابان ((عالج )) که در مابین مکه و شام و عراق کشیده شده است ، بنویسد و از گناهان او، به عدد ریگ بیابان محو نماید.))
۷۲ – محو شدن ده گناه
رسول اکرم – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – فرمود:
((هر کس بر من یک بار صلوات و درود فرستد، خدا به سبب آن ده بار بر وى درود فرستد و ده گناه از وى محو فرماید و ده حسنه براى او ثبت کند و دو فرشته موکل بر او براى رساندن آن صلوات به روح من از یکدیگر سبقت گیرند.))
۷۳ – آمرزش گناهان
پیغمبر گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمودند:
من قال اللهم صل على محمد وآل محمد اءعطاه الله اءجر اثنین وسبعین شهیدا وخرج من ذنوبه کیوم ولدته امه ؛
هر کس بگوید ((اللهم صل على محمد و آل محمد)) خداوند به او پاداش هفتاد و دو شهید خواهد داد و مانند روزى که از مادر متولد گردیده است از گناه بیرون خواهد گردید.
۷۴ – باقى نماندن چیزى از گناه
رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمودند:
((هر کس بر من یک بار درود فرستد خدا به رویش درى از عافیت خواهد گشود و نیز روایت شده است که آن حضرت فرمودند: هر کس بر من یک بار درود فرستد چیزى از گناه برایش باقى نخواهد ماند.))
۷۵ – پاک شدن سهر روز از گناه
رسول اکرم – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – فرمود:
((هر که یک مرتبه بر من صلوات فرستد، آن دو ملکى که حافظ اویند، تا سه روز، هیچ گناه براى او نمى نویسند.))
۷۶ – ریزش گناهان
رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمودند:
((هر گاه کسى از امت من بر صلوات فرستد و به دنبال آن بر اهل بیت من صلوات فرستد، براى او درهاى آسمان باز خواهد شد و بر او فرشتگان هفتاد بار صلوات مى فرستند؛ گرچه گنهکار بسیار خطاکار باشد. سپس از او گناهان مى ریزد، چنان که برگ از درخت مى ریزد.
۷۷ – لطف الهى بکند کار خویش
در کتاب ((جذب القلوب الى دیار المحبوب )) نوشته شیخ عبدالحق دهلوى آمده است که :
مردى هنگام طواف ، غیر از صلوات بر پیغمبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) به ذکر دیگرى نمى پرداخت . از او پرسیدند: چرا غیر از صلوات ذکر دیگرى نمى گویى ؟
گفت : من با خدا عهد کردم که به وردى غیر از صلوات بر محمد و آل محمد نپردازم ؛ زیرا پس از آن که پدرم وفات نمود، او را دیدم که صورتش مانند صورت خر شد، بسیار غمگین و ناراحت شدم و با غصه خوابیدم ، در خواب ، رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) را دیدم ، دامن آن بزرگوار را گرفته و التماس نمودم و او را شفیع پدر خود قرار دادم و به آن حضرت گفتم : چرا صورت پدرم تغییر کرده ؟
آن حضرت فرمودند: ((پدرت رباخوار بود و کسى که در دنیا رباخوارى کند، در آخرت صورت او تغییر کرده و به شکل حمار (خر) در مى آید؛ اما از آن جا که پدر تو هر شب به هنگام خواب ، صدبار بر من ، صلوات مى فرستاد، به همین خاطر، من شفاعت تو را درباره او قبول نموده و صورتش را به حالت اولیه برگردانیدم .))
من از خواب بیدار شدم ، هنگامى که به صورت پدرم نگاه کردم ، دیدم صورتش مثل ماه مى درخشد، او را دفن کردم و به هنگام تدفین او شنیدم که هاتفى مى گفت : ((سبب عنایت بارى تعالى و غفران و آموزش او به پدر تو به این خاطر بود که او بر پیامبر صلوات مى فرستاد.(۳۴)
۷۸ – ثواب هفتاد و دو شهید
رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمودند:
((هر کس بر محمد و آل او صلوات بفرستد، خداوند به او ثواب هفتاد و دو شهید عنایت فرماید و از گناهان بیرون مى آید مانند روزى که از مادر متولد شده باشد.(۳۵)))
۷۹ – ثواب عادت به نوشتن ذکر صلوات
در کتاب ((معراج النبوه )) آمده است که : مردى در کوفه براى مردم کتاب مى نوشت و عادت داشت که هنگام نوشتن ، هر گاه به نام مبارک پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) مى رسید، صلوات را نیز همراه آن مى نوشت ، پس از این که وفات نمود، او را در خواب دیدند، از او پرسیدند: با تو چه کردند؟
او گفت : چون من عادت داشتم پس از نوشتن نام پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) صلوات را نیز بنویسم به همین خاطر مرا آمرزیدند.(۳۶)
۸۰ – رفع غیبت
روزى ، یکى از اولیاء به الیاس و خضر – (علیهما السلام ) – شکایت کرد، که مردم ، غیبت بسیار مى کنند و آن از گناهان کبیره است . هر چند که ایشان را نصیحت مى کنم و از آن منع مى نمایم ، سخن من را نمى شنوند و آن عمل قبیح را ترک نمى کنند. حضرت الیاس – (علیه السلام ) – فرمود: چاره این کار، آن است که چون کسى به مجلس درآید، به او بگوید: بسم الله الرحمن الرحیم صلى الله على محمد و آل محمد، که حق تعالى ، ملکى را بر اهل آن مجلس موکل مى گرداند، که هر گاه کسى شروع در غیبت نماید، آن ملک ، آن را از آن باز دارد؛ و از حق تعالى سؤ ال نماید، تا آن قوم را از غیبت کردن نگاه دارد.
پس حضرت خضر – (علیه السلام ) – فرمود که : چون کسى در وقت بیرون رفتن از مجلس ، بگوید: بسم الله الرحمن الرحیم و صلى الله على محمد وآل محمد، حق تعالى ملکى را مى فرستد، تا آن که نگذارد که اهل آن مجلس ، غیبت او نمایند.
بخش ششم : حفاظت مال و جان
۸۱ – محفوظ ماندن عیال
امام حسن عسکرى – (علیه السلام ) – فرمودند:
((مردى از دوستداران على – (علیه السلام ) – از شهر شام نامه اى خدمت ایشان نوشته که : من مال زیادى دارم و داراى اهل و عیال هستم که خدمت شما برسم .
حضرت پاسخ فرمودند: ((اموال خود را در جایى جمع کن و صلوات بر روح محمد – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – بفرست و بگو خدایا! اینها به امر بنده تو على بن ابى طالب – (علیه السلام ) – نزد تو امانت است .))
آن مرد همان گونه که حضرت فرموده بودند عمل نمود، به شهر کوفه رفت تا به خدمت حضرت على – (علیه السلام ) – رسید.
خبر به معاویه رسید و دستور داد بروند و تمام اموالش را غارت کنند و عیال او را به کنیزى بگیرند.
وقتى گماشتگان معاویه وارد خانه آن مرد شدند، هیچ کس را جز اهل و عیال معاویه و یزید در آن محل ندیدند. اهل و عیال معاویه و یزید به گماشتگان گفتند: شما برگردید؛ زیرا ما هر چه اموال بود گرفتم و اهل و عیالش را هم به بازار فرستادیم ، گماشتگان برگشتند و به این گونه خداوند اهل و عیال آن مرد را حفظ نمود.
پس از چند روز دزدان شهر خبردار شدند که آن مرد نیست و اموالش بى صاحب است . آنها آمدند تا هر چه دارد به غارت ببرند؛ اما به قدرت خداى متعال ، اموال آن مرد را به صورت مار و عقرب دیدند. بعضى از آنها مارگزیده شده و هلاک گشتند و بعضى هم بیمار شدند. تا این که یک روز امیرالمومنین على – (علیه السلام ) – به آن مرد فرمودند: ((آیا دوست دارى اهل و عیال و اموالت در مقابل تو حاضر شوند؟))
آن مرد گفت : آرى .
سپس تمام اموال و اهل و عیال ایشان به معجزه آن حضرت حاضر شدند و در این حال وقایع پیش آمده را تعریف کردند که چگونه اهل و عیال یزید و معاویه آمدند و چگونه دزدان به دست مارها و عقرب ها گزیده شدند. حضرت فرمودند:
ان الله ربما اظهر آیة لبعض المؤ منین لیزید فى بصیرته ؛
یعنى : ((در بعضى از اوقات براى مؤ منین نشانه اى ظاهر مى شود تا ایمان آنها اضافه شود.))
۸۲ – نجات ملاحسین کاشفى
ملاحسین کاشفى ، در یکى از تاءلیفات خود ذکر کرده است که :
وقتى ناچارا، با اهل و عیال ، از وطن به طرفى مى رفتم و از یاران و مددکاران کسى همراه ما نبود. ناگاه جمعى کثیر به ما رسیدند، که از صفحات آنان ، آثار خوف و اضطراب ظاهر بود. و بعد از جستجو گفتند: در این راه ، قطاع الطریق هستند، همه مکمل و مسلح . ما با وجود کثرت ، به هزار زحمت از ایشان گذشتیم . و تو با این تنهایى و بى نوایى ، چگونه از تعرض و آزار ایشان رها مى شدى ؟ بهتر آن است که بازگردى .
چون بازگشتن مصلحت وقت نبود، حیرت عظیم به من دست داد. و در آن اثنا، خواب بر من غلبه کرد. و در خواب دیدم که کسى به من مى گوید که این صلوات را بخوان :
اللهم صلى على النبى محمد وآله کما امرتنا ان نصلى علیهم وصل على محمد النبى وآله کما ینبغى ان نصلى علیهم وصل على محمد النبى وآله بعدد من صلى علیهم وصل على محمد النبى وآله بعدد من لم یصل علیهم وصل على محمد النبى وآله کما تحب ان تصلى علیهم .
و من هرگز این کلمات را در کتابى ندیده ، و از کسى نشیدم . وقتى بیدار شدم ، این کلمات بر زبان جارى بود و مى خواندم . آن دو سه نفر که با من بودند، در خواندن آن با من موافقت کردند. و روانه شده ، به اندک فرصتى به گروه دزدان رسیده ؛ و ایشان را مى دیدم و سخن آنها را مى شنیدیم ؛ و ایشان ما را نمى دیدند؛ تا این که گذشتیم . از برکت صلوات ، از چنان مهلکه اى ، که بیم قتل و اسارت و غارت و جریح بود، نجات یافته ، به مقصد رسیدیم .
۸۳ – شهادت شتر
شیخ طوسى در کتاب ((امالى ))(۳۷) به سند خود از زید بن ثابت روایت کرده که : وقتى ، در خدمت رسول خدا – (صلى الله علیه و آله و سلم ) -، به غزوه اى از غزوات مى رفتیم . در بین راه ، اعرابى پیدا شد، مهار شترى در دست گرفته آمد، و نزد آن حضرت ایستاد و گفت : السلام علیک یا رسول الله و رحمة الله و برکاته .
آن حضرت جواب سلام را داد.
آن اعرابى گفت : پدر و مادرم فداى تو باد، یا رسول الله ! چگونه است احوال تو؟
آن حضرت فرمود: ((خدا را حمد مى کنم . احوال تو چگونه است ؟))
در عقب آن شتر، مردى دیگر بود، که شتر را مى راند، آن مرد گفت : ((یا رسول الله ! این اعرابى شتر من را دزدیده است .))
آن شتر آوازى مى کرد، و رسول خدا – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – ساکت بود، و گوش به آواز آن شتر داده بود. پس بعد از ساعتى رو به جانب مرد کرد، و فرمود: برو، زیرا که شتر شهادت داد که تو دروغ مى گویى .
آن مرد رفت ، پس آن حضرت ، از آن اعرابى پرسید: در آن وقت که در نزد من آمدى ، چه مى گفتى ؟
گفت : مى گفتم : اللهم صل على محمد حتى لا تبقى صلوة . اللهم بارک على محمد حتى لا تبقى برکة . اللهم سلم على محمد حتى لا تبقى سلام . اللهم ارحم محمدا حتى لا تبقى رحمة .
رسول خدا – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – فرمود: ((من گفتم که سبب چیست که شتر براى او شهادت مى دهد، و مى بینم که ملایکه افق را پرکرده اند!؟))
۸۴ – نورى در بهشت
الصلاة على نور فى الجنة ؛
((صلوات بر من ، نورى در بهشت خواهد شد.))
۸۵ – رفع غم
رسول خدا – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – فرمود:
اى على ! هر گاه امرى اندوهناک و محزونت کرد؛ بگو: بار خدایا! با چشم هایت که به خواب نمى رود مرا نگهبان کن ، و مرا در سایه حمایت احاطه تو که مورد تجاوز و دستبرد نگردد، قرار بده و دعا را (تا به آن جا که فرمود که ): از تو مساءلت مى دارم که بر محمد و آل محمد – (علیه السلام ) – درود و صلوات بفرستى و با نیروى لایزال تو گلوگاه دشمنان و ستمکاران را مى شکافیم .(۳۸)
۸۶ – نجات اهل کشتى
در کتاب ((معراج النبوه )) آمده است که :
در دریا با جمعى در کشتى بودیم ، ناگاه طوفان شد و کشتى در میان امواج متلاطم دریا سرگردان شد، آن چنان که اهل کشتى ، به هلاکت خود یقین کردند و با یکدیگر وداع نمودند. در همین هنگام خواب بر من غلبه کرد و چشمم گرم شد، پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) را در خواب دیدم ، آن حضرت (صلى الله علیه و آله و سلم ) به من فرمودند: ((به اهل کشتى بگو: هر کدام شان هزار صلوات بر من بفرستند!))
سپس به من آن صلوات را تعلیم کردند. من از خواب بیدار شدم و به اهل کشتى خبر دادم ، آن ها نیز مشغول آن صلوات شدند، هنوز سیصد صلوات تمام نشده بود که طوفان فرو نشست .
آن صلوات این است ؛ اللهم صل على سیدنا وآله : صلوة تنجینا بها من جمیع الاهوال والافات وتطهرنا بها من جمیع السیئات وترفعنا بها عندک اعلى الدرجات وتبلغنا بها الغایات من جمیع الخیرات فى الحیوة وبعد الممات .(۳۹)
۷۸ – درمان سرطان با صلوات !
پسربچه یک سال و نیمه اى مبتلا به سرطان خون شد، به خاطر شدت یافتن بیمارى ، میزان تغذیه او بالا رفت به حدى که به اندازه هشت نفر مى خورد. پزشکان ایرانى از معالجه او مایوس شدند، لذا پدر و مادر او، تصمیم گرفتند او را به خارج از کشور ببرند.
یکى از سادات محترم به نام آقاى سید رحیمى به آن ها مى گوید:
شما نیازى به پزشکان و بیمارستان خارجى ندارید. تنها کارى که مى توانید انجام دهید تا حال بچه خوب شود و شفا بگیرد توسل است . والدین کودک بیمار با شنیدن این سخن ، تسکین یافته و از او پرسیدند چه توسلى ؟
سید بزرگوار مى گوید: شما ۱۴۲ هزار صلوات فرستاده و ثواب آن را به روح مطهر حضرت على اصغر اهدا نمایید! آن ها شروع به انجام این عمل نمودند. تا این که یک شب مادر آن بچه در خواب دید که دستى غیبى به او لیوان آبى را داد و فرمود: ((امام زمان (عج ) و پنج تن آل عبا (علیه السلام ) بر این آب دعا خوانده اند، آن را بگیر و به فرزندت بخوران تا او شفا یابد!))
مادر این کار را انجام داد، صبح همان شب بود که فرزندش شفا یافته ، و صحیح و سالم گردید.(۴۰)
بخش هفتم : آثار صلوات همراه نماز
۸۸ – صلوات در رکوع و سجود
امام باقر (علیه السلام ) فرمود:
من قال فى رکوعه وسجوده وقیامه : ((اللهم صل على محمد وآل محمد)) کتب الله له ذلک بمثل الرکوع والسجود والقیام
((هر کس در رکوع و سجود و قیام خود بگوید: ((اللهم صل على محمد و آل محمد)) خدا ثواب آن را مانند ثواب رکوع و سجود و قیام براى او مى نویسد.))(۴۱)
۸۹ – فرستادن صلوات بین نماز ظهر و عصر
امام صادق – (علیه السلام ) – فرمود:
من صلى على محمد وآله فیما بین الظهرین عدل سبعین رکعة ؛
هر کس بین نمازهاى ظهر و عصر بر پیغمبر و آلش درود فرستد، آن درود برابر با هفتاد رکعت نماز خواهد بود.(۴۲)
۹۰ – مایه تمامیت نماز
امام صادق – (علیه السلام ) – فرمود:
((البته پرداخت زکات فطر (در آخر ماه رمضان ) مایه تمامیت روزه است ، چنان که صلوات بر محمد (و آل او) باعث تمامیت نماز است .)) (یعنى نماز، با صلوات و روزه ، زکات فطر کامل مى شود.)(۴۳)
۹۱ – پاک شدن از گناهان یک سال
امام صادق (علیه السلام ) فرمود:
((هر کس بعد از نماز ظهر بگوید:
اللهم اجعل صلواتک وصلوات ملائکتک ورسلک على محمد وآل محمد
تا یک سال هیچ گناهى بر او نوشته نمى شود.))
۹۲ – شرط قبولى نماز
رسول خدا – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – فرمود:
من صلى صلوة لم یصل فیها على وعلى اءهل بیتى لم تقبل منه ؛
((هر کس نمازى را به جا آورد و در آن بر من اهل بیتم درود نفرستد آن نماز مورد قبول خدا واقع نخواهد شد.))
۹۳ – دیدار امام قائم
از امام صادق – (علیه السلام ) – روایت شده است که فرمودند:
هرکس بعد از نماز صبح و نماز ظهر بگوید:
اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم ؛
((خدایا! بر محمد و آلش درود بفرست . و به فرجشان سرعت بخش .))
نخواهد مرد تا آن که امام قائم از خاندان پیغمبر – (علیه السلام ) – را درک و به ملاقاتش نایل آید.))
۹۴ – صلوات بعد از نماز جمعه
بعد از نماز جمعه ، باید این صلوات خواند.
اللهم صل على محمد و آل محمد حتى لا تبقى صلوة
اللهم وبارک على محمد و آل محمد حتى لا تبقى برکة
اللهم وسلم على محمد و آل محمد حتى لا یبقى سلام
اللهم وارحم محمدا و آل محمد حتى لا تبقى رحمة
۹۵ – پس از نماز صبح یا مغرب
امام رضا (علیه السلام ) فرمود: ((هر کس پس از نماز صبح یا نماز مغرب ، پیش از آن که برخیزد یا با کسى صحبت کند، بگوید:
ان الله وملائکته یصلون على النبى یا اءیها الذین امنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما. اللهم صل على محمد النبى وذریته ، خداوند صد حاجت او را برآورده مى سازد: هفتاد حاجت در دنیا و سى حاجت در آخرت .(۴۴)
بخش هشتم : استجابت دعا
۹۶ – استجابت دعا
رسول خدا – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – فرمودند هر که بگوید:
لا اله الا الله وحده لا شریک له . اللهم صل على محمد و آل محمد.
مرغ سبزى ، از دهان او بیرون بیاید. و دو بال دارد. مکلل به مروارید و یاقوت .
و چون آن دو بال را مى گشاید، به مشرق و مغرب مى رسد و از آن مرغ صدایى شنیده مى شود، مثل صدایى مگس نحل .
پس حق تعالى به او مى فرماید که : ((مرا مدح کردى و پیغمبر مرا مدح کردى ، الحال ساکن شو.))
آن مرغ مى گوید که : ((چگونه ساکن شوم ، و حال آن که تو گوینده ((لا اله الا الله )) را نیامرزیدى ؟))
خطاب مى رسد: ((ساکن شو، من او را آمرزیدم .))
۹۷ – خدا جوادتر از آن است
در کتاب جمال الاسبوع (۴۵)، از امام جعفر صادق – (علیه السلام ) – روایت شده است که : ((وقتى بنده بگوید:
اللهم صل محمد وآله وعلى اهل بیته .
مستجاب مى شود هر دعایى که بعد آن بکند؛ زیرا که خدا از آن جوادتر است که بعضى را رد نماید، و بعضى را مستجاب گرداند.))
۹۸ – شرایط استجابت دعا
شخصى خدمت امام صادق (علیه السلام ) آمد، و عرض کرد: دو آیه در قرآن است که من هر چه به سراغ آن مى روم آن را نمى یابم (و به محتواى آن نمى رسم .)
حضرت فرمودند: ((کدام آیه ؟))
او گفت : آیه اول این سخن خداوند است که فرمودند: ((مرا بخوانید تا دعاى شما را مستجاب کنم ))؛ ((ادعونى استجب لکم )) و من خدا را مى خوانم اما دعایم مستجاب نمى شود!
امام فرمودند: ((آیا فکر مى کنى خداوند عزوجل در وعده خود تخلف کرده ؟))
گفت نه .
فرمود: ((پس علت آن چیست ؟))
عرض کرد: نمى دانم .
فرمود: ((اینک به تو خبر مى دهم ، کسى که اطاعت خداوند متعال کند در آن چه امر به دعا کرده و جهت دعا را در آن رعایت کند اجابت خواهد کرد.))
عرض کرد: جهت دعا چیست ؟
فرمود: ((نخست حمد خدا مى کنى و نعمت او را یادآور مى شوى ، سپس شکر مى کنى ، بعد درود بر پیامبر – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – مى فرستى ، سپس گناهانت را به خاطر مى آورى و اقرار مى کنى و از آنها به خدا پناه مى برى و توبه مى نمایى ، این است جهت دعا!))
سپس فرمود: ((آیه دیگر کدام است ؟))
عرض کرد: این آیه که مى فرماید: در راه خدا انفاق کنید تا خدا بهتر از آن را به شما بدهید وما انفقتم من شى ء فهو یخلفه وهو خیر الرازقین ولى من در راه خدا انفاق مى کنم ؛ ولى چیزى که جاى آن را پرکند عاید نمى شود!
امام فرمودند: ((اگر کسى از شما مال حلالى به دست آورد و در راه خدا انفاق کند هیچ درهمى را انفاق نمى کند مگر این که خدا عوضش را به او مى دهد.))

۹۹- باز شدن درهاى آسمان براى دعا کننده
روزى رسول خدا – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – به امیرالمؤ منین – (علیه السلام ) – فرمود: ((آیا تو را مژده ندهم ؟))
امیرالمؤ منین – (علیه السلام ) – فرمود: ((بفرما پدر و مادرم قربانت ! شما که پیوسته مبشر به خیر و خوبى ها بوده اید.))
فرمود: ((جبرییل تازگى براى من خبر خوشى آورده و آن این است که هر کدام از امت من هنگامى که بر من صلوات مى فرستد، اگر نام اهل بیتم را نیز ملحق سازد درهاى آسمان جملگى براى پذیرفتن دعا و عبادت او گشوده گردد، و فرشتگان هفتاد درود بر وى بفرستد، و این خود محو کننده جرم است ، آن گاه گناهان چون برگ درختان از او بریزد، و خداوند تعالى فرماید:
((لبیک )) تو را پذیرفتم بنده من خجسته و مسعود باشى ! سپس به فرشتگان گوید: شما هفتادبار بر وى درود فرستادید و من هفتصد بار؛ لیکن اگر تنها بر من صلوات بفرستد و اهل بیتم را ملحق نسازد میان دعاى او و آسمان هفتاد حجاب حایل باشد، و خداوند جل و جلاله فرماید: ((لالبیک )) تو را نپذیرفتم خجسته مباد و مسعود نباشى .
اى فرشتگان من ! دعاى او را به آسمان نبرد تا این که اهل بیت پیغمبرش را نیز در فرستادن درود با پیغمبر ملحق سازد، پس هم چنین دعایش پذیرفته نگردد و به آسمان بالا نرود تا بر اهل بیت پیغمبر – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – نیز سلام و درود بفرستند.(۴۶)
۱۰۰ – در میان دو صلوات
امام صادق – (علیه السلام ) – فرمودند:
((هر کس را حاجتى به خدا عزوجل باشد، باید با صلوات بر محمد و آلش آن را آغاز کند و سپس حاجت خود را بخواهد و باز هم در پایان ، صلوات بر محمد و آلش بفرستد؛ زیرا خداوند عزوجل از آن کریم تر است که دو طرف را بپذیرد و میانه را وانهد؛ زیرا صلوات بر محمد و آلش از او محجوب نباشد.))(۴۷)

———

۱- بحار، ج ۹۴، ص ۶۲ – ۶۱٫
۲- سوره بقره آیه ، ۴۷٫
۳- علل الشریع ؛ ج ۱، ص ۴۳٫
۴- صحیفه سجادیه ، دعاى ۴۴٫
۵- صحیفه سجادیه ، دعاى ۴۷٫
۶- صحیفه سجادیه ، دعاى ۳۱٫
۷- بحارالانوار، ج ۴۹، ص ص ۹۲٫ سیره رضوى ؛ ص ۲۰ – ۱۹٫ ۸- پرورش روح ، ج ۲، ص ۳۵۵٫
۹- بحارالانوار، ج ۴۹ ص ۹۲٫
چهل حدیث سیره رضوى – (علیه السلام ) – ص ۲۱٫
۱۰- چهل حدیث سیره رضوى – (علیه السلام ) – (صلى الله علیه و آله و سلم ) ۲۱٫
۱۱- شرح و فضایل صلوات ، ص ۱۱٫
۱۲- مصابح المتهجد، ص ۳۶۰٫
چهل حدیث سیره عسکریین ، ص ۳۹٫
۱۳- چهل حدیث سیره عسکریین ، ص ۳۹٫
۱۴- سوره احزاب ، آیه ۵۶٫
۱۵- لا اله الا الله .
۱۶- لاحول ولاقوة الا بالله .
۱۷- ثواب الاعمال ، و عقاب الاعمال ، ص ۳۴۵٫
۱۸- ثوات الاعمال و عقاب الاعمال ، ص ۳۴۶٫
۱۹- اصول کافى ، ج ۶، ص ۷۸٫
۲۰- پرورش روح ، ج ۲، ص ۳۴۶٫
۲۱- پرورش روح ، ج ۲، ص ۳۴۴٫
۲۲- پرورش روح ، ج ۲، ص ۳۴۰٫
۲۳- دارالسلام ، ج ۲، ص ۱۴۰٫
۲۴- دارالسلام ، ج ۲، ص ۱۹۵٫
۲۵- شرح و فضایل صلوات ، ص ۱۰۵٫
۲۶- پرورش روح ، ج ۲، ص ۳۵۳٫
۲۷- پرورش روح ، ج ۲، ص ۳۴۷٫
۲۸- پرورش روح ، ج ۲، ص ۳۵۲٫
۲۹- پرورش روح ، ج ۲، ص ۳۵۲٫
۳۰- چهل حدیث سیره عسکریین ، ص ۳۹٫
۳۱- خزینة الجواهر، ص ۵۸۶٫
۳۲- مصابیح الدجى ۴۱۲٫
۳۳- شرح و فضایل صلوات ، ص ۸۲٫
۳۴- خزینة الجواهر، ص ۵۸۸٫
۳۵- داستان هاى از صلوات .
۳۶- خزینة الجواهر، ص ۵۸۹٫
۳۷- بحار الانوار، ج ۹۴، ص ۵۳، روایت ۱۹، به نقل از امالى طوسى ، ج ۱، ص ۱۲۷٫
۳۸- فضایل الخمسه ، ج ۱، ص ۲۰۷؛ کنزالعمال ، ج ۱، ص ۱۸۱٫
۳۹- خزینة الجواهر، ص ۵۸۹ – ۵۸۸٫
۴۰- فضایل ، ص ۱۲۰٫
۴۱- جامع آیات و احادیث نماز، ص ۱۵۳٫
۴۲- مصابیح الدجى ، ص ۴۱۸؛ مستدرک الوسایل ، ج ۱، ص ۴۲۴٫
۴۳- وسایل الشیعه ، ج ۶، ص ۲۲۱٫
۴۴- ثواب الاعمال و عقاب الاعمال ، ص ۳۳۵٫
۴۵- جمال الا سبوع ، ص ۲۴۲٫
۴۶- ثواب الاعمال و عقاب الاعمال ، ص ۳۵۱ – ۳۵۰٫
۴۷- اصول کافى ، ج ۶، ص ۸۹٫

استمناء

۳ نظر

  1. خدا خیرت بده باعث شدی صلوات بفرستم

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


1 + نُه =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

نرم افزار جامع قرآنی «ترنم وحی»