نگاه حرام
در مكتب انسان ساز اسلام، پاكدامنی از ارزش های والای انسانی به حساب می آید و در مقابل، ...
دانلود نرم افزار كلمات قصار آيت الله خامنه اي (دام ظله ) :سایت تخصصی نرم افزار مذهبی موبایل ورایانه اسلامی اینبار نرم ...
دانلود سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین ماندگاری : سایت تخصصی موبایل و رایانه اسلامی اینبار گزیده ای از سخنان حجت الاسلام ...
تصويري از جندر سينماهاي جهان و تلويزيون ايران
بيشتر مردم دنيا به وجودش اعتقاد دارند اما به يک شکل نيروي اهريمني :
مهم ترين ...
دانلود کل قرآن کریم به صورت صوتی برای موبایل با پسوند amr (قرآن صوتی برای موبایل) : سایت تخصصی نرم افزار مذهبی موبایل ...
اس ام اس های مذهبی (اس ام اس نیایش با خدا)
بگذار سرنوشت هر راهی را که می خواهد برود ... ما راهمان ...
دانلود رایگان نرم افزار مذهبی حقایق پنهان: سایت تخصصی موبایل ورایانه اسلامی اینبار نرم افزار مذهبی ورایانه اسلامی اینبار نرم افزار مذهبی ...
دانلود 20 عکس دسکتاپ با کیفیت بالا (والپیپر دسکتاپ) : سایت تخصصی نرم افزار مذهبی موبایل و رایانه اینبار مجموعه 20 عکس ...
دانلود رایگان نرم افزار تفسیر خسروی برای موبایل : سایت تخصصی نرم افزارهای مذهبی برای موبایل و کامپیوتر اینبار نرم افزار تفسیر ...
تفکر راهبردی در سیره ی مقام معظم رهبری: سایت تخصصی موبایل مذهبی و رایانه اسلامی اینبار سخنرانی های تصویری استاد پناهيان را ...
دانلود نرم افزار قرآنی همراه نور
سایت منبع :
w w w . 3 e r a t . c o m
دانلود نرم افزار قرآن کریم برای موبایل
دریــافت فایل های صـوتی برنامه : لینک مستقیم
دانلود نرم افزار قرانی المبین برای رایانه
سایت منبع :
w ...
دانلود نرم افزار حديث عبادت حضرت زهرا (س): سایت تخصصی موبایل و رایانه اسلامی اینبار نرم افزار مذهبی حدیث عبادت حضرت زهرا ...
دانلود 20 کتاب از کتاب های حجه الاسلام قرائتی : سایت تخصصی نرم افزار های مذهبی موبایل و رایانه اینبار مجموعه 20 ...
دانلود رایگان کتاب دقایقی با قرآن ( نویسنده : حجه الاسلام قرائتی ) : سایت تخصصی ابزار مذهبی موبایل در پی شروع ...
یاد مرگ قلب مرده را زنده و مرگ را آسان میکند
ِ الْمَوْتُ طَالِبٌ وَ مَطْلُوبٌ حَثِیثٌ لَا یُعْجِزُهُ الْمُقِیمُ وَ لَا یَفُوتُهُ الْهَارِبُ فَأَقْدِمُوا وَ لَا تَنْکُلُوا فَإِنَّهُ لَیْسَ عَنِ الْمَوْتِ مَحِیصٌ إِنَّکُمْ إِنْ لَا تُقْتَلُوا تَمُوتُوا وَ الَّذِی نَفْسُ عَلِیٍّ بِیَدِهِ لَأَلْفُ ضَرْبَةٍ بِالسَّیْفِ عَلَى الرَّأْسِ أَیْسَرُ مِنْ مَوْتٍ عَلَى فِرَاش
و از سخنان آن حضرت علیه السّلام و پند و اندرزها و یاد آورى مرگ است آنچه از آن بزرگوار علیه السّلام بتواتر رسیده که فرمود: مرگ خواهانى است که با شتاب آید، و مطلوبى است که آن کس که مانده است او را ناتوان نسازد، و گریزنده از چنگال او از دستش بدر نرود (یعنى مرگ چیزى است که کسى چاره از آن نتوان کرد چه آن کس که از او بگریزد و چه آن کس که سر راهش بایستد) پس خود براى آن اقدام کنید و سرباز نزنید زیرا از مرگ گریزى نیست شما اگر کشته نشوید خواهید مرد، و سوگند بدان که جان على بدست او است خوردن هزار شمشیر بر سر آسانتر است از مرگ بر بستر.
أَیُّهَا النَّاسُ أَصْبَحْتُمْ أَغْرَاضاً تَنْتَضِلُ فِیکُمُ الْمَنَایَا وَ أَمْوَالُکُمْ نَهْبٌ لِلْمَصَائِبِ مَا طَعِمْتُمْ فِی الدُّنْیَا مِنْ طَعَامٍ فَلَکُمْ فِیهِ غَصَصٌ وَ مَا شَرِبْتُمْ مِنْ شَرَابٍ فَلَکُمْ فِیهِ شَرَقٌ وَ أَشْهَدُ بِاللَّهِ مَا تَنَالُونَ مِنَ الدُّنْیَا نِعْمَةً تَفْرَحُونَ بِهَا إِلَّا بِفِرَاقِ أُخْرَى تَکْرَهُونَهَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خُلِقْنَا وَ إِیَّاکُمْ لِلْبَقَاءِ لَا لِلْفَنَاءِ لَکِنَّکُمْ مِنْ دَارٍ إِلَى دَارٍ تُنْقَلُونَ فَتَزَوَّدُوا لِمَا أَنْتُمْ صَائِرُونَ إِلَیْهِ وَ خَالِدُونَ فِیهِ وَ السَّلَام
و از آن جمله است فرمایش آن حضرت علیه السّلام که فرماید: اى گروه مردم بامداد کردید در حالى که نشانهها و هدفهائید (از یکسو هدف) تیرهاى مرگ (هستید که) شما را نشان کرده، (از یکسو) دارائیهاى شما غارتگاه مصیبتها (و پیش آمدهاى ناگوار) است، آنچه خوراکى در دنیا میخورید براى شما در آن خوراکى استخوانى گلو گیر میباشد، و با آنچه مىآشامید برایتان در آن آشامیدنى آب جستنى در در گلو هست، و خدا را گواه میگیرم که بهیچ نعمتى (از نعمتهاى دنیا) نرسید که بدان خوشحال شوید جز اینکه نعمت دیگرى را از دست دهید که آن را گرامى داشتهاید، اى گروه مردم ما و شما آفریده شدیم براى ماندن نه براى نابود شدن (و این گونه نیست که با مرگ نابود شویم) بلکه از سرائى بسراى دیگر جابجا شویم، پس توشه گیرید براى آنجائى که (خواه و ناخواه) بدان جا روید و براى همیشه در آن بمانید، و السّلام.
گفتار پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلم در بالین جوان در حال مرگ
از مجاهد نقل است که روزى پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلم بر جوانى که در حال احتضار بود وارد شد، و پرسید: خود را چگونه مىبینى؟ گفت: امیدوار به فضل خدا و ترسان از گناهان خود، پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلم فرمود: در چنین وقتى این دو چیز در دل بنده جمع نمىشود، مگر اینکه خداوند به او آنچه را که مىخواهد عطا مىکند و از آنچه ترسان است، ایمنش مىدارد. و فرمود صلّى اللَّه علیه و آله و سلم: خداوند شرم مىکند، از بندهاى که پس از نماز جماعت از او چیزى بخواهد و به او عطا نفرماید و فرمود: بیشتر گناهان فرزندان آدم از زبان است. و فرمود: هر کس دو رکعت نماز در خلوت بخواند و کسى او را نبیند، جز خدا، برائت از آتش را برایش مىنویسد. فرمود: هر گاه گروهى در مجلسى اجتماع کنند، و تا پایان آن نامى از خدا برده نشود، سبب حسرت آنها در روز قیامت خواهد شد. و فرمود: بسیار استغفار کنید، زیرا خداوند آن را به شما آموخته، تا شما را بیامرزد. و فرمود: آیا شما را به چیزى دلالت کنم که لغزشها با آن از بین مىرود و گناهان را مىزداید؟ گفته شد آرى اى
پیامبر خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم فرمود: گرفتن وضو در هواى بسیار سرد و رفتن زیاد «۱» به مسجد و کشیدن انتظار نماز پس از نماز (اول). (۳) و فرمود: از محرّمات بپرهیزید، تا عابدترین مردم باشید و به آنچه خدا روزى کرده خرسند باشید، تا غنىترین مردم باشید، و به همسایگان نیکى کن تا مؤمن باشى، و براى مردم دوست بدار چیزى را که براى خود دوست مىدارى، تا مسلمان واقعى باشى، و بسیار مخند، زیرا خنده زیاد دل را مىمیراند. (۴) و فرمود: اگر مسلمانى بر گردن مسلمانى دینى دارد، و به او مهلت دهد، ثواب صدقه را مىبرد و اگر پس از پایان مهلت، مهلت دوبارهاى به او بدهد، برایش هر روز ثواب یک صدقه را مىنویسند. «۲» (۵) و فرمود: کار خیر بسیار است (و ساده) اما عملکننده کم است. «۳» (۶) و فرمود: گاهى هست که مرد خدا را مىخواند، و خدا به او توجهى نمىکند، و چند بار این عمل را تکرار مىکند، تا در مرتبه چهارم خداوند به فرشتگان مىفرماید: بنده من مرا مىخواند، و من از او روى مىگردانم، و مىداند که جز من کسى او را نمىآمرزد، پس شما گواه باشید که من او را بخشیدم. (۱) و فرمود: آگاه باشید: که همه شماها بسان چوپان هستید، که بر حفظ گوسفندان موظّف گشته، و هر مردى نگهبان خانواده خویش است، و در باره آنان مسئول است، و زن هم نسبت به اهل بیت شوهرش، مسئول است و در باره آنها مورد بازخواست قرار مىگیرد، و هر برده در مورد اموال صاحبش مسئول است، پس بدانید که هر کدام از شما مسئولیتى بر گردن دارید، و نسبت به آن بازخواست مىشوید. «۱» (۲) و از پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلم نقل است که فرمود: هنگامى که یکى از شما آب گوشتى بپزد، باید آبش را زیاد کند، و مقدارى را به همسایه خود بدهد. «۲»، «۳» (۳) و فرمود: صلّى اللَّه علیه و آله و سلم: همواره مردم در خیرند، تا زمانى که عجله نکنند،
پرسیدند:
چه عجلهاى؟ فرمود: اینکه بگویند: دعا کردیم، اما خبرى از اجابت ندیدیم. (۴) و فرمود صلّى اللَّه علیه و آله و سلم: هر کس چهل روز نماز خود را با جماعت بخواند، برایش برائت از نفاق و نجات از آتش دوزخ نوشته مىشود. «۴» (۵) و فرمود صلّى اللَّه علیه و آله و سلم: خداوند دوست دارد بنده فقیر با آبرو را که خانواده خود را (از خطرات تهیدستى) حفظ نماید. «۵» (۶) و فرمود: دهانهاى خود را (از سخنان حرام و بیهوده) پاک نگهدارید، زیر دهانهاى شما راه قرآن است. «۱» (۱) و فرمود: نیازهاى خود را از افراد بزرگوار و مهربان بخواهید، تا برآورده شود، زیرا خداوند فرموده: رحمت خود را در دل بندگان خود قرار دادهام، و نیازها را از افراد سنگدل نطلبید، زیرا توفیق نمىیابید و به شما نمىبخشند و خداوند فرموده: خشم خود را در دل آنان قرار دادهام. (۲) و فرمود: در قیامت ممکن است بندهاى را به سبب گناهى از گناهانش، یک صد سال زندانى کنند، در حالى که برادران و همسران خود را در بهشت مىبیند (که در نعمت به سر مىبرند). (۳) و فرمود: هر کس گناهى را مرتکب شود و (به جاى ترس) از آن خندان باشد، در حال گریه به دوزخ فرستاده خواهد شد. «۲» (۴) و فرمود: آیا شما را به بزرگترین گناهان خبر دهم؟ عرض شد: بلى اى پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلم فرمود: بزرگترین گناهان سه چیز است: شرک به خدا، عاق والدین، و در حال سخن تکیه داده بود، یک مرتبه نشست و فرمود: بدانید که سومى آنها شهادت ناحق و دروغ است! و آنقدر این جمله را تکرار کرد، که گفتیم: اى کاش ساکت مىشد.
و قال رسول اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله: اکثروا من ذکر هادم اللّذات فانکم ان کنتم فی ضیق وسّعه علیکم فرضیتم به و ان کنتم فی غنى بغضّه فجدتم به فأجرتم لأنّ المنایا قاطعات الآمال و اللّیالی مدنیات الآجال و انّ المرء عند خروج نفسه و حلول رمسه یرى جزاء ما تقدّم و قلّة غنى ما خلّف و لعلّه من باطل جمعه و من حقّ منعه
. (۱) رسول خدا- صلّى اللَّه علیه و آله- فرمود: بسیار یاد کنید شکننده و خرابکننده لذّات را پس به درستى که شما اگر در مضیقه و تنگدستى بوده باشید آن حالت را به توسعه تبدیل مىکند پس به آن راضى مىشوید. و اگر در غنى و بىنیازى بوده باشید آن را دشمن جلوه مىدهد پس جود و بخشش مىکنید و سبب اجر شما مىگردد، براى اینکه مرگ آرزو را قطع مىکند و طى شدن شبها سبب نزدیکى مرگها مىگردد. و هر کس وقت بیرون شدن جانش و وارد شدن در قبرش نتیجه آنچه از اعمال از پیش فرستاده مىبیند. و مىبیند آنچه از او باقى مانده نفع او به حالش کم است و چه بسا شاید از راه باطل جمع کرده باشد و حقى را منع نموده باشد.
و قال امیر المؤمنین علیه السّلام: من علم انّ الموت مصدره و القبر مورده و بین یدى اللَّه موقفه و جوارحه شهیدة له طالت حسرته و کثرت عبرته و دامت فکرته.
حضرت امیر المؤمنین- علیه السّلام- فرموده: کسى که بداند مرگ بازگشت اوست و قبر جاى وارد شدن اوست و در مقابل قدرت حق تعالى ایستادن اوست و اعضا و جوارحش شاهد بر او هستند حسرت و افسوس او طولانى مىشود و گریه او بسیار مىشود و فکر او ادامه پیدا مىکند.
و قال صلّى اللَّه علیه و آله: من علم انه یفارق الاحباب و یسکن التّراب و یواجه بالحساب کان حریّا بقطع الأمل و حسن العمل فاذکروا رحمکم اللَّه قوله تعالى. وَ جاءَتْ سَکْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذلِکَ ما کُنْتَ مِنْهُ تَحِیدُ فَکَشَفْنا عَنْکَ غِطاءَکَ فَبَصَرُکَ الْیَوْمَ حَدِیدٌ
یعنى شاهدته ما بقى عندک فیه شک و لا ارتیاب بعد ما کنت ناسیا له غیر مکترث به فقال صلّى اللَّه علیه و آله: أ تدرون من اکیسکم؟ قالوا لا یا رسول اللَّه قال اکثرکم للموت ذاکرا و احسنکم استعدادا له فقالوا و ما علامته یا رسول اللَّه؟ قال التّجافى عن دار الغرور و الانابة الى دار الخلود و التزوّد لسکنى القبور و التّأهب لیوم النّشور.
(۲) آن بزرگوار- صلّى اللَّه علیه و آله- فرمود: کسى که بداند از دوستان جدا مىشود و در خاک ساکن مىگردد و با حساب روبرو مىگردد سزاوار است که قطع امید و آرزو از دنیا بنماید و عمل خود را نیکو کند. پس- خدا شما را رحمت کند- به یاد قول حق تعالى باشید که مىفرماید: سختىهاى مرگ آمد و این است آنچه از آن فرارى بودى پس کشف کردیم از تو پرده پیش چشم تو را پس چشم تو امروز تیز بین است یعنى آنچه را که در وى شک داشتى مشاهده مىکنى و مى بینى بعد از آن که او را فراموش کرده بودى و آن در نظر تو بىاهمیّت بود. پس پیغمبر- صلّى اللَّه علیه و آله- فرمود: آیا مىدانید زیرکترین شما کیست؟ عرض کردند:
نه یا رسول اللَّه- صلّى اللَّه علیه و آله- فرمود: آن کس که بیشتر به یاد مرگ باشد و آن کس که بهتر مهیّاى مرگ باشد. پس عرض کردند: یا رسول اللَّه- صلّى اللَّه علیه و آله- علامت آن چیست؟
فرمود: دورى کردن و پهلو تهى کردن از خانه دروغین، یعنى دنیا و قصد کردن به خانه همیشگى یعنى آخرت، و زاد و توشه برداشتن براى ساکن شدن قبرها و مهیّا شدن براى روز نشور و قیامت. و لقد احسن من قال شعرا:
اذکر الموت هادم اللّذّات و تجهّز لمصرع سوف یأتى
و قال آخر:
ما ذا تقول و لیس عندک حجّة لو قد اتاک منغص اللّذات
ما ذا تقول اذا دعیت و لم تجب فاذا ترکت فانت فی غمراتى
ما ذا تقول اذ حللت محلّة لیس الثقاة لاهلها بثقاة
(۱) و به تحقیق شاعر نیکو گفته: به یاد بیاور مرگ را که خرابکننده لذّتهاست و آماده شو براى خوابگاهى که به زودى مىآید.
چه خواهى گفت و حال آنکه حجّتى ندارى اگر آمد تو را شکننده لذّات. چه مىگویى وقتى دعوت شدى پس جواب نمىگویى وقتى واگذاشته شوى پس تو در شداید و سختیها هستى چه خواهى گفت وقتى وارد شدى در محلهاى که موثقین براى اهل او موثّق نیستند.
در حال مؤمن در هنگام مرگ
قال النبى صلّى اللَّه علیه و آله: انّ المؤمن اذا حضره الموت جاءت الیه ملائکة الرّحمن بجریدة بیضاء فیقولون لنفسه اخرجى راضیة مرضیة الى روح و ریحان و ربّ غیر غضبان فتخرج کالطّیب من المسک حتى یتناولها بعض من بعض فینتهى بها الى باب السّماء فیقول سکّانها و ما اطیب رائحة هذه النفس و کلّما صعدوا بها من سماء الى سماء قال اهلها مثل ذلک حتى یؤتى بها الى الجنة مع ارواح المؤمنین فتستریح من غم الدنیا و امّا الکافر فتأتیه ملائکة العذاب فیقولون لنفسه اخرجى کارهة مکروهة الى عذاب اللَّه و نکاله و ربّ علیک غضبان.
(۲) پیغمبر- صلّى اللَّه علیه و آله- فرمود: به درستى که وقتى مرگ مؤمن مىرسد ملائکه رحمت الهى با جرائد سفید به سوى او مىآیند و به نفس مىگویند خارج شو برو در حالى که از خدا راضى هستى و خدا هم از تو راضى است به سوى آسایش دائمى و زندگى طیّب و طاهر و خدایى که بر تو غضبناک نیست پس خارج مىشود مانند بوى خوش که از مشک خارج مىگردد و آن را دست به دست مىکنند تا مىرسد به در آسمان، دربانان و ساکنان آن مىگویند چه نیکو است بوى این روح. و هر چه بالا مىبرند از آسمانى به آسمانى اهل آن مثل آن را مىگویند تا او را به سوى بهشت مىآورند با ارواح مؤمنین. پس از غمهاى دنیا راحت مىشود. و امّا کافر پس ملائکه عذاب به سوى او مىآیند و با او به درشتى گفتگو مىکنند و روح او را از روى کراهت از بدنش خارج مىکنند و به سوى عذاب و عقوبت الهى مىبرند و خداوند متعال بر او غضبناک است.
و قال النّبى صلّى اللَّه علیه و آله: اما ترون المحتضر یشخص ببصره قالوا بلى قال یتبع بصره بنفسه
. (۱) پیغمبر- صلّى اللَّه علیه و آله- فرمود: آیا نمىبینید محتضر چگونه چشم خود را تیز مىکند؟ عرض کردند بلى یا رسول اللَّه: فرمود:
چشم او به دنبال جانش مىباشد.
و قال النّبى صلّى اللَّه علیه و آله: ما من بیت الا و ملک الموت یأتیه فی کلّ یوم خمس مرّات فاذا وجد الرّجل قد انقطع اجله و نفد اکله القى علیه غمّ الموت فغشیه کرباته و غمرته غمراته فمن اهل بیته النّاشرة شعرها و الضّاربة وجهها و الباکیة شجوها و الصّارخة بویلها فیقول ملک الموت ویلکم فما الجزع و الفزع و اللَّه ما اذهبت لواحد منکم رزقا و لا قربت اجلا و لا اتیته حتّى امرت و لا قبضت روحه حتّى استأمرت و انّ لى فیکم عودة ثمّ عودة حتى لا یبقى منکم احد.
(۲) پیغمبر اکرم- صلّى اللَّه علیه و آله- فرمود: هیچ خانهاى نیست مگر اینکه ملک الموت روزى پنج مرتبه به آنجا سرکشى مىکند.
پس وقتى که یکى از آنها مدّت زندگانى دنیایش تمام شده باشد و رزقى که در دنیا باید بخورد به آخر رسیده باشد ملک الموت غم و اندوه مرگ را بر او مىافکند. پس فرو مىگیرد او را ناراحتىهاى آن و مشکلات و سختىهاى آن بر او رو مىآورد. پس بعضى از اهل بیت او موى خود را مىکنند و به صورت خود مىزنند و گریه مىکنند از روى حزن و صدا را به وا ویلا بلند مىکنند. پس ملک الموت مىگوید واى بر شما این جزع و فزع براى چیست به خدا قسم من رزقى از شما نبردم و براى شماها مرگى را نزدیک نکردم. و در نزد او نیامدم تا اینکه از جانب خدا مأمور شدم. و روح او را نگرفتم مگر پس از آنکه از خداى متعال اجازه گرفتم. و به تحقیق من به سوى شما بازمىگردم پس بازمىگردم تا اینکه هیچ کدام از شما باقى نماند.
ثمّ قال: و الّذى نفسى بیده لو یرون مکانه و یسمعون کلامه لذهلوا عن میّتهم و لبکوا على نفوسهم حتّى اذا حمل المیّت فی نعشه رفرفت روحه فوق نعشه تنادى یا اهلى و یا ولدى لا تلعبنّ بکم الدّنیا کما لعبت بىمال جمعته من حلّه و من غیر حلّه و خلّفته لکم فالمهناة لکم و التّبعة علىّ فاحذروا مثل ما قد نزل بى.
(۱) پس فرمود: به خدایى که جان من در دست قدرت اوست اگر مىدیدند مکان او را و مىشنیدند کلام او را هر آینه از میّت خود غافل مىشدند و به حال خود مىگریستند. تا اینکه میّت را بر تابوت حمل مىکنند و او را برمىدارند، روح بر بالاى بدن او پر مىزند و فریاد مىکند: اى اهل من اى اولاد من دنیا شما را به بازى نگیرد چنانچه مرا بازى داد. مالى از حلال و غیر حلال جمع کردم و باز گذاشتم براى شما. اکنون گوارایى آن براى شماست و محاسبه آن بر من. پس شما بترسید از آنچه به سر من آمد. و لقد احسن القائل شعرا:
لقد لهوت و جدّت الموت فی طلبی و انّ فی الموت لى شغل عن اللّعبى
لو شمّرت فکرتى فیما خلقت له ما اشتدّ حرصى على الدّنیا و لا طلبی
(۱) و هر آینه به تحقیق شاعر نیکو گفته: هر آینه به تحقیق من سرگرم بازى هستم و مرگ با جدّیت در طلب من است. و یاد مرگ مرا از بازیهاى دنیا باز مىدارد. اگر فکر من دقّت و جدّیت مىکرد در آنچه که براى آن خلق شده حرص و طلب من براى دنیا این قدر شدّت نداشت. و قال الورّاق:
ابقیت مالک میراثا لوارثه فلیت شعرى ما ابقى لک المال
القوم بعدک فی حال یسرّهم فکیف بعدهم حالت بک الحال
ملوا البکاء فما یبکیک من احد و استحکم القیل فی المیراث و القال
انستهم العهد دنیا اقبلت لهم و ادبرت عنک و الایّام احوال
(۲) ورّاق گفته: مال خود را ارث براى وارثان باقى گذاشتى پس کاش مىدانستى که این مال براى تو نخواهد ماند. آنها که وارثند بعد از تو در حال خوشنودى و شادى به سر مىبرند براى آن ارث امّا بر تو چه مىگذرد آنها اطّلاع ندارند. همه مىگویند، لیکن هیچ کدام بر تو نمىگریند و همه قیل قال آنها براى سهم ارث است دنیایى که به آنها رو کرده و به تو پشت کرده تو را از یاد آنها برده و روزگار متحول و دگرگون است. و قال آخر:
هوّن الدّنیا و ما فیها علیک و اجعل الهمّ لما بین یدیک
انّ هذا الدّهر یدنیک الى ملک الموت و یدنیه الیک
فاجعل العدّة ما عشت له انّه تأتیک احدى لیلتیک
(۱) دیگرى گفته: دنیا و آنچه در اوست در نظر خود خوار و بىمقدار کن و تمام همت و کوشش خود را براى عالمى که در پیش دارى قرار بده این روزگار هر چه بگذرد تو را به سوى ملک الموت و او را بسوى تو نزدیک مىکند. پس تا زنده هستى خود را آماده و مهیّا کن براى دیدار او که او امشب یا فردا شب خواهد آمد. و قال سلمان (ره): اضحکنى ثلاث و ابکانى ثلاث اضحکنى غافل و لیس بمغفول عنه و ضاحک ملأ فاه و الموت یطلبه و مؤمّل الدنیا و لا یدرى متى اجله و ابکانى فراق الاحبّة و هول المطّلع و الوقوف بین یدى اللَّه عزّ و جلّ لا ادرى أ ساخط هو أم راض.
(2) سلمان فارسى- رحمه اللَّه- گفته: سه چیز مرا به تعجب آورد و خندانید و سه چیز مرا گریانید. و به تعجّب آورد و خندانید مرا کسى که غافل است و از او غافل نیستند. و آن کسى که دهن از خنده پر مىکند و حال آنکه مرگ آنها را مىطلبد. و آن کس که آرزومند دنیا است و نمىداند مرگ او چه زمان است. و به گریه آورد مرا فراق دوستان، و هول و وحشتى که در اثر اطلاع به چیزهایى که بعد از مرگ آگهى بر آن حاصل مىشود، و ایستادن در مقابل میزان عدل الهى و حال آنکه نمىدانم که آیا خدا از من راضى است یا نه. و اعلموا رحمکم اللَّه انّما یتوقّع الصحیح سقما یرد به و موتا من البلاء یدنیه فکانّه لم یکن فی الدّنیا ساکن و الیها راکن نزل به الموت فاصبح بین اهله و ولده لا یفهم کلاما و لا یردّ سلاما قد اصفرّ وجهه و شخص بصره و شرح صدره و یبس ریقه و اضطربت اوصاله و فلقت احشاءه و الاحبّة حوله یرى و لا یعرف و یسمع فلا یردّ و ینادى فلا یجیب خلّف القصور و خلّت منه الدّور و حمل الى اعناق الرّجال یسرعون به الى محلّ الاموات و دار الخسران و بیت الوحدة و الغربة و الوحشة ثم قسموا امواله و سکنوا داره و تزوجوا ازواجه و حصّل هو برمسه فرحم اللَّه من جعل الهمّ هما واحدا ثمّ اکل قوته و احسن عمله و قصر امله.
(۱) بدانید- خدا شما را رحمت کند- هر شخص صحیح البدنى منتظر است بیمارى را که به او وارد شود و مرگى را که او را به کهنه شدن نزدیک کند به نحوى که گویا این چنین کس ابدا ساکن دنیا نبوده. مرگ بر او وارد مىشود پس بین اهلش و اولادش دگرگون مىگردد که کلامى را نمىفهمد و قدرت ردّ سلام ندارد. صورتش زرد شده، چشمهایش قدرت حرکت ندارد.
سینهاش متلاشى شده، رطوبتهاى بدنش خشک شده، اعضاى بدنش پراکنده شده و احشائش شکافته شده است. دوستان در اطراف او هستند که آنها را مىبیند و نمىشناسد، مىشنود و قدرت رد کردن جواب را ندارد، و او را ندا مىکنند و نمىتواند جواب بگوید. قصرها و خانهها را ترک کرده و بر گردن مردان حمل شده و او را به سرعت به محلّه خاموشان و اموات مىبرند. و در خانهاى وارد مىشوند که متوجّه خسران و ضرر خود مىشوند، چون مىتوانستند آن را آباد کنند و نکردند و این خسران و ضرر بزرگى است، چون دیگر وقت از دست او رفته. و در خانه تنهایى و غربت و وحشت ساکن مىشود. و دیگران در خانه دنیایى او ساکن مىشوند. و زنهاى او به دیگران شوهر مىکنند. و او در خاک منزل مىکند. پس خدا رحمت کند کسى را که تصمیم خود را یکى کند براى اصلاح آخرت خود. و آنچه براى او از حلال ممکن است قوت خود قرار دهد. و به آن اکتفا کند. و اعمال نیکو به جا آورد و آرزوهاى خود را کوتاه کند.
و روى انه اذا حمل عدوّ اللَّه الى قبره نادى الى من تبعه یا اخوتاه احذروا مثل ما قد وقعت فیه انّى اشکو دنیا غرّتنى حتّى اذا اطمأننت الیها وضعتنى و اشکو الیکم اخلّاء الهوى حتّى اذا وافقتهم تبرّوا منى و خذلونى و اشکو الیکم اولادا آثرتهم على نفسى و اسلمونى و اشکو الیکم مالا کدحت فی جمعه فی البرّ و البحر و قاسیت الاهوال فأحذه اعدائى و صار وبالا علىّ و عاد نفعه لغیرى و اصبحت مرتهنا به و اشکو الیکم بیت الوحدة و الوحشة و الظّلمة و المسائلة عن الصّغیرة من عملى و الکبیرة فاحذروا مثل ما قد نزل بى فوا طول بلائى و عظیم عنائى مالى من شفیع و لا حمیم.
(۱) و روایت شده که چون دشمن خدا را بردارند و به جانب قبر ببرند صدا مىزند به کسانى که دنبال جنازه او هستند مىگوید:
اى برادران من دورى کنید از آنچه من در آن واقع شدم. به درستى که من از دنیایى شکایت مىکنم که مرا گول زد و فریب داد تا چون به او مطمئن شدم مرا خوار کرد. و از دوستانى شکایت مىکنم که هواپرست بودند و من با آنها موافقت کردم و اکنون از من بیزارى مىجویند و مرا ذلیل و بىچاره کردند. و به شما از اولادى شکایت مىکنم که بر خود مقدم داشتم و مرا واگذاشتند. و به شما از مالى شکایت مىکنم که براى جمعآورى آن زحمت کشیدم در سفر دریا و خشکى رفتم و خود را به خطرها انداختم پس اکنون نصیب دشمنان من شده و وبال بر من گردیده، نفع آن به دیگرى مىرسد و من در گرو آن مىباشم و به شما شکایت مىکنم از رفتن در خانه تنهایى و وحشتناک و تاریک که در آنجا از من سؤال از کوچک و بزرگ اعمالم مىشود. پس شما دورى کنید از آن بلاها که بر من وارد شده. آن چقدر طولانى است بلاى من و به چه زحمتهاى بزرگ گرفتار شدم. اکنون نه شفیعى دارم که براى من در پیشگاه خداى متعال وساطت کند و نه دوستى دارم که از من حمایت کند و مرا یارى نماید.
و کان رسول اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله اذا دخل الجبّانه یقول: السّلام علیکم ایّها الأبدان البالیة و العظام النّخرة الّتى خرجت من الدّنیا بحسراتها و حصلت منها برهنها اللهمّ ادخل علیهم روحا منک و سلاما منّا و منک یا ارحم الرّاحمین.
پیغمبر اکرم- صلّى اللَّه علیه و آله- چون وارد قبرستان مىگردید مىفرمود: سلام بر شما اى بدنهاى کهنه و استخوانهاى پوسیده که از دنیا با حسرت و اندوه تمام بیرون رفتهاید و اکنون در گرو کارها و اعمالتان مىباشید. خدایا رحمت از خودت و سلام از ما و خودت بر آنها داخل فرما اى خدایى که رحمتت بر بندگانت از همه بیشتر است.
و قال عبد اللَّه الجرهمى و کان من المعمّرین تبعت یوما جنازة فخنقتنى العبرة فانشدت شعرا:
یا قلب انّک فی الدّنیا لمغرور فاذکر و هل ینفعنّ الیوم تذکیر
فبینما المرء فی الاحیاء مغتبطا اذ صار فی الرمس تعفوه الاعاصیر
یبکى الغریب علیه لیس یعرفه و ذو قرابته فی الحىّ مسرور
فاسترزق اللَّه خیرا و ارضینّ به فبینما العسر اذ دارت میاسیر
و قال رجل من اصحاب الجنازة: تعرف لمن هذا الشعر؟ فقلت لا و اللَّه.
فقال: هو لصاحب هذه الجنازة و انت غریب تبکى علیه و اهله مسرورون.
(۱) عبد اللَّه جرهمى، که مرد معمّرى بود، گوید: روزى دنبال جنازهاى حرکت مىکردم پس گریه مرا گرفت و اشعارى که شنیده بودم و نمىدانستم صاحبش کیست به زبان آوردم. و معنى اشعار به فارسى چنین است: اى قلب به درستى که تو در دنیا مغرورشدهاى پس به یاد بیاور و آیا امروز یادآورى دیگر فایده دارد. در بین اینکه شخص در بین زندگان به لذایذ زندگى مشغول است ناگهان در خاک فرو مىرود و گل و خاک او را فرو مىگیرد، غریبى که او را نمىشناسد بر او مىگرید و خویشان و نزدیکان او در میان زندگان به سرور و خوشى مشغولند. پس از خدا طلب خیر کن و به آن راضى باش که در این بین سختى و مشکلات ناگهان به یسر و وسعت بر مىگردد.
پس در این حال مردى گفت: اى فلان مىدانى این اشعارى که گفتى از کیست؟ گفتم نه به خدا. گفت از صاحب این جنازه است و تو که غریبى بر او مىگریى و اهل او در حال سرورند براى ارثى که مىخواهند از او ببرند. فقال ابو العتاهیّة شعرا:
ارى الدّنیا تجهّز بانطلاق مشمّرة على فدم و ساق
فلا الدّنیا بباقیة لحىّ و لا حىّ على الدنیا بباق
(۱) ابو العتاهیه گفته: دنیا را مىبینم که با جدّیت تمام مهیّاى رفتن است نه دنیا براى زندهاى مىماند و نه زندهاى در دنیا باقى خواهد ماند. و قال بعضهم: محلّة الاموات ابلغ العظات فوردوا القبور و اعتبروا بالنشور.
(۲) بعضى فرمودهاند محلّه مردگان رساترین موعظههاست پس وارد شوید در قبرستان و میان قبرها و عبرت بگیرید از روزى که قیامت بر پا شود و اینها سر از خاک بردارند. و روى بعضهم یدخل المقبرة لیلا فینادى و یقول یا اهل القبور من انتم ثم یجیب عن نفسه نحن الآباء و الامّهات و الاخوة و الاخوات نحن الاحباب و الجیران نحن الاصدقاء و الاخوان نحن الاحبّة و الخلّان طحنتنا البلاء و اکلنا الجنادل و الثرى.
(۳) نقل شده که: بعضى از عرفاء داخل در قبرستان مىشد و ندا مىداد که اى اهل قبور شما چه کسانى هستید؟ سپس خودش از طرف آنها جواب مىداد که ماییم پدران و مادران و برادران و خواهران، ماییم دوستان و همسایگان، ماییم رفیقان و برادران، ماییم محبّان و علاقهمندان به یک دیگر. بلاها ما را خرد کرده و آسیا نموده و سنگها و خاک ما را خورده است.
و انشد بعضهم و قال:
خمدوا و لیس یجاب من ناداهم هم موتى و کیف اجابه الاموات
(۱) بعضى چنین فرمودهاند: آنان ساکتند و جواب نمىدهند کسى را که آنها را صدا کند، آنها مردگانند و چگونه مردگان جواب دهند.
و قال البراء بن عازب: بینما نحن مع رسول اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله اذا أبصر بجنازة تدفن فبادر الیها مسرعا حتّى وقف علیها ثم بکى حتّى بل ثوبه ثم التفت الینا فقال یا اخوانى لِمِثْلِ هذا فَلْیَعْمَلِ الْعامِلُونَ احذروا هذا و اعملوا له.
(۲) براء بن عازب گفته: در بین اینکه با رسول خدا- صلّى اللَّه علیه و آله- بودیم ناگهان چشم آن بزرگوار به جنازهاى افتاد که او را دفن مىکردند. پس به سرعت به طرف آن رفت تا اینکه بر بالاى آن قبر ایستاد پس چنان گریه کرد که جامه و لباسش از اشک چشمش تر شد. پس روى مبارک به جانب ما کرد و فرمود: برادران من براى اینجا باید عملکنندگان عمل کنند از اینجا بترسید و براى آن عمل کنید. و کتب بعضهم الى ملک یعظه ایّها الملک اعدل برعیّتک و ارحم من تحت یدیک و لا تتجبّر علیهم و لا تعل قدرک و لا تنس قبرک الّذى هو منتهى امرک فان الموت یأتیک و ان طال عمرک و الحساب امامک و القیمة موعدک و قد کان هذا الأمر الّذى انت فیه بید غیرک فلو بقى له لم یصل الیک و سینتقل عنک کما انتقل عنه و انه لا یبقى لک و لا یبقى له فقدّم لنفسک خیرا تجده محضرا و تزوّد من دار الغرور لدار الفرح و السّرور و اعتبر بمن کان قبلک ممّن خزّن الاموال و جدّد الاقلال و جمع الرّجال فلم یستطع دفع المنیّة و لا ردّ الرّزیة فلا تغتر بدنیا دنیّة لم یرضها اللَّه جزاء لأولیائه و لا عذابا لأعدائه.
(۱) بعضى از بزرگان به سلطانى نامه نوشت و او را موعظه کرد که:
اى سلطان با رعیّت خود با عدالت رفتار کن، و به زیردستان خود رحم کن، و بر آنها تکبّر مکن، و قدر خود را بالا مبر، و قبر خود را که منتهاى زندگى تو است فراموش نکن. پس به تحقیق که مرگ تو را خواهد آمد گرچه عمر طولانى بنمایى. و حساب کارهاى تو در پیش تو است. و قیامت وعدهگاه تو است. و این امر سلطنت که در دست تو است به دست غیر تو بود. و اگر براى او باقى مىماند به تو نمىرسید و به زودى از تو به دیگرى انتقال پیدا مىکند. نه براى او باقى مىماند و نه براى تو باقى خواهد ماند. پس چیزى براى خود پیش فرست تا آنجا آن را حاضر بیابى. و بهرهبردار از این منزل غرور و ناپایدار براى آن منزل فرح و سرور. و از حال گذشتگان عبرت بگیر که آنها مالها را جمع و خزانه کردند و تازه نمودند استقلال و شخصیّتهاى خود را. و مردان جنگجو را جمعآورى کردند. با همه اینها نتوانستند مرگ را از خود دفع کنند و قادر نشدند بلاها را از خود ردّ کنند. پس مغرور مشو به دنیاى بىمقدار که خداى متعال راضى نشد آن جزاى دوستانش باشد و نه عذاب دشمنانش. و اعتبر بقول القائل شعرا:
و کیف یلذّ العیش من کان موقنا بأنّ المنایا بغتة ستعاجله
و کیف یلذّ النّوم من کان مؤمنا بأنّ إله الخلق لا بدّ سائله
و کیف یلذّ العیش من کان صائرا الى جدث یبلى الثّیاب منازله
و کیف یلذّ النّوم من اثبتوا له مثاقیل اوزان الذى هو فاعله
(۱) و عبرت بگیر به قول این شاعر که مىگوید: چگونه از عیش دنیا لذت مىبرد کسى که یقین دارد مرگ و اجل او ناگهان مىرسد و به زودى او را از این عالم به عالم دیگر خواهد برد.
و چگونه از خواب لذّت مىبرد کسى که ایمان دارد که خداى متعال از او سؤال خواهد فرمود. و چگونه از زندگانى دنیا لذّت مىبرد کسى که به سوى قبر مىرود که در آن پوسیده مىشود، چگونه از خواب لذّت مىبرد کسى که براى او ثابت کردهاند که میزانى هست که اعمال به آن سنجیده مىشود.
| موضوع : احادیث موضوعی, فضایل اخلاقی تاریخ ارسال : ۲۰ دی ۹۰ نویسنده : 3erat |
| برچسب ها : روایات مرگ و قبر ، قبر و حهنم ، مرگ سخت و آسان ، یاد مرگ و قیامت |




